وبازهم خدااا | عبارت جستجو شده | خبرها


وبازهم خدااا

عبارت وبازهم خدااا در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
your crack in me up  
your crack in me up \- http shorl.com mestulystedrigu your crack in me up nextscripts social networks auto poster pro crack amp updefinitions include to increase. tommaso gastaldi dec 4 2005 \#1 alahay senior member us phoenicia tommaso gastaldi said what s that you cracked me click to expand. crepare dalle rise lsp dec 4 2005 \#3 alahay senior member us phoenicia lsp said crepare dalle riseclick to expand. you can also log in with facebooktwittergoogle\+yahoo \+add current page to bookmarks thefreedictionary presents write what you mean clearly and correctly. crack of dawn thedefinitions include very early in the day. last edited on aug 03 2010. laugh off definitions include to dismiss emotionally with laughter. ate updefinitions include strange stupid weird . ss updefinitions include to

درخواست حذف این مطلب
زائردرخت بید  
یخبندان پل چوبی د ده را لیز کرده است و سوزآذر ناله ی دل اش نرده های پل را به گوش بید می رساند دل بید برای زائری که معشوقه اش آنسوی پل از سردی انتظار بی تاب است ،زخمی است وبازهم باد سیلی اش را به صورت بید حواله می کند.......... می دمد طواف باد به گوش دشت فریاد وزایر درخت بید تکیه داده است به یادها گمان من درون آیه ها ی دشت وباد نوشته است قسم به بید وزائر وغروب ودرنگاه مست شب نهفته است این ضماد تکیده است آغوش درخت بید ز زخمه های ناگوار ودرهجوم تگرگ دی یا

درخواست حذف این مطلب
"خدحافظ تابستان"  
در تاریکی مطلق شب صدای انعکاس موج دریا کورسوی نور ماه و خیسی ماسه های زیر پااینجا،انتهای آسمان به کرانه ی دریا دوخته شده روی محل دوخت که اتو میخورد،دیگر خط دوخت مشخص نیست اینجا خیاط روزگار چقدر به من نزدیک تر می شود.به ستاره های پاشیده در تاریکی شب که نگاهم را میدوزم دلم میخواهد که همه ی خودم را به او بسپارم همه ی همه .متر و قیچی دست اوست و من مطیع تقدیرنوشته های خدای سیاهی شب هستم.چقدر دلم تو را بهانه می کند خدااا...چقدر دلم میخواهد خودم را پرت

درخواست حذف این مطلب
شبهای تلخ  
یه شبایى تو زندگى هست که وقتى دفتر خاطرات زندگیتو ورق میزنى به چیزایى میرسى که نمیدونى تقدیرت بوده یا تقصیرت... به ادمایى میرسى که نمیدونى دردن یا همدرد... به لحظه هایى میرسى که هضمش واسه دل کوچیکت سخته و به دردایى میرسى که براى سن و س بزرگه... به ارزوهایى که توهم شد... رویاهایى که گذشت.... به چیزایى که حقت بود اما شد توقع... و زخمهایى که با نمک روزگار اغشته شد..... و احساسى که دیگران اشتباه مى نامند... و دست آ دنیایى که بهت پشت کرده...... وبازهم انتهاى دفت

درخواست حذف این مطلب
آخ :(  
یعنی میشه گذشته ها دست از سرت وردارن؟ خدایاااااا من بودم خدایا منو ببخش... منو ببخش خدااا نمیخوام واسه خاطر یتای من ه دیگه ایم نابود بشه نمیخوام باوراشون اب بشه خدایا نمیگم من بنده ی پاکتم؛ نمیگم اونا بدترین بنده هاتن ولی من ازونا خوب تر نباشم، بدتر نیستم خدایا تو که کمکم کردی خیلی جاها.. تا آ ش پشتم باش.. من به درک.. مامانم. بابام. علیم نمیخوام تو تاوان یت من اینا ضربه ببینن خدایا کمکم کن خدایا کمکم کن چرا اینا دست بردار نیستن چرا میخوان نابودم

درخواست حذف این مطلب
لعنت!  
دوره ی وبلاگ خونی منم با تعطیل شدن وبلاگ موردعلاقم به پایان رسید nbsp فاااااااکککککککککککک به همین غلظت nbsp اونایی که خواننده هاشونو میذارن و میران به خدااا مسلمون نیستن من اگه یه روزی بچه دار بشم بهش وصیت میکنم که وبلاگ نویسی ولی وبلاگ خونی نه حالا مگه اونموقعم ی وبلاگ مینویسه وابسته میشی به نویسنده ها و نوشته هاشون...و چون هیییچ به طور دائمی وبلاگ نویسی نمیکنه اونا یه روزی بالا ه میذارن و میرن nbsp و دلتو میش ن چقدر دیر خودم فهمیدم اینو چرا ی نب

درخواست حذف این مطلب
صندلی ها  
بازهم در کافه ای اشنا نشسته ام.صدای اهنگ...چه زیباست اندوه تو...چای لبریز در فنجان که بوی تلخی سرد بودنش مشامم را به اغوش کشیده...پاکت سیگار دایم چشمک می زند و این را حکم معدومی می زند.وبازهم صدای اهنگ...وای که این واژه ها...ملکه ذهنم شده.دخترو پسری رو به روی هم مشق عشق می کنند و صندلی ها ماس نماندن.ا این صندلی ها خاطره ها در وجودشان جاریست. مرا خوب می شناسند.زندگی ام با وجودشان عجیب گره خورده.اهای مردم پشت شیشه همانجا بمانید در کافه ذهن من فقط صندلی

درخواست حذف این مطلب
دلتنگ مادر.....  
سلام این پستت ر م وکلی دلم گرفت بیادمادرم افتادم واینوسرودم تقدیم به همه مادرای دنیا باتوسبزمیشودجهان من مادرعزیزو مهربان من شوق توست شوق دیدن توکه. شعر می چکانداززبان من ورنه بی تو واژه های سوخته شعله میکشنددرنهان من دستهای خسته مرابگیر تاکه بشکفدهمه جهان من بازکن دریچه ای به غربتم آبی بلند بی کران من مست کن مراچوروح مولوی ای جنون سرخ ناگهان من بازهم تونیستی و روزتو آمده عزیزخوش زبان من بازهم تونیستی وداغ تو ریشه می کنددراستخوان من بازه

درخواست حذف این مطلب
میلادت همایون آهو  
سلام آهو سلام سلام صب بخیر انگاار دیروز بود کلاغ ها خبر اومدنتو دادن اصلا غیر تولدت همین آ ای شهریور بود گفتی مسافرتم و ... ینی تولد آشناییمونم هست خیلی خیلی دلم گرفته تولد امس باید کنارت بودم خدا چ کردی باهام خدااا خوردم کردی خووورد آهو جان ان شا الله ک امروز خیلی بهت خوش بگذره خیلییی ب قوووول خووودت ددددستتتت دسسست ججججیغغغغغغغغغغغغغغغغغغ هووووووووووووووووووووووووووووووراااااااااا تووولدت مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااار

درخواست حذف این مطلب
چشم سفید  
ماآدم ها از کوه محکم تر و ازشیشه ظریف ترو شکننده ترهستیم.. آنقدر این تناقض را در زندگی دیده یا لمس کرده اید تا دونقطه خط وار به مانیتور یا صفحه مقابلتان زل نزنید.. انبوه مصیبت هایی که درزندگی میچشیم و قلبی که گاه میمانی چطور هجوم این همه درد را تاب می اآورد.. همین اآدم را ببینی گاه با یک واژه چنان میشکند که هزاربارش ته تر از شیشه های ش ته.. همه و همه نشان این تناقض عجیب است.. ازاآن گذشته چشم سفید بودن آدمیست که اعجاب انگیزاست.. بارها مرگ را در کنارم

درخواست حذف این مطلب
به غصه های دل خودم،نمیفروشم غم تو را...  
امروز رفیقم که از مدتها قبل در جریان تلاشم برای رفتن به کربلا بود،بعد از چند روز که میگفت خیلی دلم گرفته،بغضش ترکید....چندین دقیقه گریه کرد...ناله کرد....تو نگاهش شدت اشتیاقش به کربلا به خوبی دیده میشد...خیلی دلم گرفت...گفتم خدایا چطوره قصه،ادم بیخودی مثل من رو دعوت کردی و این دوست خوبم رو...یا مثلا فاطمه هم،با اینکه هیچ حرفی نزد اما دلم گرفت از غم و حسرت نگاهش...یا پیام های ب جان...که با دو بچه ی کوچیک هر جوری فکر کردیم نمیشد که بره...هیچ طوره شرایطش ن

درخواست حذف این مطلب
هفته دوم عابان  
زشته مثلا بگم هفته ایی که گذشت نکبتی بود اما نگفتنش چیزی از نکبتی بودنش کم نمی کنه که گند زدن به کنفرانس عملی که نمره ترم محسوب میشه قاطی شدن پول ها و اسم هایی که برای کلاس فرهنگی ثبت نام گند زدن به میان ترم گوارش که حالو حوصله خوندنش رو نداشتن پرونده هایی که کاغذ های اشتباه توش پانچ طب سنی که افتضاح بود عموی سمیرا مرد و حمچنین بابابزرگ سونیا هم و پول هایی که از حسابم نمی دونم به کجا چنین شتابان و دوچرخه ایی که دیگه نیست و از همه بدتر دخ تو کاری

درخواست حذف این مطلب
ع ... مریم معصومی در روز برفی  
ع ... مریم معصومی در روز برفی امروز ع ... مریم معصومی در روز برفی رو واستون آماده ... ایشون متن زیر هم به اشتراک گذاشتن نمیتونم بگم چقدرررر دوسش داررررررررررررم ☃️❄️اینجا همون حیاط خونه ست که تا دیروز از ... یهاش ع ... میگرفتم، قربونت برم خدااا که انقدر بیکران بزرگى فعلا که اینجااا ... ررر کردیم

درخواست حذف این مطلب
حمار شانسِ مفلوک d:  
درست آن لحظه ای که دیدم دختری همچون پنجهٔ آفتاب و کتی پری طور، دست در دستِ مردی با شمایلِ آچار شلاقی گون، میخندند و احساس خوشبختی میکند، به معجزهٔ عشق ایمان آوردم چون هیچ چیزی جز عشق، جذبهٔ کششِ یک آچارشلاقی به سمتِ یک کتی پری را ندارد به همین برکتِ گران البته از حمارشانسیِ آن آچارشلاقی گون هم نمیشود به ساد ... گذشت و نمیتوان در دل ش نداد حسود هم شوهر ... تان است || \+ والا به خدااا خدا شانس بده \+ باحال باشید

درخواست حذف این مطلب
روزنخست  
روزنخست چند ثانیه لذت وخست ... باهم،اما چندساعت احساس تنفر حس میکنم خودم رابه گند کشیدم حس میکنم بوی تعفن میدهم،چشمهایم راکه می بندم ظاهرمیشود تمامش درذهنم گویی آیینه ای پیش رودارم ودردناکتر ازهمه حس عمیق تنهاییم است ،چشمهایی ک میسوزد قلبی ک میشکند،باهمان تنِ سرمازده ک هنوز قطرات آب میچکد از رویش تاشاید بشوید وتمیز شود جلوی آیینه ایستاده ام نگاه میکنم به خودم؟نه به اطرافم ،به جای خالی آدمهایی ک گذشتند راستی چگونه به اینجارسیدم به این نقط

درخواست حذف این مطلب
یاحسین  
وبازهم کشتی نجات ازدل این دنیای ظلمانی به ماروی نموده است تااین غرق شدگان دردریای گناه وغفلت وفراموشی وسهل انگاری رادریابد، محرم باهمه برکاتش ازراه رسیده است وچراغ هدایت آ ... ین قطره های وجودش رافدامی کندتابندگان خداراازجه ... وحیرت ضل ... نجات بخشد. آنکه خیمه گاه وحرمش قبله حاجات است ونامش نور ومناجات.حسین علیه السلام واین هم نجوای دل من بعد ازدیدن ... وج مردم ازمراسم عزاداری درحسینیه گویالیاقت نیست آقاباتوباشم عاشق وهمراه توخوبان جهانند ق

درخواست حذف این مطلب
عشق بخوره تو سرت !  
اقا یعنی خدا بیاد پایین بگه فلانی عاشقته هااا ، میگم برو اون بالا جان عیسی ، ولمون کن اقای ... که ۳ سال روز و شب پیام میداد عاشقتم میمیرم برات و پشتتم و فلانم و بیسارم ، معلوم نیست رفته به کی چی گفته،که از گوشه کنار من دارم ... میشنوم هیچی دیگه زدم از دم هرکی پیام میده جواب نمیدم چند وقته...یکیشون که ۱ هفته ... ر داده بود که چته من تو رو میشناسم، میدونم ماجرا رو یه چیزیت شده یه اتفاقی افتاده من میام شهر دانشجوییت ای خدااا سر پیازی ، ته پیازی چیکاره ای

درخواست حذف این مطلب
نمیبخشم  
تو این حس سن ... نو گذاشتی رو قلبم نمیبخشمت هنوزم وقتی حرفت میشه یه اه از ته دلم میکشم مطمئنم اهم زند ... تو می ... ره فقط منتظر اون روزیم که چوب خدارو بخوری .... زجر کشیدنتو با چشمام ببینم.... خداااااا هیییچوقت حلالشون نمیکنمممم هیچوقت نمیبخشمشون خدااا

درخواست حذف این مطلب
یه شبایی تو زند ... هست..  
یہ شبایـــــے تو زندگے هست ڪہ وقتے دفتر خاطرات زند ... تو ورق میزنے ..به چیزایـــــے میرسے ڪہ نمیدونے تقـدیــرت بوده یا تقـصـیــرت ..به ادمایـــــے میرسے ڪہ نمیدونے دردن یا همدرد ..به لحظہ هایـــــے میرسے ڪہ هضمش واسہ دل ڪوچیڪت سختہ ..و بہ دردایـــــے میرسے ڪہ براے سن و س ... بزرگــہ ..به ارزوهایـــــے ڪہ تــوهـم شد ..رویاهایـــــے ڪہ گذشت ..بہ چیزایـــــے ڪہ حـقــت بود اما شد تـوقــع ..و زخمهایـــــے ڪہ با نمــــــــــــــــــــڪ روزگــــــــ

درخواست حذف این مطلب
سرماخورد ... لعنتی...  
95 7 1 ماه بان اومد و من دست ب کار نشدم... نمیدونم کی قراره ی کاری کنم نمیدونم شاید هنوزم باورم نشده ک ما فقط یبار زند ... میکنیم امروز ازمون سرکلاسی گرفت مدرس زیست کنکوریمون اووووف چی بگم دیوونه شدم به خدا هفتاد و بوق درصد زدم.... تو اونایی که هفتادو رد ... از همه کم تر بودم من این بودم؟من؟ منی که همه منو به خاطر این ک ترازم همیشه رو دیوارای اموزشگاه قلمچی بود میشناختن اونوخت من فک می ... مدلشه اسمای دانش اموزارو میزنن من این بودمممم؟ دگ دارم دیوونه می

درخواست حذف این مطلب
زند ... ادامه دارد....  
وبازهمزند ... ادامه دارد. این بار ی جوردیگه.شبیهه بعضی از ادما. هم سخته هم اسون. بعضی وقتاش به دلت میشینه وبعضی وقتاش دل ادمو میزنه.. ی روزهاییش دلت نمیخواد شب بشه وی شبهاییش دلت نمیخوادصبح بشه... بازند ... میسازم تا زند ... هم بامن بسازه .....

درخواست حذف این مطلب
معجزه29شهریور  
خدااا جوووووووووووووووووووون شکرت سودا هم به چیزی که خواستم ازش رسید یه ... از جفتشون هم کامران هم هومن یه چیز خیلی عالی راستی دیروز محدثه هم با هومن چت کردددد یه چیز عالی فراتر از عالی تو این حال و هوای کنکور بهش احتیاج داشت.مرسی که حواست به هممونه اما خدا.... دومین پستم اینجا گفتم یه اتقاق خوب تو تابستونم بود. امید داشتم... خیلیم امید داشتم. عجیب امید داشتم.با امیدش زنده بودم... زند ... م رنگ مثبت شده بود. خدا.... بازم که دستم خالی موند بغضی وقتا بد م

درخواست حذف این مطلب
⚠خودکشی در کانالهای تله گرامی⚠  
♞دالانهای مرگ ♞ شایدباورش هم سخت باشد اما بوقوع میپیوندد..مر ... خودخواسته ‼❌ آنجا که عقلها را زایل میکنندوتباهی ... شه را بستری برای جولان هوسهای رذل خود فراهم میکنند شیادان وصیادان روح وروان پاک جوان ایرانی ⛔ موریانه های که میدانند ازکجاوچگونه نفوذکنند برای جویدن تمام باور واعتقاد یک ملت... ... د ... د بجوند تاکلان کلان دست خوش ب ... رند از ... آنهم به بهای مرگ جوانان سرزمین من مر ... که با انتخاب واختیار است اما نه از روی عقل که از روی جهل جهلی مفر

درخواست حذف این مطلب
وبازهم خدااا  
گفت دنیامی باور ن ... چون باخدا قرار داشتم گفت بدون تو میمیرم باور ن ... چون باخدا قرار داشتم گفت نفسمی یا تو یا هیچ ... حرفهایش تکراری بود بارقبل هم از ... ی دیگه شنیده بودم ولی باز گول خوردم زمین خوردم قرار کنسل شد من موندمو خاطره واشک وبازهم خدااااا

درخواست حذف این مطلب
خدایا اجازه  
بسم الله الرحمن الرحیم کتاب خدایا اجازه نوشته حجت السلام خودمم بعدا فهمیدم غلامرضا حیدری ابهری و تصویرگری دوست داشتنیه سام سلماسی شاید گروه سنی که برای کتاب مشخص ... ک ن باشه ولی پیشنهاد میکنم همه آدمها توی هر رده سنی یکبار لذت دیدن و خوندن این کتاب رو تجربه کنن یه کتاب رنگارنگ که شما توی هر ص اول با یک سوال درباره ۱.خود خدا ۲.دعا ۳.آفرینش ۴.بهشت و جهنم ۵. اخلاق ۶.گوناگون روبرو میشید و بعد در زیر سوال یه طرح کارتونی بسیار بامزه از آقای سلماسی و د

درخواست حذف این مطلب
1 دی  
با این سرماایی که من صبحی حس ... .چله حس ... میخاد غافل ... رمون کنه.درجه هوا منفی13 بودصبحی.منم طبق معمول هرچقدم زود میرم کارامو انجام بدم باز وقت کم میارم یه اگهی 4 صفحه ای ریز با خط رو ... مه تایپ ... و خدا میدونه چی بسرش میاد امیدوارم مورد قبول واقع بشه..صبحی رییس ندارم ندارم گرفته بود...حقوق آذر منو هنوز پرداخت نکرده.به چندتا ... شهرستانیمون زن ... دم تا صورتحساباشونو واریز کنن.یکیشص به راست کارم اومد فقط ماما ساعت 10 اینا میشد اومد تا دختر ... بیاید و پول

درخواست حذف این مطلب
آدم های الکی  
گاهی برخی به اسم کمک ... در زند ... ت سرک میکشند،گاه این سرک کشیدن ... یشان نمیکند وبازهم بیشترازاینها میخواهند،گاه اینقدر انسانهای دروغگوئی از آب در می آیند که نمیتوانید آنها را درحد دوست قبول کنید.مجبور به بلاک ... آنها میشوید از بس توهین وتحقیر درکلامشان است.از بس تورابه گفتن حرفهای ناامیدکننده متهم میکنند وگاه این تحقیرشان تو را کلافه میکند ومیگوئی تنهاییم بهتر از بودن این افراد است.

درخواست حذف این مطلب
میخوام برگردم به کودکی  
احساس خف ... میکنم ... آسمون دلم ابریه ابریه گوله های کوچیک برف اروم اروم کلبه های چوبی دلمو میپوشونن ادمکای این کلبه بانقابای رو چهرشون روزای دلمو به شبای بالماسکه تبدیل ... . صدای سکوت تنها سمفونی این تراژدی غم ان ... زه . ساعتای بی عقربه ...انگار زمان از حرکت ایستاده... هووووووف ضربان زند ... م سرده سرده ... اونقد سرد که خودم هم تو خودم یخ زدم احساس سرما حرارت هیزم عشق دیگه به شومینه ی امید زند ... م گرما نمیبخشه. با گام های کوچیک تو جاده های دلتن ... م قدم

درخواست حذف این مطلب
21فروردین  
با تموم دردهای ریز ودرشت شیکم موبارک فقط خدا خدا که شدیدتر ازین نشه .شکررش باشه با وجود جواب دهی به شونصدنفر وانجام کلی کار تونستم س ا بایستم مثه یه کوه صبحی بیدار شدم و دیدم حالم خوب نیست .سریع با خوردن صبحونه قرص ناپرو ن خوردم.و تقریبا میتونم بگم خوشحال بودم که درد زانوهام به اون صورت نیست.همیشه باید یه ساعت تا دوساعت دراز بکشم تا دردم کم بشه.ولی شکررش باشه امروز به نسبت ماههای قبل بهتر بودم وحتی تعجب هم . اگهی ها رومیز بود وباید رسید مینوشتم

درخواست حذف این مطلب
19اردیبهشت  
شکرخدا که امروز هم روز خوب وخوشی بود با وجود مریضی ماهانه ام.یکم لوازم مثل کمد و اینا بود که از اون یکی دفتر آورده بودن.وباعث که محل کارمون یه مقدار مرتب تر به نظر بیاد درسته که سالهاس اونجا کار میکنم nbsp وبا وجودهمه کم و ریهاش دارم میسازم مثه یه سرویس بهداشتی که باید حتما باشه و نداره ولی خب خدارو شکر که رییس این اوا ترها ست که به منم توجه داره ازباب اینکه 5 ساله با همه ادااصولهایی که سرمون آوردن دوام آوردم .خودمم راضیم ازینکه باهاش کار میکنم .ح

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.239 seconds
RSS