ما پرسیدید خلف من جواب دادم

عبارت ما پرسیدید خلف من جواب دادم در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
تایید کامنت  
الان چند مدتی میشه که به این نوع عارضه مبتلا شدم اونم این که وقتی کامنت میزارن اغلب میخونم و و فکر میکنم که جواب دادم و در حالی که خوندم ولی نه جواب دادم و نه تایید و مورد دیگه ای که رخ میده اینه که میخونم و جواب میدم و یادم میره که تایید رو بزنم |... و مورد دیگه این که فکر میکنم جواب دادم در واقع چیزهایی که میخواستم بگم رو توی ذهنم مرور میکنم و فکر میکنم که جواب دادم و تایید رو میزنم |حالا ممکنه فکر کنین که ای بابا به اینم پیام میدیم اصلا جواب نمید

درخواست حذف این مطلب
پیاز  
سلام تاحالا از خودتون پرسيديد نقش پیاز تو غذای ایرانی چیه؟ احتمالا از یکی پرسيديد و جواب این بوده که بوی بد گوشت رو بگیره. اگه نه که خب بقیش رو میدونید اگه بله آیا این باور درسته؟ نع دفعه اولی که شک به موضوع این بود که قیمه درست کرده بودم، یکم دادم همخونه ای مزه کنه، گفت که شیرینه تاحالا راجع به قیمه فکر شیرین بودن کرده بودید؟ فکر دیدم شاید پیاز وقتی سرخ میشه شیرین میشه. که بله همین اتفاق میفته دلیل این که پیاز میریزیم اینه که ما یه شیرینی ریزی

درخواست حذف این مطلب
ایشالا برا هیچکدوممون اتفاق نیفته...  
پیام دادم و گفتم بیا خوشم می دار جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو پ.ن نمیدونم تا کی فقط میدونم سالها باید انتظار بکشم،حالا بعدش بینیم بشه ،نشه ... ولی آدرس وبلاگمو بش نمیدم... شایدم دادم

درخواست حذف این مطلب
روز دوم ج ...  
... ب بازم با ساناز حرف زدم. دعوا سر یک کار بازاری ... شبکه ای بود. با این که اصرار شدید من بر روی ساعت 9 شب بود. خانم ساعت 11 30 شب به قول خودش رسیده بود به خونه. 40 دقیقه ای پیام دادم و کلی زنگ. تا ساعت 12 20 دقیقه شب ساناز جواب داد. من بهش گفتم میخام باهات اتمام حجت کنم. کارت رو به خاطر من ول کن. ولی گفت ولش نمی کنم. من رو بی خیال شو. سه بار هم این رو گفت. منم ایموم رو پاک ... . زنگ زد و من از روی احترام جوابش رو دادم. حرف زدیم و ایشون قول دادن که تغییر میکنن. ولی با

درخواست حذف این مطلب
نحوه برخورد با پسری که زیر قولش زده و با یکی دیگه نامزد کرده  
سلام من در مورد این که چه طور با ازدواج ی که نامردی کرده و زیر قولش زده کنار بیایم، پیشنهاد پست دادم. من اگه ببینمش چه طور مقاومت کنم در برابر نامردی که به من کرده و رفته سراغ یکی دیگه. طی چند سال برای این پسر خیلی فداکاری ، کاراش رو ردیف ، ازم مهلت خواست، بهش مهلت دادم، ازم خواست به خاطرش نه بگم به خواستگارام، گفتم. ما با اطلاع خانواده ها در ارتباط بودیم و اومدند خواستگاری. بیشتر از یک سال طول کشید بیاند با کلی ادا اطوار . ازم جواب خواستند منم جو

درخواست حذف این مطلب
سوال  
شب است، شبی بی انتها و ستارگان در دوردست، بی اعتنا به کار خود مشغول در آن هجمه ی سیاهی پرسید که چه؟ جواب دادم برای چه که چه؟ گفت برای خودت، برای خودم. گفتم برای خودم یا خودت که هرچه بگویم قابل قبول است. باز پرسید مگر جز به من، به دیگری هم وفاداری؟ جواب دادم مگر من روزی دیگری تو نبودم؟ گفت ولی حالا که دیگر دیگری نیستی گفتم اگر برای حالا جواب بخواهی، هرچه بگویم درست است. دوباره پرسید مگر آینده همین حالا نیست؟ جواب دادم مگر گذشته جز همین حالاست؟ گ

درخواست حذف این مطلب
پاها رو زمین طرفدار پرواز  
بالا ه شد ینی هنوز که نشده اما میدونم میشه آزمون بعدیو دادم و جواب نهاییش تا یه ساعت دیگه میاد این دفه بهتر دادم فک میکنم مودم خوبه دد فردا میاد گاد ای وانا سی هم هفته ی سختی دارم ولی قراره با یه انرژی جدید شروع کنم قراره بتر م دیروزم مهم نیس حتی امروز تا که هس فردا تا که هس فردا

درخواست حذف این مطلب
:دی  
مس ه است الان از تون بخوام دعا کنید جواب آ ین ی هم که درخواست دادم منفی باشه ؟

درخواست حذف این مطلب
علی ام!  
داشتم تو کوچه مون میرفتم، یکی از بچه های خوابگاه رو دیدم که با دوستش میومد. براش دست تکان دادم و گفتم سلام بی توجه از کنارم رد شد. برگشتم گفتم نشناختی؟ نگام کرد. گفتم نشناختی؟؟ یه چیزی زیر لب گفت و روشو برگردوند و رفت. از شخصی که اونجا ایستاده بود پرسیدم چی گفت؟؟ جواب داد گفت من چند نفر رو دیگه نمیشناسم، یه کلمه بد هم گفت بهتون عصبانی شدم. یه نگاه به ته کوچه انداختم. داشت سرک میکشید. گفتم صبر کن ببینم با دوستش از خم کوچه گذشتن. قدمهام رو تند و بهش

درخواست حذف این مطلب
علی ام!  
داشتم تو کوچه مون میرفتم، یکی از بچه های خوابگاه رو دیدم که با دوستش میومد. براش دست تکان دادم و گفتم سلام بی توجه از کنارم رد شد. برگشتم گفتم نشناختی؟ نگام کرد. گفتم نشناختی؟؟ یه چیزی زیر لب گفت و روشو برگردوند و رفت. از شخصی که اونجا ایستاده بود پرسیدم چی گفت؟؟ جواب داد گفت من چند نفر رو دیگه نمیشناسم، یه کلمه بد هم گفت بهتون عصبانی شدم. یه نگاه به ته کوچه انداختم. داشت سرک میکشید. گفتم صبر کن ببینم با دوستش از خم کوچه گذشتن. قدمهام رو تند و بهش

درخواست حذف این مطلب
علی ام!  
داشتم تو کوچه مون میرفتم، یکی از بچه های خوابگاه رو دیدم که با دوستش میومد. براش دست تکان دادم و گفتم سلام بی توجه از کنارم رد شد. برگشتم گفتم نشناختی؟ نگام کرد. گفتم نشناختی؟؟ یه چیزی زیر لب گفت و روشو برگردوند و رفت. از شخصی که اونجا ایستاده بود پرسیدم چی گفت؟؟ جواب داد گفت من چند نفر رو دیگه نمیشناسم، یه کلمه بد هم گفت بهتون عصبانی شدم. یه نگاه به ته کوچه انداختم. داشت سرک میکشید. گفتم صبر کن ببینم با دوستش از خم کوچه گذشتن. قدمهام رو تند و بهش

درخواست حذف این مطلب
نشد بیام تک تک رمز رو بگم !  
بسم الله مهربون رمز پست یعنی دوباره کنکوری شدم رو برمیدارم الان و سعی میکنم بدون رمز بنویسم فقط خواهش میکنم سوالایی مث چرا میخوای دوباره کنکور بدی؟ مگه محروم نیستی ؟ میخوای انصراف بدی؟ مگه پزشکی چشه ؟ تو اصن دانشجو هستی ؟ میرسی بخونی؟ و غیره نپرسید من قبلا تک تک این سوالات رو جواب دادم اگه هم خواننده ی قدیمی باشید که خب جواب همه رو میدونید دیگه \+ببخشید بابت کامنت های پست قبل که تایید نشدن ، بعضی پست ها موقتن جواب کامنت هارو وبلاگ خودتون مینو

درخواست حذف این مطلب
شماره 59  
ازم پرسید تا حالا خودکشی کردی؟ جواب دادم آره چند روز پیش بیشتر آهن ی که بهم انرژی مثبت می دادن رو پاک

درخواست حذف این مطلب
هاااااااا هوم* :-)  
دویدم و دویدم، سر کوهی رسیدم، دو تا خاتون رو دیدم یکی به من آب داد، یکی به من نون داد نون رو خودم خوردم آب رو دادم به صحرا، صحرا به من علف داد علف رو دادم به بزی، بزی به من شیر داد شیر رو دادم به بقال، بقال به من سوزن داد سوزن رو دادم به خیاط، خیاط به من عبا داد عبا رو دادم به ملّا، ملّا به من دعا داد دعا رو دادم به خدا، خدا به من شفا داد... شفا رو پیش خودم نگه داشتم \- صدای نفس های لیلی، موقعی که وسط شب برای شیر خوردن بیدار میشه \- مهلا به این جای شعر که

درخواست حذف این مطلب
رایی رایی بیا بریم بمیریم؛ سپهری رو که هر چی گفتم نیومد...  
نه آشنا، نه همدمی...نه شانه ای ز دوستی که سر نهی بر آن دمی...تویی و رنج و بیم تو،تویی و بی پناهی عظیم تو...نه شهر و باغ و رود و منظرش،نه خانه ها و کوچه ها،نه راه آشناست؛نه این زبان گفت و گو زبان دل پذیر ماست...تو و هزار درد بی دوا...تو و هزار حرف بی جواب...کجا روی؟به هر که رو کنی تو را جواب می کند . . من نمی دانم عمو خسرو تا به حال این قطعه را خوانده یا نه، گمان نمی کنم راستش. ولی اکنون کاملا در ذهنم صدایش زنگ می زند وقتی که می گوید quot تو را جواب می کند... quot ت

درخواست حذف این مطلب
دوستانه  
سلام به همه کاربران عزیز وگرامی می بخشین که دیر جواب سوالهایتان رادادم مشغول تدریس بودم وکارهای شخصی خب امیدوارن کا ناراحت نشده باشین دوستان زیادی زنگ زده بودن وگله مند بودن حق باشماست ولی شماهم خودتونو جای من بزارین خب بگذریم جوابه همه ایمیل هایتان را ب دادم دوستانی که جدید عضوشدن ع های وسوال های پرسیدن که باید بگم عجله نکنید چشم جواب همه سوالهایتان را میدهم

درخواست حذف این مطلب
بگو نع  
نوه ای ... جان، ... بزرگ ِِ تقریبا هم سن و سالیم البته بنده با دو، سه تا از نوه هاش و پسر آ ... ... هم سن و سال هام آخه ... نه تا بچه داره بعد مدت ها که جواب پیام هامو نمیداد یکدفعه امشب پیام داد فردا بعدازظهر خونه ای بیام برام فایل پاو ... ونت درست کنی؟ جواب ش دادم در خدمت م اینجانب نع گفتن بلد نیستم، گرچه شدیدا در این لحظه در حال مؤاخذه شدن هستم توسط کودک درون م، پیرمرد درون م، والد درون، حتی قوه تشخیص پفیوز خوشگل ، و از همه بدتر ... درونم البته این به قول خ

درخواست حذف این مطلب
حکایت  
میانترم نشسته بودم منتظر که بیاد هنوز نیموده سلام نکرده میگه با آقای \#34 ف \#34 مشتاق دیدار کم پی این ور سال تشریف نیاوردید سر کلاس براش توضیح دادم که گرامی سر کارم اونم به عنوان آزمایش ی سخت که بیام کلاس گفت اوهوم، امتحان بسی مز ف و بود همه سوالاتُ جواب دادم آنهایی که بلد بودم اول از همه و کامل و اون سه تا که بلد نبودم رو نصف و نیمه هر چی تُرهات ِ و ترشحات ذهنی بود نوشتم براش ، برگه رو که بهش دادم بازم گفت آقای \#34 ف \#34 بعد امتحان کلاس تشکیل میشه گفت

درخواست حذف این مطلب
1167 - امتیاز؟  
یه لیستی نوشتم از همه ادمهایی که میشناسم.. دوست و دشمن دور و نزدیک فامیل و غریبه به همشون امتیاز دادم .. امتیازهای مختلف.. تو یه سری هاشون بدون اینکه فکر کنم دادم 10 یعنی خیلیییییییی عاالی و به یه سری ها دادم 2 .. 1.. عدد 10 هام زیاد بودند به ظاهر خوب بود ولی در باطن حس می زیادی خوش بینانه امتیاز دادم بهشون پیام دادم و کار جدیدم رو بهشون معرفی و ادرس کانال و گروه رو دادم .. ... از اون همه عدد 10 اگر چندتاشون به من تبریک گفته باشن و گفته باشن خیلی عالیه موفق

درخواست حذف این مطلب
یک رود و صد مسیر، همین است زندگی...  
محور بحث اصلی یادم نیست . یهویی برگشت تو صورتم گفت خوش بحال مامان و بابات، دختر حرف گوش کنی هستی ، بچه ی خوبی هستی براشون، دیگه ننه بابا بیشتر از این چی میخوان یه لحظه جا خوردم ، یعنی مس م میکنه که بی عرضم؟ لوسم؟ بچه ننم؟ خودمو جمع و جور ،جواب دادم آدم در مقابل هر تجربه ی که ب میکنه یه سری محدوده ها و ارزش ها رو از دست میده بهم گفت آره باهات موافقم ولی یکم وا بده از محدوده ی امنیتت ، تجربه نداشته باشی، باختی تو این دوره و زمونه جواب دادم میدونم من

درخواست حذف این مطلب
دام  
یکی از سؤالات تمرینای کتاب آدامز این بود که خود را در دام قدر مطلق نیندازید. و بعد یک عبارت قدر مطلق کاملاً ساده رو نوشته بود. چیزی که با اطلاعات اولیه از قدر مطلق اونو میشه جواب داد. اما متن این سؤال منو حس به فکر فرو برد. و بعد ها جواب خودمو این طور دادم که گاهی اوقات که دانش آدم درباره ی موضوعی بالا می ره سؤالات ابت رو نمی تونه راحت پاسخ بده. و واقعاً قدر مطلق یکی از همون سؤالات ساده ی سخت بود... دام قدر مطلق یا دام هر چیز دیگه... زندگی پر از دامه...

درخواست حذف این مطلب
باید وانمود کنم  
از ظهر که زنگ زد تا الان دیگه زنگ نزده منم هر چی درخواست تماس دادم جواب نداد دیگه مجبور شدم خطم ُ شارژ کنم و بهش زنگ بزنم بازم جواب نداد منم بهش اس دادم که معلوم هست کجایی و اینکه دیگه نمیخواد روزام بهم زنگ بزنی .. چون بعدشم که میخواد زنگ بزنه ی چیزی میخواد بگه و نبودنش رو بپیچونه .. ما هم که چیز زیادی نمونده رابطمون تمام شه دیگه برام مهم نیست کجاست ُ داره چکار میکنه .. نه که برام مهم نباشه هااا ولی باید اینجوری وانمود کنم تا کم کم عادت کنم . . . درد د

درخواست حذف این مطلب
غیرمجاز  
درست از لحظه ای که آ ین حرفم، آ ین حرفی که می توانستم بزنم را گفتم، هردویمان ت شدیم. عصبانی و ت. اما من به بحثم توی ذهنم ادامه دادم.در جاده ای تاریک بودیم. موزیکی پخش نمی شد. تنها بودیم. بغل دست من نشسته بود و من داشتم با او توی ذهنم حرف می زدم. حرف های نگفته را می گفتم، جواب می شنیدم، جواب می دادم. فریاد میزدم. گاهی حرفم را پس میگرفتم. گاهی مطمئن تر میگفتم. گاهی میدادم. گاهی قهر می یا قهر می کرد. هی حرف پشت حرف می آمد. اما...اما واقعیت سکوت بود.او هم کن

درخواست حذف این مطلب
بنگ بنگ بنگ  
به بات توییتر تهران پی ام دادم و یه اعتراضکی و فک نمی ادمینش ج بده \- وگرنه لحن جدی تر می نوشتم \- ولی جواب داد و اینا. احساس می کنم جزو معترضین ِ صورت پوشونده ی گاز اشک آور خورده ی جلوی م

درخواست حذف این مطلب
که مقصر صد در صدش بودم...  
امروز _بابت بحث و قهر ب\- پیام داده که غصه نخور، همه چی خوب میشه جواب دادم که همه چی خوبه همه چی تویی تو خوبی میخوامت لعنتی...

درخواست حذف این مطلب
من امروز اصلا نباید توی خونه میبودم!  
همون موقع \- البته بعد از ظهر بود \- که با صدای داد و بیداد و دعوا از خواب بیدار شدم فهمیدم اتفاق خوبی قرار نیست بیفته. نه صبرم جواب نداد، معمولاً هم جواب نمیده. از یه حدی که دعوا جنگ تر شد \- دعوایی که نه سرش به من ربط داشت، نه تهش \- وارد قضیه شدم. یک بطری یک و نیم لیتری بهم پرتاب شد، یک بطری یک و نیم لیتری رو برداشتم که پرتابش کنم، یک میز برداشته شد که به سمتم پرتاب بشه. یک زنِ مظلومِ بی پناه بین من و سوژه ایستاد، گریه کرد، جیغ زد، از حال رفت، غش کرد ب

درخواست حذف این مطلب
ع ... پدر  
پدر زنگ زد. ع ... ش رو دیدم. ناهار می خوردم. برنداشتم. هر بار جواب دادم یا بعدش زنگ زدم، گفته که اشتباهی زده. خوب یکبار هم برای دلخوشیم بگو می خواستم احو ... رو بپرسم. پدر من مثل خودم یا در واقع من مثل او، خیلی اهل ملاحظه ست و مثلا نمی خواد مزاحم مادر سه فرزند بشه. اما خوب بلده چطور با فامیل بدون ایجاد مزاحمت و توقع پذیرایی nbsp ، صله رحم کنه. چرا برای من نه به هر حال جواب ندادم. و الان دارم فکر می کنم شاید یکی مرده شاید یکی حالش خوب نباشه شاید nbsp واقعا زن

درخواست حذف این مطلب
پایتخت و غیر پایتخت  
هموطنان عزیز ن در شهرستان ازتون گله دارم ما هروقت از تهران اومدیم شهرتون فقط به جرم اینکه تهرانی هستیم انواع بدترین برخوردا تا زرنگ بازیو ازتون دیدیم. ولی وقتی خودتون تهران میاید باهاتون اینطوری رفتار نمیشه. من خودم مورد بوده یه ساعت وسط خیابون و م با gps واسه بنده خ که از شهرستان اومده بود راهو گم کرده بود توضیح دادم. \+ در جواب کجایی هستی بهترین جواب اینه ایرانیم

درخواست حذف این مطلب
کنکوری طور مثلا !  
بسم الله مهربون این دو روزه کانال شاید به راحتی 20 تا پیام داشت که زودتر پست کنکور و کتاب رو بنویسم کلی هم سوال بود درباره ی برنامه ریزی و کتاب و استفاده از فضای مجازی و موبایل و اینا ... که خب همینجا بگم که من سال کنکورم حتی وبلاگ هم داشتم پس اگه درست استفاده کنیم قطعا مشکلی پیش نمیاد . واقعیت اینه که به شدت این روزا سرم شلوغه ... هم درس میخونم ، هم روزهای ا یه که سه تامون اینجاییم بدو بدو میریم ید برای و کافه و اینا ... هم اینکه الف اومده و من سعی میک

درخواست حذف این مطلب
عنوان ندارد  
قبلنا مردم ازین جا رد می شدن گاها یه سلامی می . من م تو دل م جواب شون رو می دادم. کاملا فراموش شده م. \-انتظارات بی جاایشالا یه روز پست های بلاگ م از توییتری بودن در میان. ایشالا.

درخواست حذف این مطلب
زیبا سلام  
قرار بود بریم توچال گفتم شلوار ورزشی تابستونی ندارم. سایزم رو پرسید ع فرستاد این مدل این رنگ ها کدومش برات ب م؟ جواب دادم دستت که گوشه ع ه چقدر قشنگه.

درخواست حذف این مطلب
جواب به یک سوال  
عزیزی سوال فروش چرم و کیف و صنایع از پوست حیوانات در این دیار فروش موفقی می تونه داشته باشه یا نه؟دوست گرامی از بد ی پرسيديد. چون بنده گیاهخوارم و با کشتن حیوانات حتی برای رفع گرسنگی انسان مخالفم، اطلاعی درینمورد ندارم .چندین بار انی از جمله شما، خواستن برای جواب سوالشون با واتساپ و تلگرام جوابشونو بدم. اجازه بدین همینجا در وبلاگ در خدمتتون باشم. هر سوالی در هر موردی، در مورد استرالیا اگر بدونم با کمال میل جواب میدم. nbsp موفق باشید

درخواست حذف این مطلب
صندلی داغ من  
قول میدم هرسوالی که پرسيديد جواب بدم جز سوالات خیلی شخصیبعله خیلی خیلی شخصی

درخواست حذف این مطلب
از هر دری سخنی:|  
از وقتی اومدم اینجا یاد حرفای فاطمه افتادم که میگفت تو با غیر خودی و ی که نخوای ارتباط نمیگیری ،نه که نتونی نمیخوای فک کنم کلهم اجمعین با هیچ حرف نزدم تا وقتی ی ازم سوال پرسید که اونم کوتاه جواب دادم اما با لبخند درحدی که امروز از یه خانم بلند سوال پرسیدم از اجبار همه باتعجب نگام که اا این لال نبود | با این همه آدمی نیستم خودمو بگیرم ولی اصلا خوشم نمیاد ی سرک بکشه تو زندگی و کارم..واینکه تا وقتی خودم نخوام ی بخواد حرف بزنم | وحتی وقتی ی ازم پرسید

درخواست حذف این مطلب
هاااااااا هوم* :-)  
دویدم و دویدم، سر کوهی رسیدم، دو تا خاتون رو دیدم یکی به من آب داد، یکی به من نون داد نون رو خودم خوردم آب رو دادم به صحرا، صحرا به من علف داد علف رو دادم به بزی، بزی به من شیر داد شیر رو دادم به بقال، بقال به من سوزن داد سوزن رو دادم به خیاط، خیاط به من عبا داد عبا رو دادم به ملّا، ملّا به من دعا داد دعا رو دادم به خدا، خدا به من شفا داد... شفا رو پیش خودم نگه داشتم \- صدای نفس های لیلی، موقعی که وسط شب برای شیر خوردن بیدار میشه \- مهلا به این جای شعر که

درخواست حذف این مطلب
جواب نده  
جواب نده منو از چی میترسونی ؟ از قهر ت ؟ من همین هفته پیش کل زندگیمو شستم گذاشتم کنار جواب نده منو از چی میترسونی ؟ از نبودنت ؟ من وقتی خودم نیستم چه فایده ایی داره اطرافیانم باشن ؟ جواب نده منو از چی میترسونی ؟ از رفتنت ؟ من خیلی خیلی زود رفتنی ام .. پس این چیزا رو جدی نمیگیرم .. آره .. امضا.ربات.

درخواست حذف این مطلب
بیل گیتس  
من معمولاً اگه به ی چند بار ت ت بدم و طرف جواب نده، بلاکش می کنم. تا حالا چندین بار به آقای بیل گیتس پیام دادم به هیچ عضویشو نبوده. حتّی سین هم نکرده. نباید بلاکش کنم؟حالا پول داری که داشته باش، وقتی یه ذره شعور نداری، یه ریال معادل چُ سِنت نمی ارزه. پیش خوش نمیگه شاید من کار واجب باهاش داشته باشم؟ جدّی چی می شه که آدما اینجوری می شن. واقعاً که...یه بار در اوان جوانی اوا نوجوانی، یه کامنت زیر یکی از پستاش گذاشتم و به انگلیسی گفتم «اگه این کامنت منو

درخواست حذف این مطلب
جواب...  
پرسیده بودن تعریف عشق از نظر شما چیه؟ جواب داده بود اینکه بتونی تمام سوالای فلسفی زندگیتو با یادش جواب بدی...این که تا صبح کنارش باشی اما نتونی چشم ازش برداری.... خوشمان آمد....

درخواست حذف این مطلب
رفتار دختری که ازش جواب رد شنیدم اذیتم میکنه  
سلام دوستان عزیز حدود ۱ سال پیش در یک آزمایشگاه بصورت قرادادی مشغول به کار شدم. سرم توی کار خودم بود و سر به زیر بودم . همکار خانمی در محل کارم بود که فقط سلام و علیک معمولی داشتیم. بعد از چند ماه احساس که رفتار و نگاه های اون نسبت به من بیشتر شده و توجهش به من بیشتره ، ناخواسته بهش وابسته شدم ، وقتی بهش پیشنهاد دادم جواب رد داد و گفت ی توی زندگیمه و بعد از اون قضیه سعی بیخیالش بشم. ولی نگاه های او دوباره منو فریب داد و دوباره بهش پیشنهاد دادم و جو

درخواست حذف این مطلب
سوخته دل این حروف به حالش  
لطفا منو ببر پیش همون ... ی که بهت گفته جواب ندادن کامنت یا پی ام یا ت ... ت، دیر جواب دادن بدون عذرخواهی ... ، سین زدن ولی جواب ندادن، بلاک ... ، آنلاین بودن ولی سین نزدن یا هر عمل مافوق بشری دیگه ای کار بزر ... ه که ازم بپرسه خب حالا از چی این پسره خوشت اومده؟ تا بهش بگم خیلی مودب بود، زود جواب میداد، دیر جواب میداد عذرخواهی میکرد و به صورت طولانی مینوشت توی این زمان کجا بوده بدون این که با هم هیچ نسبتی داشته باشیم...

درخواست حذف این مطلب
پست 317 نوشت:)  
دیروز روز جون کندن بود بعد یه ماه کار ن ... ، دوفصل حاضر ... تاا ... شب تحویل دادم، بعدشم که فصل پنج گذاشتم برای امروز بادقت انجامش بدم و هم اینکه فصل سومشو یه تغییراتی بدم بد نیس هر دو با یه ... تز رو گرفتن ممکنه بد شه. از طرفی یه مشتری رو مخ دارم ماون نیرو انسانی یه استان نمیدونستم که من این زنگ میزد هی ردش می ... تا اینکه همکارم گفت میدونی این کیه؟؟؟؟؟؟؟ خخخخ اصن منو برق 3 فاز گرفت، حالا بازم از دیروز زنگ زده من بی جواب اس داده من بی جواب. یه مشتری دیگم

درخواست حذف این مطلب
کتابخوناش بیان وسط  
دوست فرهیخته و ادیب وبلاگی بانو نازلی نیکان در وبلاگش http www.n\-nikan.blogsky.com 1396 04 18 post\-229 197\-چالش\-معرفی\-کتاب\-یا\- های\-خاص\#commentsچالشی برانگیخته راجب کتاب و کتاب خوانی...اینکه بین کتابهایی ک خوندین یا ایی ک دیدین کدوم شخصیت روتون تاثیرگزار بوده یا اصلا دوست داشتین جای کدوم شخصیت بودین؟؟؟چرا و به چه دلیل؟؟؟من خودم اونجا جواب دادم که دوست داشتم جای سیندرلا و یکی از داداشای امیدوار و کوکب خانوم زن پاکیزه و نظیف بودم مام دوست داشتین اینجا جواب بدین ندا

درخواست حذف این مطلب
بی تو  
بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو nbsp پیام دادم و گفتم بیا خوشم می دار جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو nbsp quot سعدی quot

درخواست حذف این مطلب
امروز  
\+امروز رفتم تست کلاس زبان و قرار شد برم برای یادگیری کتاب تاچ استون 3، خیلی خوشحالم که رسیدم به سومی از الان توی تست حدود نود درصد سوالا رو جواب دادم و با توجه به اینکه گفته بودم فقط یک ترم کلاس زبان رفتم کمی براش تعجب برانگیز بود منم توضیح دادم که هایی با زبان انگلیسی زیاد میبینم. بعدش هم رفتم در سامانه فارغ حصیلان ثبت نام ، دیروز رفتم و گفتن اول باید اونجا ثبت نام کنی.حالا قراره به زودی برم دوباره. \+امروز عصر رفتم سرمزار پدربزرگ بعد از مدتها،

درخواست حذف این مطلب
تغییر صد و هشتاد درجه ای فقط در چند دقیقه d:  
ساعت شد دوازده، واتس اپ رو چک و دیدم حامد یه روزِ که آنلاین نشده، و نه زنگ زده بود نه اس ام اس داده بود ... هیچ خبری ازش نبود.با وجود اینکه تصمیم گرفته بودم باهاش قهر باشم، اما فکر یه اس ام اسِ کوچولو نمی تونه تصمیمم رو تغییر بده. نگرانش شده بودم. ساعت دوازده و ده دقیقه اس ام اس دادم کجایی ؟ بلافاصله جواب داد خوبی ؟ تو راه خونه ام. منم زدم اوکی. و پیش خودم گفتم فکر کردی به همین راحتی از مواضعم کوتاه میام ؟ زهی خیال باطل باید کلی تلاش کنی تا دوباره مث

درخواست حذف این مطلب
به درخشانی ماه  
جواب دادم در یک بحران عجیبم که دارم خوش بینیم رو به همه آدمهای فهیم و دوست داشتنی اطرافم از دست میدم. لطفا تو بهشون ملحق نشو. نمیدونم چی شد که این رو گفتم ولی میتونست باعث رنجشش بشه اما نشد . فقط گفت چه جوری بهشون ملحق نشم؟

درخواست حذف این مطلب
جواب به یک سوال  
عزیزی سوال فروش چرم و کیف و صنایع از پوست حیوانات در این دیار فروش موفقی می تونه داشته باشه یا نه؟دوست گرامی از بد ی پرسيديد. چون بنده گیاهخوارم و با کشتن حیوانات حتی برای رفع گرسنگی انسان مخالفم، اطلاعی درینمورد ندارم .چندین بار انی از جمله شما، خواستن برای جواب سوالشون با واتساپ و یا تلگرام تماس بگیرم. اجازه بدین همینجا در وبلاگ در خدمتتون باشم. هر سوالی در هر موردی، در مورد استرالیا اگر بدونم با کمال میل جواب میدم. nbsp nbsp حتی اگه وبلاگ ندار

درخواست حذف این مطلب
جواب به یک سوال  
عزیزی سوال فروش چرم و کیف و صنایع از پوست حیوانات در این دیار فروش موفقی می تونه داشته باشه یا نه؟دوست گرامی از بد ی پرسيديد. چون بنده گیاهخوارم و با کشتن حیوانات حتی برای رفع گرسنگی انسان مخالفم، اطلاعی درینمورد ندارم .چندین بار انی از جمله شما، خواستن برای جواب سوالشون با واتساپ و یا تلگرام تماس بگیرم. اجازه بدین همینجا در وبلاگ در خدمتتون باشم. هر سوالی در هر موردی، در مورد استرالیا اگر بدونم با کمال میل جواب میدم. nbsp nbsp حتی اگه وبلاگ ندار

درخواست حذف این مطلب
دوگانگی!  
چقدر سخته ح از یکی بهم بخوره ولی «بلد» نباشی یا «عادت» نداشته باشی که باهاش بد حرف بزنی. چقده سخته... یک سری اتفاقات که افتاد و یک سری دست ها که رو شد، مطمئن بودم مادربزرگِ مادری رو ببینم، رفتار خوبی نخواهم داشت و نمی تونم که رفتار خوبی داشته باشم. ولی راستش اصن عادت نداشتم. و نتونستم بی محلی کنم حتی. | الان زنگ زد. هیچکی جز من نبود برای جواب دادن. جواب دادم. اصلا نتونستم بی محلی کنم | سخته دیگه. سخته. \+ خیلی حرف داشتم و دارم. ولی الان، استرس بیش تر د

درخواست حذف این مطلب
همین طوری 1  
این چند وقت سرم کلی شلوغ بود nbsp یه مسافرت یه روزه داشتم nbsp و این که یه سر رفتم پیش و برام آزمایش نوشت nbsp گفت باید دوباره آزمایش بدی چون یه چیزی تو ازمایشت غیر طبیعیه nbsp کاری به درست و غلط بودن جواب آزمایش ندارم nbsp ولی حس این که یه خبر بد به آدم بدن بده nbsp و این که تمام روز فکرم درگیر این بود که یعنی الان چی میشهحالا رفتم باز آزمایش دادم nbsp تا ببینیم چی پیش میاد nbsp ولی چیزی که فهمیدم این چند وقته اینهآدم حتی از فردای خودش هم خبر ندارهدلگیرم nbsp و خس

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
آخرید بازدید ها
آرایه ای که بیش ترین قربانی را در کنکور به خودش اختصاصی می دهد صبحانه اسموتی art deco جونور تولید می کنیم تحویل میدیم هواوی honor گیگابایت شبکه کارت نمایش هواوی honor صفحه نمایش quad core برداری رایگان سوالات استخدام تامین اجتماعی علوم آزمایشگاهی no 309 26 b l m fragman zeti fox tv شهادت شهید ادریس تاریخ هجری علیهم شهادت رسید عتبات عالیات اماکن عتبات کتاب یاحسین کربلا نوشته یاحسین کربلا نوشته کتاب یاحسین کربلا ا 96 پایان 35 ماهگی دی این روزها آ ین رتبه و حداقل درصد قبولی ی مواد و متالوژی پردیس خودگردان صنعتی شریف فایل مجازاتهای تکمیلی و تبعی در مقررات فعلی weather live نخستین مرکز پخش قلم هوشمند قرآنی بصیر سنگین موتور سیکلت چوپانان راهی نایین موتور سیکلت سیکلت سنگین قطعات موتور انتظامی شهرستان راهی چوپانان موتور سیکلت سنگین قطعات موتور آیا انسانها موجودات فضایی هستند آیا در فضاهای دوردست آلین هست چنین دپرس چرای ی داشتم خیلی خوشحال اینکه میاد دوست داشتنی mtct master turkish crack team spearfish sd هویت ایرانی علی اکبر رائفی پور
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.729 seconds
RSS