من و شش گوشه ی تان صبح قراری داریم

عبارت من و شش گوشه ی تان صبح قراری داریم در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
به نام خدا  
بزودي در باره ي تفرجگاه هاي استان فارس رابه شما هموطنان عزيزم معرفي ميکنم که وقتي به استان فارس تشريف فرما شديد براي استراحت به هر گوشه ازفارس که دلتان ميخواهد برويد واز تفرجگاها لذت ببريد واز جاهاي ديدني وبکر ودنج فارس وشهرستانهايش ديدن فرماييد وخوش بگذرانيد هموطنان خوبم شما هنوزاز بيشتر تفرجگاهايي که در شهرستانهاي ايران عزيرمان هست خبرنداريد ان شاالاه بزودي شما هموطنانم را به تفرجگاه هاي گوشه گوشه ايران عزيزمان خواهم برد

درخواست حذف این مطلب
 
من با هيچ قراري نداشتماما اوغروب هر هفتهحضور سنگينش راآنچنان بر لحظه هايم مي گستراندکه ساعت ها يک گوشه بنشينمو به چراي نبودن آدم ها فکر کنم...دامن کهنه خاطرات را مي گرفتو بي ملاحظه مي تکاندو اينگونه هميشه مهماني ناخوانده بودو بي اندازه دلگير

درخواست حذف این مطلب
 
اینجا خاطراه موج می زند . . .  
راديوي ترانزيستوريسماوري که همواره قل مي زند و استکان هاي چاي پشت هم nbsp پر و خالي ميشودنيمکت چوبي کهنه و زهوار در رفته اي که هميشه يک گوشه استآدم هايي که خيلي سال است دوستشان داريو پيرمرد مو سفيدي که يک گوشه کز کرده و چرت مي زند . . .

درخواست حذف این مطلب
دل اگر دیر زمانی ست جدا مانده از این روح بلند...  
من در اين گوشه که از دنيا بيرون استآسماني به سرم نيستاز بهاران خبرم نيستاندرين گوشه خاموش فراموش شدهياد رن ... ني در خاطر منگريه مي ان ... زدارغوانم انجاست ارغوانم تنهاستارغوانم دارد مي گريد... \+ارغوان... ارغوان... تو برافراشته باش، تو بخوان نغمه ناخوانده من... تو بخوان...

درخواست حذف این مطلب
 
انقدر تو خودم غرقم که تواناييشو دارم ساعت ها جنين وار يه گوشه بشينم و به يه نقطه خيره شم ... کاش ... ي مزاحمم نشه ... تو يه سايتي خوندم دليل اينکه انسان وقتي ناراحت و افسرده و خسته ست چمباتمه ميزنه يه گوشه و پاهاشو بغل ميکنه اينه که اين ح ... برش ميگردونه به ح ... جنين بودنش و آرامش همون زمان رو حس ميکنه ... جالب بود برام خيلي اينکارو ميکنم

درخواست حذف این مطلب
 
گاهی دلت بهانه هایی می ... رد  
گاهي دلت بهانه هايي مي ... رد که خودت انگشت به دهان مي ماني... گاهي دلتن ... هايي داري که فقط بايد فريادشان بزني اما سکوت مي کني ... گاهي پشيماني از کرده و ناکرده ات... گاهي دلت نمي خواهد ديروز را به ياد بياوري ان ... زه اي براي فردا نداري و حال هم که... گاهي فقط دلت ميخواهد زانو هايت را تنگ در آغوش ب ... ري و گوشه اي گوشه ترين گوشه اي... که مي شناسي بنشيني و فقط نگاه کني... گاهي چقدر دلت براي يک خيال راحت تنگ مي شود... گاهي دل ... ري...شايد از خودت...شايد گاهي پشيما

درخواست حذف این مطلب
بی اهمیت  
مردن همه يه جوور نيست.. شايد همه يه سرنوشت داشته باشن اما مثل هم نميميرن... يکي يه شب تاريک گوشه ي اتاقش ميميره... يکي يه شب تاريک گوشه ي دلش ميميره... يکي ديگه گوشه مغزش... يکي ام يه گوشه که توهم زدن از عشق پره ميميره... برام مهم نيست کدوم گوشه تموم بشم... مهمه ... ي از تموم شدنم ناراحت بشه... آدم خيلي بدي نبودم اما مطمئنم خودم هم ناراحت نميشم ... ديگران چه اهميتي دارن وقتي ...

درخواست حذف این مطلب
تنهایی  
دلم مي خواهد در گوشه ي يک کافه دنج بنشينم در زواياي تاريکي ميز کوچک تک نفره قهوه اي تلخ سفارش بدهم و تمام دلتن ... م را درونش حل کنم دلم ميخواهد تنهايي را در خلوت سکوت بغل کنم شعر هاي ... ... بنويسم از هر گوشه ي غم پهلويي دلم ميخواهد بغض هايم رابشکنم هواي دلم را از نفس رهايي پر کنم دلم تنهايي مي خواهد فراتر از تنها شدن فراتر از تنها بودن يک تنهايي خيال ......

درخواست حذف این مطلب
یه گوشه ّم از خاطره اون شهر  
خم خورد به خاطره شهر و هزار تيکه اش کرد ريز ريز وتيز تيز مثل سوزن موج انفجار اين ترکش ها رو با خودش برد تا دورترين نقطه ايران و به دل هر کدوم از ما يه سوزن از اون فرو کرد حتي تو دل من که بچه بودم و اون ور قله اي به دنيا آمده بودم که هيچ بمب افکني ازش رد نمي شد حتي توي دل من هم يه ترکش از اون خاطره پيدا ميشه يه گوشه م از اون شهر

درخواست حذف این مطلب
یه گوشه ّم از اون شهر  
خم خورد به خاطره شهر و هزار تيکه اش کرد ريز ريز وتيز تيز مثل سوزن موج انفجار اين ترکش ها رو با خودش برد تا دورترين نقطه ايران و به دل هر کدوم از ما يه سوزن از اون فرو کرد حتي تو دل من که بچه بودم و اون ور قله اي به دنيا آمده بودم که هيچ بمب افکني ازش رد نمي شد حتي توي دل من هم يه ترکش از اون خاطره ياقي مونده يه گوشه م از اون شهر.....

درخواست حذف این مطلب
اون گوشه ی کذایی رو بکوب!  
گاهي يه گوشه کِز ميکني،به اون گوشه سفت ميچسبي،همون گوشه گريه ميکني و ميگي که خسته شدي ميگي شرمنده ي دلت و آرزوهاتي...ميگي حاضري هميشه همون گوشه بشيني و به کنجش زُل بزني تا اينکه همينجوري ادامه بدي و دائم هم ش ت بخوري... ميگي و ميگي ولي آ ش به جايي نميرسييگي چرا دل آشوب هات ديده نميشه،چرا استرس هات تموم نميشه.ميگي و ميترسي...ميترسي که روياهات رو توي زندگي آدم هاي ديگه ببيني. ببيني چقدر با آرزوهات دارن خوش ميگذرونن. ببيني صداشون داره از جاي گرم ب

درخواست حذف این مطلب
داریم تا  
\+ از اين در اتاق به اون در از اين گوشه به اون گوشه از روي پله ها تا آشپزخونه رو عين ميمون پ و آنا خانم نيم وجبيِ موفرفريو نگه داشتم با چنگ و دندون که يه وقت مامانم نياد دعوا بگه بچمو خوب نگه نداشتي قد يه دوي استقامت انرژي برد \+ با مامان نشستيم پاي چرخ بِبُر و بدوز راه انداختيم تا جايي که از حال رفتيم و ما مونديم يه اتاق شلوغ \+ پيک نيک رفتن که عمرن حتي شبا هم امکانش نيس چرااا شرجي تمام نميشه \+ اي خوبه که اونقدر سر خودتو گرم کني که نفهمي غروبش کي گذش

درخواست حذف این مطلب
دو قطبی  
اي کاش حرف نميزديم... با ذهن با هم ديگه ارتباط برقرار ميکرديم. اين مرحله ي لعنتيِ از ذهن تا زبان خيلي سخته.... ي مدت تلاش زيادي واسش .هرچي گفتم هرجور خواستن شنيدن و الان که به اين پل نياز دارم...نه ذهنم توان ياري داره و نه زبانم. اينه که ي گوشه ميشينم .در و ديوارو نگاه ميکنم. به آدمهايي که هر برچسبي ميخوان ميزنن بهم و صادقانه ترين حرف ها و احساساتمو زير سوال ميبرن لبخند ميزنم و نهايتا با گوشه ي انگشت گوشه ي چشمي پاک ميکنم و ميرم هرجا که کمتر بشنوم و ک

درخواست حذف این مطلب
کمال یا زوال مسئله این است..  
برگ در زوال مي افتدو ميوه در کمالبنگر که چگونه مي افتيچون برگي زرد ياسيبي سرخ. ؟ کنفوسيوس https telegram.me oneboo elifeاين کانال من هست، ي نيست..يک گوشه خلوت هست براي من و شايد شمايي که دوست داشته باشيد.بيشتر شبيه يک سالن مطالعه است که ت يک گوشه اي بشيني و چند خطي کتاب بخوني.

درخواست حذف این مطلب
گوشه ذهنم  
نمي گويم اين رويا راست بود شايد خطاي خطا بود ولي يقين دارم همين رويا گوشه اي از ذهن مرا کشت و نق بر تصوير من در آينه انداخت و حسرتي باقي گذاشت که هي بگويم اي کاش لحظه اي که ذهنم هوايش اين رويا بود،نخو ده بودم.... و اي کاش اي کاش . . .

درخواست حذف این مطلب
داستان سنگ کوچولو  
يک سنگ کوچولو وسط کوچه اي افتاده بود.هر ي از کوچه رد مي شد، لگدي به سنگ مي زد و پرتش مي کرد يک گوشه ي ديگر.سنگ کوچولو خيلي ناراحت بود.تمام بدنش درد مي کرد.هر روز از گوشه اي به گوشه اي مي افتاد و تکه هايي از بدنش کنده مي شد.سنگ کوچولو اصلاً حوصله نداشت.دلش مي خواست از سر راه مردم کنار برود و در گوشه اي پنهان شود تا ي او را نبيند و به او لگد نزند. ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
شش گوشه  
براي رفتن از دنيا فقط يک توشه ميخواهم از گوشه گوشه ي دنيافقط شش گوشه ميخواهم نگاهم کن کمي آقا که من لبريز از دردم شبيه فصل پاييزم خزان را ديده و زردم مرادرياب اربابم که من لبريز احساسم تامل ميکنم هرشب ميان صحن عباسم دلم تنگِ حرم گشته کمي آشفته احوالم و من جا مانده اي هستم که از اين دردمينالم قبولم کن که من زائر به دشت کربلا باشم پياده اربعين آقا به صحن با صفا باشم تصور ميکنم امشب که من ازخود جدا هستم کنارصحن عباس وحسين خون خداهستم سلامي از ره

درخواست حذف این مطلب
من و شش گوشه یِ تان صبح قراری داریم  
من و شش گوشه يِ تان صبح قراري داريم دلبري از او، ناز کشيدن با مـن نمک سفره يِ قلب است سلام سرِ صبح السلام اي تن صد يِ بي غسل و کفن صلي الله عليک يا ابا عبدالله الحسين ع nbsp

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.185 seconds
RSS