ناگزیر

عبارت ناگزیر در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
پیامرسان تحمیلی  
مدت ها پیش از روی کنجکاوی عضو برخی پیامرسان های داخلی شده بودم که بدلیل کیفیت بسیار پایین خدمات شان، ظرف چند ساعت بعد از نصب آن ها را حذف اخیرا مجددا بعلت ینگ تلگرام ، ناگزير شدم مجدد به این پیامرسان ها سری بزنمالبته نه برای عضویت و ماندن در آنهاچرا که این پیامرسان ها ،علاوه بر ایرادات قبلی، حالا یک ایراد اساسی دیگر هم دارند و آن تبدیل شدن شان به پیامرسان های تحمیلی استپس ناگزير به این پیامرسان ها برگشتم و اکانت خود در پیامرسان های تحمیلی را

درخواست حذف این مطلب
leon  
تو لئونی و من ماتیل که ناگزير ترکت میکنه تا گلدونت رو از آوارگی نجات بده.

درخواست حذف این مطلب
آهنگ پویا بیاتی به نام ناگزیر  
آهنگ جدید پویا بیاتی به نام ناگزير new song by pouya bayati called nagozir ، موزیک ، موزیک ، آهنگ ، آهنگ جدید ، آهنگ جدید ، موزیک جدید ، مداحی ، نوحه ، آهنگ جدید برای آهنگ پویا بیاتی به نام ناگزير کلیک کنید

درخواست حذف این مطلب
درباره شعارهای روز قدس علیه  
رو مه جوان امروز نوشت اتفاق روز قدس که رئیس جمهور را ناگزير به ترک کرد، زشت و ناپسند بود، اما زشت تر از آن حواشی ایجاد شده حول حاشیه روز بود. ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
تو خودت راهگشایم باش  
گاهی موقع تزریق انرژی مثبت به خودم توی شرایط بسیار مأیوس کننده، آن قدر مستاصل می شوم و به اعصابم فشار می آید؛ که ناگزير می گویم ولش کن بیا فقط گریه کنیم، و آهی که به نام «خدا» از بیرون می ریزد...

درخواست حذف این مطلب
هر کربلایی دارد...  
هر ی کربلایی دارد و باید خودش را به آن برساند دیر بجنبد جا مانده ... میترسم از تردید نکند ناگزير زنجیر شود و من بمانم و یک چشمِ به راه مانده ... \#افسرمولا

درخواست حذف این مطلب
درباره یِ زنجیره یِ شرّ [یادداشت]  
در مواجهه یِ با شرّ، ما به یک اندازه فاعل و مفعول ایم. مفعولِ شرّ ایم چون شرّی که به دیگری می رسانیم، برآمده از شرّ پیشینِ خودِ اوست و چون فاعل ایم شرّ ما نیز عقوبتی دارد. عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت گفتا که که را کشتی تا کشته شدی زار؟ تا باز که او را بکشد؟ آن که تو را کشت منسوب به رودکی و هم ناصرِ خسرو؛ با ضبط هایی گونه گون پس ما در دَوَرانِ این دایره ایم؛ ناگزير. زنجیره یِ شرّ به شکلی مختار و هم نامختار ادامه

درخواست حذف این مطلب
" زبان....." (١٣)  
به علت اهمییت حیاتی وروانشناختى که زبان دارد ، بعضى از فیلسوفها تحلیل وشناخت آنرا مد نظر داشته اند ، و متفکرینى مانند سوسور ، ویتگینشتاین ، هایدگر و نوام چامسکى کتابها و رساله هایی تألیف کرده اند که منحصرا اختصاص به تبیین فرآیند ذهن وزبان ومقتضیات آن دارد . اما بعلت اینکه زبان در حوزه ى جادویی وافسونگرانه ى خود بسیار متفاوت وپیچیده عمل میکند ، متفکر پژوهشگر در زمینه ى تحلیل مصادیق و وجیهای ذهن دست به سر و سرگردان میشود ، آنطور که نمیتوان تح

درخواست حذف این مطلب
شاید این بیاید شاید...  
این روزها که می گذرد ، هر روز احساس می کنم که ی در باد فریاد می زند احساس می کنم که مرا از عمق جاده های مه آلود یک آشنای دور صدا می زند آهنگ آشنای صدای او مثل عبور نور مثل عبور نوروزمثل صدای آمدن روز است آن روز ناگزير که می آید روزی که عابران خمیده یک لحظه وقت داشته باشند تا سربلند باشند و آفتاب را در آسمان ببینندروزی که این قطار قدیمی در بستر موازی تکرار یک لحظه بی بهانه توقف کندتا چشم های خسته ی خواب آلوداز پشت پنجرهتصویر ابرها را در قاب و طرح

درخواست حذف این مطلب
درد!  
دیگر به راستی می دانم که درد یعنی چه...درد به معنای کتک خوردن تا حد بیهوش شدن نبود ب ... پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود درد یعنی چیزی که دلِ آدم را در هم می شکند و انسان ناگزير است با آن بمیرد بدون آنکه بتواند رازش را با ... ی در میان بگذارددردی که انسان را بدون نیروی دست و پاها و سر باقی می گذارد و انسان حتی قدرت آن را ندارد که سرش را روی بالش حرکت دهد..

درخواست حذف این مطلب
بیا مرو ز کنارم، بیا که می میرم. . .  
بیا، مرو ز کنارم، بیا که می میرم نکن مرا به غریبی رها که می میرم توان کشمکشم نیست بی تو با ایام برونم آور از این ماجرا که می میرم نه قول هم سفری تا همیشه ام دادی؟ قرار خویش منه زیر پا که می میرم به خاک پای تو سر می نهم ، دریغ مکن زچشم های من این توتیا که می میرم مگر نه جفت توام قوی من؟ مکن بی من، به سوی برکه آ شنا ، که می میرم اگر هنوز من آواز آ ین توام بخوان مرا و مخوان جز مرا که می میرم برای من که چنینم تو جان متصلی مرا ز خود مکن ای جان جدا ، که می میر

درخواست حذف این مطلب
لبخند ناگزیر  
یک رود و صد مسیر، همین است زند ... با مرگ خو ب ... ر همین است زند ... با گریه سر به سنگ بزن در تمام راه ای رود سربه زیر همین است زند ... تاوان دل ب ... از آغوش کوهسار دریاست یا کویر؟ همین است زند ... برگِرد خویش پیله تنیدن به صد امید این «رنج» دلپذیر همین است زند ... پرواز در حصار، فروبسته حیات آزاد یا اسیر، همین است زند ... چون زخم، لب گشودن و چون شمع سوختن «لبخند» ناگریز، همین است زند ... دلخوش به جمع ... یک مشت «آرزو» این «شادی» حقیر همین است زند ... با «اشک» سر

درخواست حذف این مطلب
صبح های تاریک. صبح های دلگیر.  
ماندن به ناگزير وبه ناگزيریبه تماشا نشستنکه روتاتیف هاچگونهبزرگ ترینِ دروغ ها رابه لقمه هایی بس کوچکمبدل می کنند.و دَم فروبستن ــ آری ــبه هنگامی که سکوتتنهانشانه ی قبول است و رضایت.دریغا که فقرچه به آسانیاحتضارِ فضیلت استبه هنگامی که تو رااز بودن و ماندنچاره نیست؛بودن و ماندنو رضا و پذیرش.در پسِ دیوارِ باغک نبا سکه های کهنه بِسودهبازیِ زندگی راآماده می شوند…آه، تو می دانیمی دانی که مراسرِ بازگفتنِ کدامین سخن استاز کدامین درد.

درخواست حذف این مطلب
سال خورد ... جمعیت  
شفقنا­ ... رسول صادقی؛عضو هیات علمی گروه جمعیت شناسی ... تهران و معاون پژوهشی موسسه مطالعات جمعیتی کشور درخصوص سالخورد ... جمعیت در رو ... مه دنیای اقتصاد نوشت امروزه هر کشوری برای رسیدن به رفاه و توسعه همه جانبه ناگزير به پیش بینی نیازها و امکانات خود در بازه های زمانی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت و سپس طراحی و اجرای برنامه های اقتصادی و اجتماعی در جهت تامین آن نیازها است. ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
یک نفر مانند تو دیدم به ناگه در مسیر  
ساعت پنج غروب در ایستگاه هفت تیریک نفر مانند تو دیدم به ناگه در مسیربرف می بارید و او پوشیده بودش صورتشچشم او بودش ولی مانند چشمت بی نظیرخیره شد بر چشم من لرزید قلبم آن زمانوه که با چشمان او حال دلم شد دلپذیرناگهان آمد قطار، او رفت و من هم در پی اشاو نشست یه گوشه و من هم کنارش ناگزيرشال را از صورتش وا کرد و دیدم صورتشای خدا لعنت به من، لعنت به آن شال و حریرجز همان چشمان ناب، اصلا به مانندت نبودمی روم با درد خود ،تنها و حالا سر به زیرمحمدصادق رزم

درخواست حذف این مطلب
روز خیلی بد  
روز خوب که در نمیزنه بیاد داخل روز خوب که ازجعبه شانس درنمیاد روز خوب که یکی از روزهای هفته نیست درمسلسل ناگزير تقویم طلوع کند روز خوب که سر برج نیست خود بخود\- البته گاهی باناز وکرشمه بیاد قبض آب وبرق و.... نیست که وقت و بی وقت ، وقتی خسته ازسرکاربرمیگردی از شکاف در آویزون باشه روز خوب که .....نه روز خوب راباید ساختباید نوازشش کردباید آراست وپیراستباید به ... سوهاش گلهای وحشی صحرایی زدباید عطر دلخواهش رو ... یدگل دلخواهش رو روی میز گذاشتشعر دلخواه

درخواست حذف این مطلب
سر به نام « بازاری شبکه ای »  
سر به نام « بازاری شبکه ای » «۶ ماهه بارم را بستم. از صفر شروع ، الآن دستم به جیب خودم هست.» این ها را یک بازاریاب شبکه ای می گوید. لیلا ۲۸ سال سن دارد که به تازگی ازدواج کرده، می گوید حقوق شوهرش کفاف ج و مخارجشان را نمی داد، پس ناگزير به دنبال کار می گشت که با شهناز آشنا شد و به قول خودش پرزنتش کرد. ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
زبانِ یا زبان مذهبی [یادداشت]  
باید به زبانی دست یافت. زبانی که از آرایشِ شاعرانه واژه ی اشتباهِ شاعرانه را عمداً به کار می برم و سلطه جوییِ سخن ورانه تهی ست. زبانی مذهبی تو نه می توانی تأویل کنی و نه گزیری از تأویل داری. حرارتِ متن اگر دور شوی یخ می زنی و اگر به قصدِ تأویل لمس اش کنی، دست های ات می سوزند. زبانِ بی مصرف. مصرف ناشدنی و ناگزير. زبانی که به بدایتِ خود بازگشته فقط برایِ فکر . برایِ گرم شدن. انسانِ نخستین در تنهایی آواز می خواند بسترِ کشفِ مدام. انسانِ نخستین بر چیزه

درخواست حذف این مطلب
اتمام رکوع-وحشت قبر  
باقر ع ی که رکوعش را تمام کند، یعنی به طور کامل و با طمانینه بجا آورد، وحشت قبر او را نمی گیرد. از هولناکترین عذابهای قبر، فشار قبر است که مومن و کافر، و کوچک و بزرگ، باید حد طبیعی و ناگزير آنرا در شب اول قبر تحمل کنند، اما این فشار با توجه به اعمال انسان و پرونده ای که با اوست، بسیار متغیر است.

درخواست حذف این مطلب
« طی دو روز گذشته بر کالج چه گذشت!»  
علی عبدالرضایی اوایل بین ما نفوذی فرستادند، ترتیب اثر ندادم و سعی از مزدور نیز مخاطب ادبی بسازم اما باز شعور ن د و به ابکاری در کالج ادامه دادند. سپس ناگزير شدم ی بگذارم تا هر ی وارد گروه های تخصصی نشود، ولی بعد رفتند سراغ برخی از ادمین های فعال و تهدیدشان د تا ناچار به همکاری با جاسوس خانه ها شوند. تاکنون بیش از هفت صد نفر ادمین کالج ها شده اند، آثار بیش از سه هزار شاعر و نویسنده در کالج ها نقد و بررسی شده و بسیارانی در این جا بی هیچ هزینه ای رش

درخواست حذف این مطلب
تولّدی دیگر  
و nbsp زندگی شاید پر و خالی ناگزير ریه ها باشد در فاصله ی رخوتناک دو وعده ی کتلت. من پری کوچک غمگینی را می شناسم که در کنج اتاقی سکنی دارد، و دماغ نحیفش را در یک نی لبک چوبین می نوازد آرام... آرام... پری کوچک غمگینی که شبانگاه از بوی کتلت می میرد؛ و سحرگاه از بوی کتلت به دنیا خواهد آمد... شاعر اژدهای کتلت زاد فروغ اژدها زاد کتلت فرخزاد هرچی...پ.ن. و پری کوچک غمگین رو می خواستم بنویسم پری کوچک خل، چون مدرن تر هم هس، که یه خودسوزی ای هم کرده باشم تهش جیگرم

درخواست حذف این مطلب
مرگ سهراب و فرود از دید کزازی  
«فرود با مرگی بیهوده و بی منطق از nbsp جهان می رود که نیک به مرگ سهراب می ماند.از دید نماد شناسی nbsp اسطوره، فرود نیز همانند سهراب پیش از آن که زاده شود مرده است؛ فرود همانند سهراب نماد گومیچشن یا آمیختگی است باب او سیاوش است و مام او جریره ، دخت پیران nbsp ویسه. ایران که سرزمین اهورایی و سپند روشنایی است، در او ، با توران که سرزمین اهریمنی و گجسته و تاریکی است در هم آمیخته اند. فرجام و کیفر آمیختگان نیز جز مرگ نیست. از این روی ، فرود همچون سهراب باید

درخواست حذف این مطلب
یک نفر در صدای باران مُرد...  
و بیدار شویم با صدای بارانو بخو م با صدای بارانو خواب ببینیم در صدای باران.و به سهراب فکر کنیمکه نیستتا باران را واژه کند...سهراب بیا کهباران های این شهر تو را کم دارندبیا که nbsp کرور کرور nbsp به صدای nbsp قطره های ناگزيربد اریبیا که دیگر کفایت نمی کند مرا quot زیر باران چیز نوشتنحرف زدنو نیلوفر کاشتن quot بیا که چتر بسته هازیر باران رفتندو اسید تنشان را خورد همون ورژن شاعرانه ی جمله ی مدرن با دست ماست خوردم و نشد که بشه سپهری... سپهری...ب ب ب مخفف بیا بر

درخواست حذف این مطلب
تو را شناختم آریَ و بهترین بودی  
تو را شناختم آریَ و بهترین بودی بحق که ماده ترین ماده ی زمین بودی نشستن تو به قدر هزار خو دن نه بود و تو زن نه که زن ترین بودی همین نه دوش و پریدوش و پیش از آن،که تو خوب همیشه نازک و همواره نازنین بودی تو خوش تر از همه بودی، همیشه و هرگز نه در ترازوی سنجش به آن و این بودی عجب که مثل ن تمام،بی پروا و مثل ای پاک،شرمگین بودی نبودم این همه گستاخ پیش از این \- گفتی\- ولی تو رهزن پرهیز در کمین بودی تنت به یاری عشق آمد و گریزت داد ز تنگه ای که در آن ناگزير دی

درخواست حذف این مطلب
از درون  
دیگر به راستی می دانم درد یعنی چه. درد به معنی کتک خوردن تا حد بیهوش شدن نبود. درد ب پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود. درد یعنی چیزی که دل انسان را درهم می شکند و انسان ناگزير است با آن بمیرد بدون آنکه بتواند رازش را با ی در میان بگذارد؛ دردی که انسان را بدون نیروی دست و پاها و سر باقی می گذارد و انسان حتی قدرت آن را ندارد که سرش را روی بالش حرکت دهد. درخت زیبای من | واسکو نسنسل پس نوشت چنین دردی از درون نابود م می کند و نمیتونم به ی ب

درخواست حذف این مطلب
انقلاب معلول ترس ناگزیر!(یک سخن )نویسنده : محمد کدخ (عرفان  
آغاز انقلاب و فروپاشی ها ، معلول ترس کهنه همراه با بغض و کینه و خصومت دیرینه است که مردم ازحکومتهای خ مه به دل دارند . که ابتداء ، به شکل سکوتی ناگزير در جامعه حاکم می شود. و هر چه سکوت بیشتر ، نبض خشم و هیجانی پنهان ، تپنده تر و هر چه خشم بیشتر ، آتش فرو ناپذیر انقل محتوم شدیدتر mohammad\-erfan.mihanblog.com sheroerfan.blog.ir عرفان و اعتراض

درخواست حذف این مطلب
"من میدونم از چی میترسم"  
آدمها توی زندگیشون همیشه از یه چیزی فرار میکنند... مثلا یکی از مرگ میترسه یکی از ارتفاع یکی از دندون پزشکی یکی از ازدواج یکی از آمپول و.... و ناگزير اینا تو زندگیش پیش میاد... چه بترسی چه نترسی راستی تو از چی میترسی ؟ تو از چی فرار میکنی؟ قدم اول ه نفس ما باید تحت تسلط ما باشه نه ما تحت فرمان نفس نباید بنده ی نفس خودمون باشیم... من میدونم که از چی میترسم... چیزی که میدونم خدا منو باهاش قراره رشد بده مثل پرش از یک ارتفاع میمونه جرأت کن و بپر تا نپری نمیت

درخواست حذف این مطلب
ناگزیر از انجام یک کار  
مدتی است که ناخواسته درگیر انجام کاری شده ام. البته خیلی هم ناخواسته نیست. در واقع کاری است که در گذشته تحت شرایطی، انجام آن را قبول و حال ناگزير از انجام آن، باید بخشی از وقت روزانه ام را به آن اختصاص دهم. جالب است که هر روز هم ساعت مشخصی را برای انجام این کار اختصاص می دهم ولی راس همان ساعت، هیچ انگیزه ای برای انجام آن ندارم. وقتی هم که شروع می کنم، کار مثبت و قابل توجهی نسبت به زمان اختصاص داده شده به آن، انجام نمی دهم. یعنی بازدهی در حد صفر. گف

درخواست حذف این مطلب
معرفی کتاب قربانی دیگرانیم و جلاد خویش  
احتمالا یا شاید ناگزير، در زند ... لحظه ای می رسد که دیگر هیچ چیز خوب نیست، دیگر هیچ چیز مطلوب نیست. این بدحالی گاهی دلیل خارجی دارد، مانند طلاق، ورش ... ت ... ، بیماری شدید یا بدبیاری های گوناگون. گاهی هم منشأ آن درونی است و از خویشتن برمی خیزد که بسیار بدتر است، چرا که بهانه ای برای توجیه آن وجود ندارد. همه چیز در خارج خوب است. موفقیت حاصل است اما در درون احساس ش ... ت باقی مانده و انگار سررشته زند ... از اختیار خارج شده است. ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
جعبه  
غریبگی، ابهت میاره. غریبه ها، جعبه های بزرگ دربسته ان. عجیب اینجاست که می دونیم توی این جعبه های بزرگ، نقصای واقعی و واقعیتای ناقص وجود داره؛ اما باز هم غریبگی کار خودشو می کنه ابهت میاره. آشنایی اما، اجازۀ دیدن درون جعبه ها رو می ده. آشنایی های برخوردای اولو کنار می زنه. آشناها درون ما رو و ما درون اونا رو \- فضاهای خالیِ بزرگِ درونِ جعبه های بزرگو \- می بینیم. دوستی، آشناییِ شیرینه و نفرت، آشناییِ تلخ. بدخواها همواره از آشناهان، همون طور که هو

درخواست حذف این مطلب
بازگشت ناگزیر زباله به جنگل توسط نهادهای ... تی  
رئیس انجمن جنگلبانی ایران اعلام کرد در شمال کشور آمیخته ای از تمام زباله ها به شیوه ای کاملاً عقب افتاده و غیربهداشتی در عمق جنگل ها که زیباترین مناطق طبیعت محسوب می شوند، تلنبار می شود. هادی کیادلیری گفت تا زمانی که شهرداری ها زباله ها را جمع آوری و در عمق جنگل ها تلنبار می سازند، فرهنگ سازی در میان مردم در خصوص برخورد با زباله بی فایده است.

درخواست حذف این مطلب
مسولیت مختص انسان  
مسئولیت از جمله مفاهیمی است که همواره درباره انسان گفته می شود، به محض این که از انسان و رفتارش سخن گفته می شود این مفهوم نیز برجسته می گردد. هر فردی که در محیط خویش، صرف نظر از هر محیطی، زند ... می کند، ناگزير به نحوی با این مفهوم سرو کار دارد. گاه نسبت به خانواده اش و زمانی به جامعه و در همه احوال مسئول رفتار خود می باشد. انسان حتی نسبت به حیوانات و محیط زیست نیز مسئول است. بی توجهی به این مفهوم به گونه ای انسان را دچار خودخواهی کرده و پیوند خویش

درخواست حذف این مطلب
ن‏ رفته  
خیلی ها را می شود دوست داشت، محترم شمرد، اما فقط یکی را می شود خواست... شدن نشدنش ربطی به عُرف و قانون و جامعه ندارد، دل می تواند فقط یکی را بخواهد. می توانی تحسین کنی، حمایت کنی، و جز خوب برای هیچ انسانی نخواهی، می توانی تا آن یکی نیامده، ی را با او اشتباه بگیری، می توانی حتی از انتظار خسته شوی و راه زندگی را با اشتباه های دلت ادامه بدهی، اما پیدایش که کردی، نمی توانی جز او را بخواهی... حتی می شود که وقت خوبی پیدایش نکنی و ناگزير، از کنارش رد شوی،

درخواست حذف این مطلب
تصورات و حقایق !  
از یک طراح کره ای که اجراهای اعتراض آمیز طراحی می کرد شنیدم که کاش به جای اینکه بچه هارو به دنبال رویاهاشون ترغیب کنند ، درباره ی واقعیت ها بهشون بگن چون اینطوری کمتر سرخورده می شوند و از آسیب های احتمالی در امان می مانند ...اونروز حرف اون خانم به نظرم درست و منطقی اومد و این برام عجیب بود چون من خودم عاشق خیال و رویاپردازی ام اما اگر بخوای واقع بین باشی ، دنیا واقعا اینطوری کار نمی کنه اص دادن به رویاها ، احتمالا برای اکثریت قریب به اتفاق آدمه

درخواست حذف این مطلب
زند ...  
یک رود و صد مسیر، همین است زند ... با مرگ خو ب ... ر همین است زند ... با گریه سر به سنگ بزن در تمام راه ای رود سربه زیر همین است زند ... تاوان دل ب ... از آغوش کوهسار دریاست یا کویر؟ همین است زند ... برگِرد خویش پیله تنیدن به صد امید این «رنج» دلپذیر همین است زند ... پرواز در حصار فروبسته حیات آزاد یا اسیر، همین است زند ... چون زخم، لب گشودن و چون شمع سوختن «لبخند» ناگزير، همین است زند ... دلخوش به جمع ... یک مشت «آرزو» این «شادی» حقیر همین است زند ... با «اشک» سر ب

درخواست حذف این مطلب
برای ایسنا  
شانزده آذر شادروز راه اندازی خبرگزاری دانشجویان ایران است. ایسنا برایم معبد مقدسی است که در سپهر رسانه ای ایران با سخت کوشی خوش درخشیده است. ایسنا فیروزه خاتم رسانه های ایران است. برای من که بیش از دو سال مسئولیت اداره آن را داشته ام ناگزير باید اذعان کنم هیچ ... تی با ایسنا مهربان نبوده است نه ... ت مهر و عد ... و نه ... ت تدبیر و اعتدال و ایسنا ،همچنان رسانه ای نجیب ، خلاق و با اخلاق است که همواره در بوته نامهربانی ها آسیب دیده است. البته با دریغی بر

درخواست حذف این مطلب
141 نیمه شب تا فردا  
«سلام یادت افتادم دلم هواتو کرد هر جا هستی سلامت و شاد باشی ان شاالله» پیام بالا رو ارسال ... برای 22 نفر از دوستان. از ... کوچه بغلی گرفته تا همکلاسی یکی از دوره های دانشجویی ... ن 8000 کیلومتر اون طرف تر. هر چند 10 نفر جو ... ندادند ولی پاسخ های 12 نفر دیگه فوق العاده حال خوب کن بود. مخصوصا اونی که جواب داد پسرم برات سلام میرسونه ... \#حاجی پناهیان میگفت هر وقت خواستید ناراحت بشید اول ببینید اصلا حق ناراحت شدن دارید یا نه. \#دل ... ر بودم از خبر نگرفتنشون ولی م

درخواست حذف این مطلب
علمی تخیلی !!  
اگر من بودم ، یه تشک هوشمند طراحی می که علاوه بر تنظیم دمای خودش متناسب با دمای محیط و دمای بدن کاربر ، از تکنولوژی قالب گیری خلق الساعه نیز برخوردار باشد یعنی چی ؟ یعنی اینکه از موادی تشکیل شده باشد که در عین راحتی ، قابلیت تغییر شکل ، متناسب با ح بدن کاربر هنگام خواب را نیز داشته باشد . طوریکه ، مثلا ، اگر شخص به پهلوی راست یا هر جهت یا ح ی که خود صلاح دانست خو د ، تشک هوشمند مورد نظر فرم بدن وی را آنالیز کرده و به طرفةالعینی قالب آن را به خود بگ

درخواست حذف این مطلب
  
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.368 seconds
RSS