من وتو پرسیدید لذا بعد من جواب دادم

عبارت من وتو پرسیدید لذا بعد من جواب دادم در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
تایید کامنت  
الان چند مدتی میشه که به این نوع عارضه مبتلا شدم اونم این که وقتی کامنت میزارن اغلب میخونم و و فکر میکنم که جواب دادم و در حالی که خوندم ولی نه جواب دادم و نه تایید و مورد دیگه ای که رخ میده اینه که میخونم و جواب میدم و یادم میره که تایید رو بزنم |... و مورد دیگه این که فکر میکنم جواب دادم در واقع چیزهایی که میخواستم بگم رو توی ذهنم مرور میکنم و فکر میکنم که جواب دادم و تایید رو میزنم |حالا ممکنه فکر کنین که ای بابا به اینم پیام میدیم اصلا جواب نمید

درخواست حذف این مطلب
پیاز  
سلام تاحالا از خودتون پرسيديد نقش پیاز تو غذای ایرانی چیه؟ احتمالا از یکی پرسيديد و جواب این بوده که بوی بد گوشت رو بگیره. اگه نه که خب بقیش رو میدونید اگه بله آیا این باور درسته؟ نع دفعه اولی که شک به موضوع این بود که قیمه درست کرده بودم، یکم دادم همخونه ای مزه کنه، گفت که شیرینه تاحالا راجع به قیمه فکر شیرین بودن کرده بودید؟ فکر دیدم شاید پیاز وقتی سرخ میشه شیرین میشه. که بله همین اتفاق میفته دلیل این که پیاز میریزیم اینه که ما یه شیرینی ریزی

درخواست حذف این مطلب
ایشالا برا هیچکدوممون اتفاق نیفته...  
پیام دادم و گفتم بیا خوشم می دار جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو پ.ن نمیدونم تا کی فقط میدونم سالها باید انتظار بکشم،حالا بعدش بینیم بشه ،نشه ... ولی آدرس وبلاگمو بش نمیدم... شایدم دادم

درخواست حذف این مطلب
روز دوم ج ...  
... ب بازم با ساناز حرف زدم. دعوا سر یک کار بازاری ... شبکه ای بود. با این که اصرار شدید من بر روی ساعت 9 شب بود. خانم ساعت 11 30 شب به قول خودش رسیده بود به خونه. 40 دقیقه ای پیام دادم و کلی زنگ. تا ساعت 12 20 دقیقه شب ساناز جواب داد. من بهش گفتم میخام باهات اتمام حجت کنم. کارت رو به خاطر من ول کن. ولی گفت ولش نمی کنم. من رو بی خیال شو. سه بار هم این رو گفت. منم ایموم رو پاک ... . زنگ زد و من از روی احترام جوابش رو دادم. حرف زدیم و ایشون قول دادن که تغییر میکنن. ولی با

درخواست حذف این مطلب
نحوه برخورد با پسری که زیر قولش زده و با یکی دیگه نامزد کرده  
سلام من در مورد این که چه طور با ازدواج ی که نامردی کرده و زیر قولش زده کنار بیایم، پیشنهاد پست دادم. من اگه ببینمش چه طور مقاومت کنم در برابر نامردی که به من کرده و رفته سراغ یکی دیگه. طی چند سال برای این پسر خیلی فداکاری ، کاراش رو ردیف ، ازم مهلت خواست، بهش مهلت دادم، ازم خواست به خاطرش نه بگم به خواستگارام، گفتم. ما با اطلاع خانواده ها در ارتباط بودیم و اومدند خواستگاری. بیشتر از یک سال طول کشید بیاند با کلی ادا اطوار . ازم جواب خواستند منم جو

درخواست حذف این مطلب
سوال  
شب است، شبی بی انتها و ستارگان در دوردست، بی اعتنا به کار خود مشغول در آن هجمه ی سیاهی پرسید که چه؟ جواب دادم برای چه که چه؟ گفت برای خودت، برای خودم. گفتم برای خودم یا خودت که هرچه بگویم قابل قبول است. باز پرسید مگر جز به من، به دیگری هم وفاداری؟ جواب دادم مگر من روزی دیگری تو نبودم؟ گفت ولی حالا که دیگر دیگری نیستی گفتم اگر برای حالا جواب بخواهی، هرچه بگویم درست است. دوباره پرسید مگر آینده همین حالا نیست؟ جواب دادم مگر گذشته جز همین حالاست؟ گ

درخواست حذف این مطلب
پاها رو زمین طرفدار پرواز  
بالا ه شد ینی هنوز که نشده اما میدونم میشه آزمون بعدیو دادم و جواب نهاییش تا یه ساعت دیگه میاد این دفه بهتر دادم فک میکنم مودم خوبه دد فردا میاد گاد ای وانا سی هم هفته ی سختی دارم ولی قراره با یه انرژی جدید شروع کنم قراره بتر م دیروزم مهم نیس حتی امروز تا که هس فردا تا که هس فردا

درخواست حذف این مطلب
:دی  
مس ه است الان از تون بخوام دعا کنید جواب آ ین ی هم که درخواست دادم منفی باشه ؟

درخواست حذف این مطلب
علی ام!  
داشتم تو کوچه مون میرفتم، یکی از بچه های خوابگاه رو دیدم که با دوستش میومد. براش دست تکان دادم و گفتم سلام بی توجه از کنارم رد شد. برگشتم گفتم نشناختی؟ نگام کرد. گفتم نشناختی؟؟ یه چیزی زیر لب گفت و روشو برگردوند و رفت. از شخصی که اونجا ایستاده بود پرسیدم چی گفت؟؟ جواب داد گفت من چند نفر رو دیگه نمیشناسم، یه کلمه بد هم گفت بهتون عصبانی شدم. یه نگاه به ته کوچه انداختم. داشت سرک میکشید. گفتم صبر کن ببینم با دوستش از خم کوچه گذشتن. قدمهام رو تند و بهش

درخواست حذف این مطلب
علی ام!  
داشتم تو کوچه مون میرفتم، یکی از بچه های خوابگاه رو دیدم که با دوستش میومد. براش دست تکان دادم و گفتم سلام بی توجه از کنارم رد شد. برگشتم گفتم نشناختی؟ نگام کرد. گفتم نشناختی؟؟ یه چیزی زیر لب گفت و روشو برگردوند و رفت. از شخصی که اونجا ایستاده بود پرسیدم چی گفت؟؟ جواب داد گفت من چند نفر رو دیگه نمیشناسم، یه کلمه بد هم گفت بهتون عصبانی شدم. یه نگاه به ته کوچه انداختم. داشت سرک میکشید. گفتم صبر کن ببینم با دوستش از خم کوچه گذشتن. قدمهام رو تند و بهش

درخواست حذف این مطلب
علی ام!  
داشتم تو کوچه مون میرفتم، یکی از بچه های خوابگاه رو دیدم که با دوستش میومد. براش دست تکان دادم و گفتم سلام بی توجه از کنارم رد شد. برگشتم گفتم نشناختی؟ نگام کرد. گفتم نشناختی؟؟ یه چیزی زیر لب گفت و روشو برگردوند و رفت. از شخصی که اونجا ایستاده بود پرسیدم چی گفت؟؟ جواب داد گفت من چند نفر رو دیگه نمیشناسم، یه کلمه بد هم گفت بهتون عصبانی شدم. یه نگاه به ته کوچه انداختم. داشت سرک میکشید. گفتم صبر کن ببینم با دوستش از خم کوچه گذشتن. قدمهام رو تند و بهش

درخواست حذف این مطلب
نشد بیام تک تک رمز رو بگم !  
بسم الله مهربون رمز پست یعنی دوباره کنکوری شدم رو برمیدارم الان و سعی میکنم بدون رمز بنویسم فقط خواهش میکنم سوالایی مث چرا میخوای دوباره کنکور بدی؟ مگه محروم نیستی ؟ میخوای انصراف بدی؟ مگه پزشکی چشه ؟ تو اصن دانشجو هستی ؟ میرسی بخونی؟ و غیره نپرسید من قبلا تک تک این سوالات رو جواب دادم اگه هم خواننده ی قدیمی باشید که خب جواب همه رو میدونید دیگه \+ببخشید بابت کامنت های پست قبل که تایید نشدن ، بعضی پست ها موقتن جواب کامنت هارو وبلاگ خودتون مینو

درخواست حذف این مطلب
هاااااااا هوم* :-)  
دویدم و دویدم، سر کوهی رسیدم، دو تا خاتون رو دیدم یکی به من آب داد، یکی به من نون داد نون رو خودم خوردم آب رو دادم به صحرا، صحرا به من علف داد علف رو دادم به بزی، بزی به من شیر داد شیر رو دادم به بقال، بقال به من سوزن داد سوزن رو دادم به خیاط، خیاط به من عبا داد عبا رو دادم به ملّا، ملّا به من دعا داد دعا رو دادم به خدا، خدا به من شفا داد... شفا رو پیش خودم نگه داشتم \- صدای نفس های لیلی، موقعی که وسط شب برای شیر خوردن بیدار میشه \- مهلا به این جای شعر که

درخواست حذف این مطلب
شماره 59  
ازم پرسید تا حالا خودکشی کردی؟ جواب دادم آره چند روز پیش بیشتر آهن ی که بهم انرژی مثبت می دادن رو پاک

درخواست حذف این مطلب
دوستانه  
سلام به همه کاربران عزیز وگرامی می بخشین که دیر جواب سوالهایتان رادادم مشغول تدریس بودم وکارهای شخصی خب امیدوارن کا ناراحت نشده باشین دوستان زیادی زنگ زده بودن وگله مند بودن حق باشماست ولی شماهم خودتونو جای من بزارین خب بگذریم جوابه همه ایمیل هایتان را ب دادم دوستانی که جدید عضوشدن ع های وسوال های پرسیدن که باید بگم عجله نکنید چشم جواب همه سوالهایتان را میدهم

درخواست حذف این مطلب
حکایت  
میانترم نشسته بودم منتظر که بیاد هنوز نیموده سلام نکرده میگه با آقای \#34 ف \#34 مشتاق دیدار کم پی این ور سال تشریف نیاوردید سر کلاس براش توضیح دادم که گرامی سر کارم اونم به عنوان آزمایش ی سخت که بیام کلاس گفت اوهوم، امتحان بسی مز ف و بود همه سوالاتُ جواب دادم آنهایی که بلد بودم اول از همه و کامل و اون سه تا که بلد نبودم رو نصف و نیمه هر چی تُرهات ِ و ترشحات ذهنی بود نوشتم براش ، برگه رو که بهش دادم بازم گفت آقای \#34 ف \#34 بعد امتحان کلاس تشکیل میشه گفت

درخواست حذف این مطلب
1167 - امتیاز؟  
یه لیستی نوشتم از همه ادمهایی که میشناسم.. دوست و دشمن دور و نزدیک فامیل و غریبه به همشون امتیاز دادم .. امتیازهای مختلف.. تو یه سری هاشون بدون اینکه فکر کنم دادم 10 یعنی خیلیییییییی عاالی و به یه سری ها دادم 2 .. 1.. عدد 10 هام زیاد بودند به ظاهر خوب بود ولی در باطن حس می زیادی خوش بینانه امتیاز دادم بهشون پیام دادم و کار جدیدم رو بهشون معرفی و ادرس کانال و گروه رو دادم .. ... از اون همه عدد 10 اگر چندتاشون به من تبریک گفته باشن و گفته باشن خیلی عالیه موفق

درخواست حذف این مطلب
بگو نع  
نوه ای ... جان، ... بزرگ ِِ تقریبا هم سن و سالیم البته بنده با دو، سه تا از نوه هاش و پسر آ ... ... هم سن و سال هام آخه ... نه تا بچه داره بعد مدت ها که جواب پیام هامو نمیداد یکدفعه امشب پیام داد فردا بعدازظهر خونه ای بیام برام فایل پاو ... ونت درست کنی؟ جواب ش دادم در خدمت م اینجانب نع گفتن بلد نیستم، گرچه شدیدا در این لحظه در حال مؤاخذه شدن هستم توسط کودک درون م، پیرمرد درون م، والد درون، حتی قوه تشخیص پفیوز خوشگل ، و از همه بدتر ... درونم البته این به قول خ

درخواست حذف این مطلب
رایی رایی بیا بریم بمیریم؛ سپهری رو که هر چی گفتم نیومد...  
نه آشنا، نه همدمی...نه شانه ای ز دوستی که سر نهی بر آن دمی...تویی و رنج و بیم تو،تویی و بی پناهی عظیم تو...نه شهر و باغ و رود و منظرش،نه خانه ها و کوچه ها،نه راه آشناست؛نه این زبان گفت و گو زبان دل پذیر ماست...تو و هزار درد بی دوا...تو و هزار حرف بی جواب...کجا روی؟به هر که رو کنی تو را جواب می کند . . من نمی دانم عمو خسرو تا به حال این قطعه را خوانده یا نه، گمان نمی کنم راستش. ولی اکنون کاملا در ذهنم صدایش زنگ می زند وقتی که می گوید quot تو را جواب می کند... quot ت

درخواست حذف این مطلب
یک رود و صد مسیر، همین است زندگی...  
محور بحث اصلی یادم نیست . یهویی برگشت تو صورتم گفت خوش بحال مامان و بابات، دختر حرف گوش کنی هستی ، بچه ی خوبی هستی براشون، دیگه ننه بابا بیشتر از این چی میخوان یه لحظه جا خوردم ، یعنی مس م میکنه که بی عرضم؟ لوسم؟ بچه ننم؟ خودمو جمع و جور ،جواب دادم آدم در مقابل هر تجربه ی که ب میکنه یه سری محدوده ها و ارزش ها رو از دست میده بهم گفت آره باهات موافقم ولی یکم وا بده از محدوده ی امنیتت ، تجربه نداشته باشی، باختی تو این دوره و زمونه جواب دادم میدونم من

درخواست حذف این مطلب
باید وانمود کنم  
از ظهر که زنگ زد تا الان دیگه زنگ نزده منم هر چی درخواست تماس دادم جواب نداد دیگه مجبور شدم خطم ُ شارژ کنم و بهش زنگ بزنم بازم جواب نداد منم بهش اس دادم که معلوم هست کجایی و اینکه دیگه نمیخواد روزام بهم زنگ بزنی .. چون بعدشم که میخواد زنگ بزنه ی چیزی میخواد بگه و نبودنش رو بپیچونه .. ما هم که چیز زیادی نمونده رابطمون تمام شه دیگه برام مهم نیست کجاست ُ داره چکار میکنه .. نه که برام مهم نباشه هااا ولی باید اینجوری وانمود کنم تا کم کم عادت کنم . . . درد د

درخواست حذف این مطلب
غیرمجاز  
درست از لحظه ای که آ ین حرفم، آ ین حرفی که می توانستم بزنم را گفتم، هردویمان ت شدیم. عصبانی و ت. اما من به بحثم توی ذهنم ادامه دادم.در جاده ای تاریک بودیم. موزیکی پخش نمی شد. تنها بودیم. بغل دست من نشسته بود و من داشتم با او توی ذهنم حرف می زدم. حرف های نگفته را می گفتم، جواب می شنیدم، جواب می دادم. فریاد میزدم. گاهی حرفم را پس میگرفتم. گاهی مطمئن تر میگفتم. گاهی میدادم. گاهی قهر می یا قهر می کرد. هی حرف پشت حرف می آمد. اما...اما واقعیت سکوت بود.او هم کن

درخواست حذف این مطلب
دام  
یکی از سؤالات تمرینای کتاب آدامز این بود که خود را در دام قدر مطلق نیندازید. و بعد یک عبارت قدر مطلق کاملاً ساده رو نوشته بود. چیزی که با اطلاعات اولیه از قدر مطلق اونو میشه جواب داد. اما متن این سؤال منو حس به فکر فرو برد. و بعد ها جواب خودمو این طور دادم که گاهی اوقات که دانش آدم درباره ی موضوعی بالا می ره سؤالات ابت رو نمی تونه راحت پاسخ بده. و واقعاً قدر مطلق یکی از همون سؤالات ساده ی سخت بود... دام قدر مطلق یا دام هر چیز دیگه... زندگی پر از دامه...

درخواست حذف این مطلب
بنگ بنگ بنگ  
به بات توییتر تهران پی ام دادم و یه اعتراضکی و فک نمی ادمینش ج بده \- وگرنه لحن جدی تر می نوشتم \- ولی جواب داد و اینا. احساس می کنم جزو معترضین ِ صورت پوشونده ی گاز اشک آور خورده ی جلوی م

درخواست حذف این مطلب
من امروز اصلا نباید توی خونه میبودم!  
همون موقع \- البته بعد از ظهر بود \- که با صدای داد و بیداد و دعوا از خواب بیدار شدم فهمیدم اتفاق خوبی قرار نیست بیفته. نه صبرم جواب نداد، معمولاً هم جواب نمیده. از یه حدی که دعوا جنگ تر شد \- دعوایی که نه سرش به من ربط داشت، نه تهش \- وارد قضیه شدم. یک بطری یک و نیم لیتری بهم پرتاب شد، یک بطری یک و نیم لیتری رو برداشتم که پرتابش کنم، یک میز برداشته شد که به سمتم پرتاب بشه. یک زنِ مظلومِ بی پناه بین من و سوژه ایستاد، گریه کرد، جیغ زد، از حال رفت، غش کرد ب

درخواست حذف این مطلب
ع ... پدر  
پدر زنگ زد. ع ... ش رو دیدم. ناهار می خوردم. برنداشتم. هر بار جواب دادم یا بعدش زنگ زدم، گفته که اشتباهی زده. خوب یکبار هم برای دلخوشیم بگو می خواستم احو ... رو بپرسم. پدر من مثل خودم یا در واقع من مثل او، خیلی اهل ملاحظه ست و مثلا نمی خواد مزاحم مادر سه فرزند بشه. اما خوب بلده چطور با فامیل بدون ایجاد مزاحمت و توقع پذیرایی nbsp ، صله رحم کنه. چرا برای من نه به هر حال جواب ندادم. و الان دارم فکر می کنم شاید یکی مرده شاید یکی حالش خوب نباشه شاید nbsp واقعا زن

درخواست حذف این مطلب
کنکوری طور مثلا !  
بسم الله مهربون این دو روزه کانال شاید به راحتی 20 تا پیام داشت که زودتر پست کنکور و کتاب رو بنویسم کلی هم سوال بود درباره ی برنامه ریزی و کتاب و استفاده از فضای مجازی و موبایل و اینا ... که خب همینجا بگم که من سال کنکورم حتی وبلاگ هم داشتم پس اگه درست استفاده کنیم قطعا مشکلی پیش نمیاد . واقعیت اینه که به شدت این روزا سرم شلوغه ... هم درس میخونم ، هم روزهای ا یه که سه تامون اینجاییم بدو بدو میریم ید برای و کافه و اینا ... هم اینکه الف اومده و من سعی میک

درخواست حذف این مطلب
صندلی داغ من  
قول میدم هرسوالی که پرسيديد جواب بدم جز سوالات خیلی شخصیبعله خیلی خیلی شخصی

درخواست حذف این مطلب
عنوان ندارد  
قبلنا مردم ازین جا رد می شدن گاها یه سلامی می . من م تو دل م جواب شون رو می دادم. کاملا فراموش شده م. \-انتظارات بی جاایشالا یه روز پست های بلاگ م از توییتری بودن در میان. ایشالا.

درخواست حذف این مطلب
زیبا سلام  
قرار بود بریم توچال گفتم شلوار ورزشی تابستونی ندارم. سایزم رو پرسید ع فرستاد این مدل این رنگ ها کدومش برات ب م؟ جواب دادم دستت که گوشه ع ه چقدر قشنگه.

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.274 seconds
RSS