من نمی دانستم مسئله به این عظمت است

عبارت من نمی دانستم مسئله به این عظمت است در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
*مائده های حقیقی (1)  
ناتانائیل ای کاش عظمت در چیزی باشد که به آن می نگری نه در نگاه تو آنگاه که عظمت در نگاه تو باشد، کام تشنه ات را به فریب سراب خواهی سپرد، چرا که عظمت آب را در آن می بینی ... سعی کن آینۀ نگاهت را در زلال چشمه حقیقت شستشو دهی و زنگارها و پیرایه ها را از آن بزدائی تا هر چیز را همانگونه که هست ببینی، نه در لفافۀ دروغینی از زیبایی و عظمت و نه در پوشش کاذبی از زشتی و حقارت ... آندره ژید در کتاب مائده های زمینی ناتانائیل ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در آن چی

درخواست حذف این مطلب
دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست ...  
چقدر برایم بی معنی ست بودنت پس از سالها نبودن... شبیه تلخندی کج... شبیه مزه مزه غذایی ماسیده ... میدانستم که دارم غرور شانزده ساله اش را از بلندی پرت می کنم و دردش را ... می دانستم ... وقتی گفتم انگار از همان ارتفاع توهم شیرینش سقوط کرد رفت . .. زنگ تفریح بعد آمد با غروری زخم خورده پرسید از کجا میگید دوستم نداره؟ گفتم دوست داشتن نشونه داره ... اينا نشونه های دوست داشتن نیست... سکوت کرد انگار داشت تلاش میکرد تا با درد درونی اش مقابله کند خوب می دانستم حالش

درخواست حذف این مطلب
گوی سبقت را ... شب خوان ها مخفیانه ربودند  
مسئله ... شب آنقدر مهم است که تنها وسیله ی رسیدن به خدای متعال معرفی شده است. اما چه چیزی باعث شده تا ... شب چنین قابلیتی داشته باشد تا به عنوان مرکب برای رسیدن به خدا مطرح شود؟ بنظر می رسد ویژ ... که در ... شب وجود دارد و اينگونه آن را با عظمت کرده است، همان عبادت از روی حب باشد....ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
این جماعت نمیگذاشتند.  
من دلبست ... نداشتم. به هیچ چیز دلبست ... نداشتم. هیچ چیز هم نمي دانستم. حتی نمي دانستم چطور باید فرار کنم. بقیه دست کم حساب دست شان آمده بود که چطور زند ... کنند. آن ها ظاهرا چیزی را فهمیده بودند که من نفهمیده بودم. شاید چیزی در من کم بود. احت ... وجود داشت. اغلب احساس می ... پست تر از دیگرانم، یا شهروند درجه دوام. فقط دلم میخواست از همه شان فاصله ب ... رم. اما جایی برای رفتن نداشتم.خودکشی؟ ای بابا همین هم دردسر و مصیبت خودش را داشت. احساس می ... دلم میخواهد پ

درخواست حذف این مطلب
دوست داشتن تو کفر است  
اگر تو دوست منی کمک ام کن تا از تو هجرت کنم اگر تو عشق منی کمک ام کن تا از تو شفا یابم اگر می دانستم که دوست داشتن خطر ناک است .. به تو دل نمي بستم اگر می دانستم که دریا عمیق استبه دریا نمي زدم اگر پایان ام را می دانستم هرگز شروع نمي ... دلتنگ تو ام پس به من یاد بده که دلتنگ تو نباشم به من یاد بده چگونه برکنم از بن ، ریشه های عشق تو را به من یاد بده چگونه می میرد اشک در کاسه ی چشم به من یاد بده چگونه دل می میرد و شور وشوق خودکشی می کند اگر تو ... ی از اين

درخواست حذف این مطلب
قرآن بخوانیم  
صادق ع زندگی دنیایی را بر چهار چیز بنا \- دانستم عمل مرا دیگری انجام نمي دهد، پس کوشیدم؛ \- دانستم خدا بر احوال من آگاه است، پس شرم ؛ \- دانستم روزی مرا دیگری نخواهد خورد، پس آرام شدم؛ \- دانستم سرانجامم مرگ است، پس مهیای آن شدم. ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت حضرت صادق ع ، اگهتمایل دارین توی ختم قرآن مشارکت کنین، شماره ی بخش های مورد نظرتون رو تو بخش نظرات ثبت کنین. . بخش های ۶۱ تا ۸۰ . بخش های ۷۴ تا ۷۶ سین بخش ۷۷ بخش ۷۸ ... \+ اطلاعات بیش تر... \+ متن قرآن

درخواست حذف این مطلب
کالیگولا  
وای کائسونیا من می دانستم که نومیدی هست، اما نمي دانستم یعنی چه. من هم مثل همه خیال می که نومیدی بیماری روح است. اما نه، بدن زجر می کشد. پوست تنم، ام، دست و پایم درد می کند. سرم خالی است و دلم به هم می خورد. و از همه بدتر اين طعمی است که در دهنم است. نه خون است، نه مرگ و نه تب، اما همه اينها با هم . کافی است که زبانم را تکان بدهم تا دنیا سیاه بشود و از همه موجودات نفرت کنم. چه سخت است، چه تلخ است انسان بودن «آلبر کامو»

درخواست حذف این مطلب
تو کی هستی کوچولو؟  
نميدانم چه بگویم از دیروز... از پیاده روی جامانده ها... حرف بسیار است و حوصله ی خیلی ها کم و قلم من هم قاصر... ولی.. وای از آن بچه های کوچکی که در پیاده روی، خودجوش کفش از پا درآورده بودند و می رفتند... هی نگاهشان می می گفتم خدایاااا اين ها را چطوری آفریدی؟؟ آ از کی الگو می گیرند که مثلا توجیح کنم از بزرگترها یاد گرفته اند چون در پیاده روی طولانی ما تک و توک بزرگسال پا می دیدم اما کلیییییی بچه... یک چیزی بود آنجا... من نمي دانستم با آن همه اتفاق خوب یک جا

درخواست حذف این مطلب
هامس رودریگز: در وقت استراحت بین دو نیمه بازی برابر مونشن گلادباخ، نتیجه بازی را نمی دانستم!  
به گزارش وبلاگ کانون هواداران بایرن مونیخ در ایران، بازیکن کلمبیایی باواریایی ها از وضعیتش می گوید. nbsp ادامه مطلب را در اينجا بخوانید ...

درخواست حذف این مطلب
عظمت در نگاه است...  
یکی گفت چه دنیای بدی حتی شاخه های گل هم خار دارند دیگری گفت چه دنیای خوبی حتی شاخه های پر خار هم گل دادند عظمت در نگاه است نه در چیزی که مینگریم...

درخواست حذف این مطلب
ده نکته مهم در حل مسائل ریاضى  
١ \- مسئله را با دقّت بخوانیم تا معنی و مفهوم صورت سؤال را به خوبی بفهمیم. ٢ \- مسئله را خلاصه کنیم و آ ن چه از ما خواسته را مشخّص نماییم. ٣ \- در صورت امکان، برای مسئله، شکل بکشیم و یا موضوع مسئله را با کشیدن نقّاشی، برای خودمان توصیف کنیم. ٤ \- عددهای مسئله را برای خودمان کوچک کنیم. ٥ \- خود را به جای شخصیّت مسئله بگذاریم. ٦ \- برای مسئله، در ذهنمان یک داستان بسازیم. ٧ \- اگر مسئله یک راه حل طولانی داشت، همه ی راه حل های آن را به ترتیب بنویسیم. ۸ \- بدانیم

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.273 seconds
RSS