هه هه اصلا هم درد نداشت | عبارت جستجو شده | خبرها


هه هه اصلا هم درد نداشت

عبارت هه هه اصلا هم درد نداشت در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
علمی تخیلی !!  
اگر من بودم ، یه تشک هوشمند طراحی می که علاوه بر تنظیم دمای خودش متناسب با دمای محیط و دمای بدن کاربر ، از تکنولوژی قالب گیری خلق الساعه نیز برخوردار باشد یعنی چی ؟ یعنی اینکه از موادی تشکیل شده باشد که در عین راحتی ، قابلیت تغییر شکل ، متناسب با ح بدن کاربر هنگام خواب را نیز داشته باشد . طوریکه ، مثلا ، اگر شخص به پهلوی راست یا هر جهت یا ح ی که خود صلاح دانست خو د ، تشک هوشمند مورد نظر فرم بدن وی را آنالیز کرده و به طرفةالعینی قالب آن را به خود بگ

درخواست حذف این مطلب
کاش  
بعضی چیزا رو باید ولشون کنی واسه همیشه.،.چشاتو ببندی و یک نفسی عمیق بکشی و فکر کنی که اصلا همچین ی همچین خاطره هایی..هیچزی وجود نداشت.کاش دل و روح منم مثل کامپیوتر بود تا بعضی پوشه هاشو شیفت دیلیت می با یه ری استارت همه چیزو دوباره شروع می .

درخواست حذف این مطلب
حسین (ع)  
بعد از سه روز جسم عزیزش کفن نداشت یوسف ترین شهید خدا پیرهن نداشت او رفت تا که زنده کند رسم عشق را از خود گذشته بود، غم ما و من نداشت آنقدر عاشقانه به معراج رفته بود آنقدر عاشقانه که سر در بدن نداشت خورشیدِ شعله ور شده بر روی نیزه ها کنج تنور رفتن و افروختن نداشت هر شنید غربت او را سؤال کرد بعد از سه روز جسم عزیزش کفن نداشت؟ شاعرش را نمیشناسم بعد از سه روز جسم عزیزش کفن نداشت یوسف ترین شهید خدا پیرهن نداشت او رفت تا که زنده کند رسم عشق را از خود گذ

درخواست حذف این مطلب
دو مسیر  
اول دختر حدود بیست سال بیشتر نداشت، اما عاشق شده بود، ذره ذره وجودش این عشق را احساس می کرد، و در تمام نگاههایش به پسر عشقش را فریاد می زد. پسر هم دختر را دوست داشت اما عاشق نبود یا شاید بود ولی میترسید، هنوز درسش تمام نشده بود، کاری نداشت پولی نداشت، اما هیچ کدام به این چیزها فکر نمی د، به نظر آنها فقط عشق کافی بود.کمی گذشت، ی ال شاید بیشتر، دختر گفت بیا ازدواج کنیم، پسر خندید. دختر جدی بود اما برای پسر این تنها یک شوخی بود.دختر باید سر عقل می آ

درخواست حذف این مطلب
بژهانوسیسم یا کاریزما  
یه سری آدما الهه ی بژهانوس دارن. یعنی خدای غبطه برانگیز بودنن. بژهانوس رو از خودم درآوردم یونانی ها دیگه این یه دونه الهه رو ندارن دوست منم نماد یکی از همین بژهانوس هاست. دقیقا آرمان فرد منه. ی که من بهش می گم یه آدم بی نظیر. هرآنچه از خوبی ست از نظر من یکجا در او جمع است. مهربون، خنده رو، صادق، رک، تحصیل کرده، نوازنده، مسلط به یه زبان حتی انگلیسی که دیگه داره تو کشور ما مثل زبان مادری می شه و حتی بچه های پنج ساله بهش مسلطن، یه خانواده ی مهربون و د

درخواست حذف این مطلب
برای سرآغاز  
اگر بودی حتم دارم بعد ازین لابه های پیاپی با چند جانانه که غرضی جز تحبیب نداشت مرا به خنده می انداختی، اما اگر بودی بغض اصلا کجا می ماند؟ آمدم دفتری بسازم که ترس رسوایی اش به نادیده گرفتن حرف هایم منتهی نشود، آمدم اینجا را برای تو علم کنم، برای روزهایی که جرئت کردی نباشی و نبودی ...

درخواست حذف این مطلب
سیانور  
فکر کنم قبلا تو یکی از وبلاگ ها چیزی در مورد این خوندم که فکر خوبیه. اما اصلا خوبی نبود. چون اصلا نبود. یعنی مهم ترین ویژگی ای که باید یه داشته باشه رو نداشت. داستان دریغ از یه داستان خوب که روایت بشه ، که زندگی ِ جذاب انقل ون در مجاهدین خلق رو نقل کنه. مثل این بود که یک کتاب تاریخی خشک و بی پردازش رو برده بودند روی . شخصیت پردازی ضعیف بود. اگر ی چیزی از مجاهدین نمیدونست ، از این هم چیزی نمی فهمید. اگر هم میدونست بازی ِ آبکی و سطحی بازیگرا اصن نمیتون

درخواست حذف این مطلب
شعرخشونت خانوادگی  
دختری شش ساله نامش یاسمین پدری داشت بدخلق و خشمگین شب و روز برای اومعنایی نداشت مهروهمدلی درزندگیش جایی نداشت خشم در خانواده اش بسیار بود دیدن خوبی براش دشوار بود درمیان دوستان جایی نداشت ا خشونت ارزش انرا نداشت روزی از روز های زمستانی برد برای پدرش اندکی چایی شاعر ریحانه رضوانی

درخواست حذف این مطلب
?????  
اصلا یه قسمت از مغزم کار و کاسبیش اینه که به تو فکر کنه، بنده خدا همیشه هم سرکاره فقط حیف مشتری نداره، خدا کنه ورش ت نشه. اصلا یه قسمت از مغزم کار و کاسبیش اینه که به تو فکر کنه، احتمالا به خاطر همینه زود هنگ می کنم، فک کنم زیاد رم میگیره، موندم رم اضافه کنم یا سی پو یو رو ارتقا بدم، شاید اصلا بهتر باشه از بیخ مادربوردش رو با تمام تشکیلات عوض کنم، کیسشم همچین مالی نیست زیادی گِرده. اصلا یه قسمت از مغزم کار و کاسبیش اینه که به تو فکر کنه، بقیه قسمت

درخواست حذف این مطلب
یک  
اسباب کشی دیگه تحمل اون ادم رو نداشتم اینجا مینویسم برای ارامش ذهنم خسته م خدایا از خودم از اون از همه باید واسه ازمون بخونم خیلی نباید زیر ٧ شه ترازم خدایا خودت کمکم کن ک ذهنم اروم شه فک میکنم یکی از دلایل مغرور بودنم اینکه اطرافیان خیلی لی لی به لالام میذارن این اطرافیان شامل و مادربزرگها میشه بیشتر خدایا امروز اصلا حالم خوش نبود و نیست ینی تو این مدت اون اصلا منو دوست نداشت ؟ اخه چرا یهو همه چی انقدر داغون شد ؟ چرا یهو این حجم از سوئ تفاهم ا

درخواست حذف این مطلب
سرم رو بلند و نگاه به چشمای عسلیش  
به سمتش رفتم..جلوم ایستاد.سرم رو بلند ن ..چشم دوختم به علامت کوچیکه پایین کرواتش.فاصلمون کم شد.یه قدم به سمتم اومد\-ح خوبه؟دارو فکر کنم...وسط حرفش پ ...کاری که خیلی هم بهش عادت نداشتم و نداشت\-اصلا حالم خوب نیست.تنها چیزی که میخوام اینه که برم خونه...\-تو هیچ جا نمیری...اون دارو ممکنه یکم تاثیرات جانبی داشته باشه...سرگیجه داری یا داغی بدن؟داغی بدن؟؟من توی بدنم جونی نمونده بود تا بتونم حس کنمچشمام دوباره داشت خیس میشد و نیش اشک رو توشون احساس می ...دست

درخواست حذف این مطلب
اصلا نباش  
اصلا نباش، اصلا نیا، اصلا به فکرِ من هم نبودی نبودی... ولی دلبر جان؛ هر وقت بغض داشتی،هر وقت دستهایت سرد بود، هروقت به پشت سرت نگاه کردی و ... ی نبود، هر وقت باختی،هروقت هیچ چیز نداشتی برای از دست دادن، یادت باشد که؛ یک نفر هست که پایِ تمام نیامدن ها و نبودن ها و نخواستن هایت تمام قد ایستاده... \#فاطمه_جوادی

درخواست حذف این مطلب
دلم اصلا غلط کرده  
دلم جنگل، دلم باران، دلم اصلا غلط کرده دلم بوسه، لب یاران، دلم اصلا غلط کرده دلم دریا، دلم ساحل، دلم یک کام پر حاصل دلم خلوت، دلم جانان، دلم اصلا غلط کرده دلم یک شب، دلم یک تب، به عشق یار شیرین لب دلم شاعر، دلم دیوان، دلم اصلا غلط کرده دلم خنده، دلم شادی، دلم فریاد ... دلم پروازی از زندان، دلم اصلا غلط کرده دلم مو را، شب او را، دلم آن چشم جادو را دلم یک صبح جاویدان، دلم اصلا غلط کرده دلم خواهش، دلم بارش، جواب ناب و بی پرسش از آن شیرین لب خندان، دل

درخواست حذف این مطلب
جادوی چشمها  
جادوی چشم های تو را هر غزل نداشت اینگونه طرز دیدنت ع ... العمل نداشت تصویر من برای تو امشب مجسم است یک عاشقی که دست گلی در بغل نداشت اصلا برای تو قدمی برنداشت هیچ مردی که در حدود توانش عمل نداشت مردی که ساده از همه جا دل بریده بود حتی دلیل ساده ولی مستدل نداشت حالا شبیه خاطره های قدیمی است انگار او اجل... نه که حتی ازل نداشت علی رضا رحمانی

درخواست حذف این مطلب
وقتی بود. ..  
پدر بزرگ مادریم بابایی رو تا ۱۰ سال ... به خاطر دارم... یادم میاد هر جور شده ، سر همه ی مراسمات همه خونه ی مادر بزرگ و پدربزرگ بودیم و جمع میشدیم... بگو و بخند و شور و شوق و سفره از این سر تا اون سر ... ... ها هم که بلا استثناء صبحانه کله پاچه همه اونجا بودیم و ... ی جرات داشت مگه نیاد... تو همون موقع ها و با اون عقل ناقصم یادم میاد ... ی جرات نداشت قهر بمونه یا اختلافات با پادرمیونی بابایی حل میشد... یادمه کلی سعی میکرد من رو ببوسه اما من اجازه نمیدادم سیبیلو

درخواست حذف این مطلب
شوق دریا  
گرچه در دنیای من ، جز غصه چیزی جا نداشتهیچ ... غیر از تو ، قلبم را به بودن ، وا نداشت آنچه ما از زند ... دیدیم ، از روز الستاین همه پیمان و شرط و شاید و اما نداشت تیشه ی فرهاد اگر چه ، بیستون را خاک کردآ ... ش آنقدر داغان شد ، که دیگر نا نداشت فکر دیروز و غم امروز ، ما را می کشد کاش دنیا لااقل ... شه ی فردا نداشت ... . ماهی دلتنگم از مرداب تنهایی گذشتمنتها وقتی که دیگر شوق دریا را نداشت \#محسن_نظری

درخواست حذف این مطلب
حکایته من  
حکـــــــــــــــــــــایت من .. حکایت ... ی بود که عاشق دریا بود اما قایقـــــــــــــــــــــی نداشت .. دلباخته سفر بود اما همسفـــــــــــــــــــــر نداشت .. حکایت ... ی بود که زجر کشید اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد .. گریه کرد اما اشک نریخـــــــــــــــــت .. حکایت من حکایت ... ی بود کـــــــــــــــــــــه پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنـــــــــــــــــــــود .

درخواست حذف این مطلب
حافظ و شاه شجاع  
شوخی حافظ با همسر شاه شجاع حافظ ... اغلب ندیم خاص شاه شجاع بود . به روایتی همسر شاه شجاع در مجالس و محافل انسی که شاه و حافظ در آن حضور داشتند شرکت می جست و شعر حافظ را گوش می کرد و حتی شوخی های خیلی تند بین آن دو رد و بدل می شد . لابد شنیده اید که یک وقت خاتون شاه شجاع از حافظ پرسید که شما گفته اید دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند \- گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند . آیا این گل را هم شما دیده اید ؟ اگر دیدید آیا کاه نیز با گل در آمیخته بود ؟ حافظ گفت خیر

درخواست حذف این مطلب
من را به من بازگردانید...  
در حالی که ... ب بیشتر همکلاسیها با پروفایلی با این متن من با این همه خوشگلی...چرا باید فردا امتحان بدم ...در تلگرام سرگردان بوده و استرس زیادی را متحمل میشدند...من داشتم ... walk on shame...میدیدم...و اصلا برام اهمیتی نداشت که امتحان قرار است چگونه بگذرد... امتحان مورد نظر 4عدد نسخه داشت...یکی از یکی سخت تر...و حتما بعد از امتحان پزشکان عزیز بسی نوش جان ... د...که حقشان است...دلیلی ندارد اینقدر بد خط باشند... این هم گذشت...البته بخش عملی کار در داروخانه اش مانده...و

درخواست حذف این مطلب
کاش قلبم درد پنهانی نداشت  
کاش قلبم درد پنهانی نداشت چهره ام هرگز پریشانی نداشت کــــاش برگ آ ... تقویم عشق خبر از یک روز بارانی نداشت کاش می شد راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت کاش میشد عشق را تفسیر کرد هم چو باران عشق را هم کیش کرد

درخواست حذف این مطلب
انتخاباتی  
دیروز وقتی صحبتای پنج ک دا غیر از رییس جمهور رو شنیدم به آقای همسر گفتم می دونی چرا این همه ولع به حرف زدن در مورد اشتباهات ت زیاده؟ حتی آقای هاشمی طبا هم همچین ح ی داره...توجهش جلب شد.گفتم نشونه اینه که توی این چهار سال اصلا اجازه انتقاد داده نمیش ده حتی به موافق ت که جبهه اصلاحات حساب میشه...تنها ی که کمترن انتقاد رو داره آقای جهانگیریه جلسه اول مناظره یه انتقاد کوچولو انجام داد که اونم خودش توی ت بوده و تقریبا همین سیاست رو داره.از موضوع انتخا

درخواست حذف این مطلب
انسان زبون نفهم  
توهفته ی گزشته خیلی علی گریه کردو اذیت شدما نمیفهمیدیم چشهبعضی وقتا همسر دعواش می یگفتم چرا دعواش میکنی میگفت ب هم دعواش ت شدخخخخلاصه همه کار میکردیم که گریه نکنه ولی فایده نداشتبه نظر من که گریه هاش از گرسنگیه...یه ذره دیرتربهش میرسم به جیغ میندازه جوری که منم گریم میگیره ...میگفتم شاید nbsp از پوشکه ..پوشکو باز می ...بدون پوشک همه جارو خیس میکرد اصلا یه وضعی..همسر میگفت برم کهنه ب م لاستیکش کن شاید بهتر باشه ...اونم فایده نداشت... ک یدیم بااینکه اص

درخواست حذف این مطلب
نامهربانی  
اما این بهار قشنگ و سبز و دلربا که هر روز هر روز هزارها ع ازش به اشتراک گذاشته می شه رنگی برای ما نداشت. برای بابای من نداشت. رنگی برای رویای من نداشت که قرار گذاشته بودم توی بهار دستش رو بگیرم و راضی اش کنم برای رفتن میون این همه سبزی. سهمش شد هر روز هر روز درد و و بیمارستان و اورژانس و رادیوتراپی. هر روز هر روز از دست دادن روحیه و سرگیجه و ضعف و بی طاقتی و ناتوانی. هر روز هر روز خوردن بغض و ادامه دادن.

درخواست حذف این مطلب
کباب  
بچه بودم، بچه که میگم یعنی 12\-13 ساله، یا همین حدود، اونقدری یادمه که کوچه مشهدی علی اکبر مینشستیم. یکی از اون زمانهای خنسی ای بود که اون موقعها زیاد تجربه میکردیم، پول که نبود، یخچال خالی، غلات و حبوبات هم نداشتیم، نون هم احتمالا همینطور ... خلاصه که بد وضعی بود. مونده بودیم چیکار کنیم، بابام گفت برو از کب سر کوچه فلان قدر سیخ کباب بگیر، بگو بابام بیسار آدمه میاره میده ، منم بدو بدو رفتم و همین رو گفتم، نشسته بودم توی کب منتظر سفارش نسیه ام آقای

درخواست حذف این مطلب
کباب  
بچه بودم، بچه که میگم یعنی 12\-13 ساله، یا همین حدود، اونقدری یادمه که کوچه مشهدی علی اکبر مینشستیم. یکی از اون زمانهای خنسی ای بود که اون موقعها زیاد تجربه میکردیم، پول که نبود، یخچال خالی، غلات و حبوبات هم نداشتیم، نون هم احتمالا همینطور ... خلاصه که بد وضعی بود. مونده بودیم چیکار کنیم، بابام گفت برو از کب سر کوچه فلان قدر سیخ کباب بگیر، بگو بابام بیسار آدمه میاره میده ، منم بدو بدو رفتم و همین رو گفتم، نشسته بودم توی کب منتظر سفارش نسیه ام آقای

درخواست حذف این مطلب
خانه های قدیمی را دوست دارم چونکه...  
چایی همیشه دم بود روی سماور توی قوری. در خانه همیشه باز بود مهمانی ها دلیل و برهان نمی خواست. غذاها ساده و خانگی بود بویش نیازی به هود نداشت عطرش تا هفت خانه می رفت ی نان خشکه نداشت نان برکت سفره بود. مهمانِ ناخوانده، آب خورشت را زیاد می کرد بوی شب بو ها و خاک نم خورده حیاط غوغا میکرد خبری از های ضخیم و مجلسی نبود، نور خورشید سهمی از خانه های قدیم بود دلخوری ها مشاوره نمی خواست دوستی ها حساب و کتاب نداشت سلام ها اینقدر معنا نداشت

درخواست حذف این مطلب
دیالوگ قشنگ لوک خوش شانس  
وقتی لوک با بیلی د کید\-بیلی بچه اه شخصیتی که فقط توی کتاب داستانها بزرگ شده بود و اصلا هم توانایی ای حتی در ساده ترین کارها نداشت\-که دستش بسته بود وارد اتاق کلانتر شهر میشه و ازش درخواست یه بازداشتگاه می کنه کلانتر از ترسش میگه اینجا جا نداریم برید شهر بعدی،لوک میگه ما از اونجا\-شهر بعدی\-میایم.

درخواست حذف این مطلب
روز مباهله مبارکه  
سلاممم روز مباهله رو به همه شیعیان تبریک میگم چقدر خوب که دلیل نفس کشیدنمونید مهربون ببخشید که بی وفاییم.ولی دوستتون داریم اصلا مگه میشه شما رو دوست نداشت؟

درخواست حذف این مطلب
تدبیر کُشی  
با توجه به اینکه در کل این سال ها این اولین باری بود که تشییع پیکر یک شهید انجام می شد و با توجه به اینکه اصلا این حضور جمعیت قابل پیش بینی نبوده و اصلا وقایعی مثل تشییع ی غواص و گردهمایی طرفداران و رییسی را این مِلک در خود ندیده و با توجه بیشتر به اینکه اصلا امکان مدیریت حمل و نقل عمومی به ویژه مترو ممکن نبوده و با توجه تر به اینکه شهید حججی همین دو ساعت پیش شهید شدن و اصلا زمان برای برنامه ریزی تشییع وجود نداشت ....و توجهات دیگر زیادتری که اصلا

درخواست حذف این مطلب
روضه خواهر وبرادر عاشق  
ای زینب ای بی تو حقیقت زبان نداشت خون آبرو،محبت و ایثار،جان نداشت توعاشقی چو یوسف زهرا نداشتی او چون تو عاشقی به تمام جهان نداشت شاعر سازگار ………………………………………. بنابر نقل آیت الله شهید دستغیب در کتاب زندگانی زینب کبری ص15 زینب از همان کودکی به واسطه اتصال روحی،به قدری به حسین علاقمند بوده ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.245 seconds
RSS