پررو

عبارت پررو در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
کارهای عقب افتاده  
یه مدتیه که از فضای مجازی اومدم بیرون که هم هوا بخورم هم به کارهام برسم . شما که غریبه نیستید یواش یواش دارم به کارهام میرسم ولی بیشتر از همیشه م میخوابم، خدارو شکر یکماه شده که باشگاه نمیرم و هرروز بیشتر از دیروز حس میکنم پف ولی پررو تر از این حرف هام که دوباره برم ، البته شرایط کاری آقای همسر هم بی تاثیر نیست ، وقتی اون خونه ست اصلا نمیتونم برم بیرون و برنامه خودم رو پیش ببرم .

درخواست حذف این مطلب
جوجـــــــه رنگیای سارینا  
خواهرم شیش سالشه. از بچگی عاشق پیشی بود، ولی نشد که ب ه. راضی شد به جوجه، غنیمته خب سرگرمیه باحالیه.....امروز رف سه تا جوجه تپل بامزه ید آورد خونه....نمیدونستم انقد هیجان داره و البته دردسر و کثیف کاری، یه جوجه ی نیم وجبی چقد مراقبت میخواد، باهاش بد تا کنی دپرس میشه میره تو فاز جون دادن، رو بدی پررو میشه با سرعت نور مث جگوار میدوئه بیاد نوکت بزنه اگه دور و ورش آفت شی....تو ع پایین جوجه هان که بعده کلی ورجه وورجه گرفتن خواببدن تو کارتن، و اون گُله، گل

درخواست حذف این مطلب
 
ب میگه چرا بلاک کردی؟ میگم چون حرفمو نمیفهمی. میگه آره راست میگی ما حرف همو نمیفهمیم ، میخوام یه کاری کنم. میگم چیکار؟ میگه شمارتو میدم به مینا ، به منم ربطی نداره . نتیجه هرچی شد به منم بگید مثل بچه ها رفتار میکنه . اه. خب وقتی تو چشات نگا میکنم میگم نمیخوامت دیگه چی میگی؟؟؟؟ خواستن زورکیه؟؟؟ مس ه ِ پررو.

درخواست حذف این مطلب
 
یه وقتایی همیشه هست....  
یه وقتایی حسای ناخوش دنیا میریزن توی وجودت...اصلا شاید بشن حس مزمن و بمونن توی دلت مثل اتیش زیر خا تر... دلت میخواد یکی رو گیر بیاری بهش بگی تقصیر توئه...یکی رو گیر بیاری همه ی مشکلات و اشتباهات رو بندازی گردنش... یکی رو گیر بیاری طلبکارش بشی و اونم بگه حق با توئه...حق با توئه...حتی اگر حق با تو نباشه...حتی اگر خیلی پررو و بی ادب شده باشی تو حرفات....یکی که بیاد خوبیهات رو اگر اگر که اونقدرام ادم خوب و خارق العاده ای نباشی بکشه بیرون از زیر گرد و خاک و به

درخواست حذف این مطلب
ممد  
امروز ممد و علیرضا رو تو کلاس نگه داشتم . مادر ممد هم از شانسش همون ساعت اومد . علیرضا پررو میگه ممد به مامانت بگو خانم نذاشت ورزش کنیم . گفتم خوشحال میشدم اگه مامان تو هم میومد و میدیدت . مادر ممد سرزنشش کرد و گفت مشق زیاد بدم بهش | ا نفهمیدم ب ساز کی ب م من . ممد و علیرضا هنو ادب نشدن . خیلی کار دارن . خانم ش برگشته میگه قضیه اقای ب چی شد؟ گفتم منتفی میگه از ... یکی باشه قبول میکنی؟ خیلی رو داررررررره. اصلا فهمیدم اون دفعه درباره اقای ب نمیخواس صحبت ک

درخواست حذف این مطلب
چون میگذرد غمی نیست  
واقعن این داروهای ض سردگی یک خوبی دارن و هزار بدی،انگار تو فضام و تو دوره ایم که فقط میخوام زودتر تموم بشه.دیروز پاندا طبق عادت مس ه اش که اول هر چی از دهنش در میاد با ت ت به من میگه و من فقط سکوت میکنم،بعدش در کمال وقاحت جا و حالمو جویا میشه ؛ شروع کرده بود به مدام زنگ زدن گوشی تو کشو بود و فقط میخواستم خفش کنم در حالی ک نگاهم به همکار بود ریجکت ،چن ثانیه بعدش دلیور ت ت رسید من حیرت زده رفتم ببینم چی فرستادم بعله ازین مسیجای دیف nbsp i m at the movie theaterا

درخواست حذف این مطلب
زهرِ دلتنگی....  
به نام خدا.... سلام.... خدایا من با تو عهد ..... توکل ..... میدونم خیر برام میخوای.... چند روزه که تمومش ..... چند روزه که سخت شدم .... خواستم با سخت بودنم بهت بگم من به تو توکل ..... تسلیم خواسته تو شدم..... گفتم هرچی بگی من راضیم.... ولی امشب دیگه این عقده دلتنگی ترکید..... امشب نشد سخت بمونم.... امشب ش تم.....با .... خدایا درد داره......دلتنگی خیلی درد داره.... دلم برای صداش خیلی تنگ شده.... برای خوندنش.... برای حرف زدنش.... برای خندیدنش.... برای لحن شوخش.... بدای لحن ج .... بدا ذره ذر

درخواست حذف این مطلب
تیزv دختر پررو  
انچه در قسمت های بعد دختر پررو خواهید خواند _ من..من..نمیخواستم اینجوری شه...ولی..ولی..این حق توئه که مامان واقعیتو پیدا کنی...می..می..میانه یو متاسفم ...اما...اما...اگه..اگه...یه روزی پیداش کردی...با...بازم...روی من...به عنوان...مامانت فکر کن...باشه پسرم؟... _ برای من مهم نیست که خانواده ی تو کین.من قرار نیست عاشق خانوادت باشم. تنها چیزی که برای من مهمه تویی. پسری که همه قلبمو تصاحب کرده. ی که واقعا دوسش دارم.کُ کجوماسه یو نگران نباش من حتی اگرم بخوام نمیتونم ا

درخواست حذف این مطلب
انارخانم قسمتی دیگر  
انار خانم سلام راست می گوئی باید خیلی پررو باشم که هنوز هم برای تو نامه می نویسم، آ تو تنها ی بودی که من بی با او صحبت می و نمی ترسیدم که او چه برداشتی خواهد داشت، راست تر بگویم تو تنها ی بودی که مرا به خاطر خودم می خواستی، همانطوری که بودم، می دانستی ایرادهائی که دارم کدامند، اما مرا درست بخاطر خودم می خواستی، درست بخاطر خودم. این خواستن خوصیت خاصی بود، خاصیت منحصربفردی بود که به قول خودت همانطور که بارها گفته ام، کو تا باز نازک دختری به من دل

درخواست حذف این مطلب
مهمونی خونه قوم الظالمین لعیا....  
وای خدای من چطور یکی میتونه انقدر افاده ای و از دماغ فیل افتاده باشه آخه این دختر سنی هم نداره، شاید کلاس دوم یا سوم ابت باشه یعنی ب هی جلوی خودمو گرفتم نرم یه دونه بزنم پس کله ی این بچه یعنی یه اداهایی از خودش در می آورد که آدم کفری می شد. والا مامانش انقدر فیس و افاده ای نیست که این دختره به این شدت حرص دربیار شده البته یه کم هستا، ولی نه اینقدر. شب که رسیدیم خونه، فقط شکر خدا می که خدایا شکرت شکرت شکرت که اگه خصلت خوب زیاد ندارم حداقل این صفت از

درخواست حذف این مطلب
ف... اینطوری است لطفا درصدد تغییرش نباشید!  
من اینطوری ام و اینطوری بودن را هم دوست دارم و هیچ وقت هم فکر نکنم بتوانم عوض شم دوست ندارم ی که به من ایمیل زده و مثلا یک سوال درسی یا اداری پرسیده به خاطر اینکه کلاس بگذارم بنده خدا را یکی دوساعتی معطل کنم و بعد از یکی دوساعت تازه جوابش را بدهم یا یکی پیام داده به خاطر اینکه پررو نشود یکی دوساعت بعد جوابش را بدهم اصلا این را نمیتوانم در ذهنم بگنجانم چرا؟ چرا واقعا خیلی ها اینطوری نیستند؟ اصلا به من چه که طرف چه فکری میکند؟ اصلا به من چه که طرف

درخواست حذف این مطلب
دوست داشتنی  
خانم خوشگلمم .. عشقم .. زندگیییم .. دیدی به همه معرفیت همه هم عاشقت شدن ..یادته میگفتی عاشقم نشوووو .. اخه ادم چجوری میشه عاشق تو نشههه همه عاشقت میشن بس که تو خوبییی .. زندگی من . به داشتنت افتخار میکنم .. موهاتم فردا تیره میکنی پررو .. عاشقتم

درخواست حذف این مطلب
نوشته ای کوتاه از صادق هدایت  
توی دنیا دو طبقه مردم هستند؛ بچاپ و چاپیده؛ اگر نمی خواهی جزو چاپیده ها باشی، سعی کن که دیگران را بچاپی سواد زیادی لازم نیست، آدم را دیوانه می کنه و از زندگی عقب می اندازه فقط سر درس حساب و سیاق دقت چهار عمل اصلی را که یاد گرفتی، کافی است،تا بتوانی حساب پول را نگه داری و کلاه سرت نره، فهمیدی؟ حساب مهمه باید کاسبی یاد بگیری، با مردم طرف بشی، از من می شنوی برو بند کفش تو سینی بگذار و بفروش، خیلی بهتره تا بری کتاب جامع عباسی را یاد بگیری سعی کن پرر

درخواست حذف این مطلب
cigarette  
اولین بار که سیگار دستم گرفتم و بلد نیودم اصلا، 5 سالم بود یواشکی؛ سیگار مامانبزرگِ مامان بود...تو خونه ما سیگار پیدا نمیشد، همچنان نمیشه... به چه مصیبتی و با چه ترس و لرزی روشنش ... ، یه نفسِ کوچولو کشیدم و بعدش اونقد سرفه ... که داشتم خفه می شدم... بعدم به خیال خودم مخفیانه از پنجره انداختمش بیرون. و اینگونه بود که من از سیگار بدم اومد خیلی سااال بعد بابا همه داستانو با تمام جزئیات،که از کجا سیگارو برداشتمو چه زجری کشیدم که فندکو روشن کنم و بعدم خو

درخواست حذف این مطلب
محرم  
داشتم الان به این فکر می ... که مگه میشه آدم 2 سال یکی جوابشو نده بعد طرف باز یاد طرف باشه ... آدم چقدر میتونه پررو باشه آخه ؟ عه جواب سلامتو دو ساله نداده .... چی می ... واسه خودت اینجا ... ؟ خلم خل ... اصلا نه از این بابت که بده یا کوچیک شدن منو میرسونه ها ... نه .. به صورت کلی یکی 2 سال فقط به یاد ... ی باشه که اون طرفه اصلا دوس نداره ببینه طرفو ... دیدن هیچی ... پی ام اس ام اس زنگ ویدیو کال ایمیل هرررررچی که ممکنه | منطقی نیس اصلا .. همه اینارو میدونما ... ولی باز میگ

درخواست حذف این مطلب
دیر  
دیر به دیر وقت میکنم حال ندارممصاحبه خوب بودنود پررو شده. جوراب و بند و ... ورزشی؟؟ حاج اقا صدیقی میگه بعضیا غیبت میکنن، که مثل خوردن گوشت برادره هیچ. حاج آقا میگه اینا انقدر وقیحن nbsp تازه بهشون می ... چرا غیبت میکنی میگه جلو خودشم میگم. این یعنی چی این یعنی هم غیبت هم ترور شخصیت... nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp ... منو میگه

درخواست حذف این مطلب
اندر پیچ و خم فرآیندهای دوست داشتنی اداری:)  
وقتی برای کار اداری علی الخصوص کارهای مربوط به پاس از خونه خارج میشی، اصلا نباید انتظار داشته باشی امور طبق برنامه و روالی که بلدی و رایجه پیش بره. من که هر دفعه قبل از ... وج از خونه، کلی زمان بندی و برنامه ریزی میکنم، اما دریغ از این که دو دفعه، که کار مشابه هم داشته باشم مثل هم انجام بشه. اینه که علی اللّهی از خونه میام بیرون و خودم رو چونان توپ والیبال میسپرم به کارمندان گرامی تا هر طرف میخوان شوتم کنن و بدیهیه که گاهی هم بالکل اوت بشم. البته

درخواست حذف این مطلب
یکبار هم صداقت  
بخشهایی از دخترانه های تلخ سیما.الف _ من یه پسرم ، میدونم هیچ پسری بی دلیل ، یه دخترو در کاری شریک نمیکنه که سود داشته باشه. یا باید زنش باشه یا نامزدش یا عشقش یا... _ هیچ وقت اول تو به یه پسر نگو دوسش داری ؛ ممکنه جلوتم بگه چقدر خوب و به به و چه چه کنه اما پشت سرت فقط میگه عجب احمقیه این. _چرا بهم می ... فلانی ازت خوشش میاد ، هیچ وقت به یه پسر نگو این حرفو چون جو ... ر میشه. _نگو این حرفو پررو میشم... پ.ن نقش دین در زند ... چیست ؟ ... خواندن هر وقت حال و حوصله ش ب

درخواست حذف این مطلب
319. ... ای بیخود  
حال و اوضاعمون خوب شد. منم بهتر شدم این هفته میریم خونمون جشن عقد پسردائی. الان یه غمی رو دلمه تنها راهی که به ذهنم رسید نوشتن اینجا بود. یه مشت ... اومدن بیمارستانمون همه صفر کیلومتر. یعنی صفر ها حرص منو درآوردن یه زن و شوهر باهم اومدن چشم پزشکی. دم و دقیقه منو میخوان این چیه اون چیه چون بلد نیستن هم همه چیو میگن ... ابه برین نوشو برامون ب ... ین... اون روز منو صدا ... و میگن ما میخوایم این چهار نفر تعیین لنز کنیم. تو دلم میگم خب به من چه میگن حالا مریضا

درخواست حذف این مطلب
نمیرم براش?  
امروز کنفرانس الکترولیت ها رو داشتم.از چند تا رفرنس مطلب جمع ... و حس ... کامل بود و کاملا حس می ... ... ر راضیه چون تمام مدت ... ت بود و گوش میکرد،وگرنه اگر کامل نبود دم به دقیقه غلط های داشته یا نداشته ام رو میگرفت و غر میزد.آ ... سر گفت بد نبود.اگه بگم خوب بود پررو میشی همون بد نبود کافیه،دستت هم درد نکنه....اینجا نگاه کرد به بچه های دیگه و گفت ولی دست بقیه تون درد ... ه ___________________پ.ن ماها کوچکترین عضو خانواده ی پزشکی بخش جراحی هستیم و ... ر لطف داره و مارو ...

درخواست حذف این مطلب
آقای خواننده  
یه آقایی از اقوام نسبتا دور تو اینستا رکوئست داد اولش با خودم گفتم عجب؟؟ لابد کامنتمو پای پستای فلانی دیده ولی چه پررو بعدش حس فضولیانم نذاشت بیخیال شم و رفتم تو پیجش و اونچه به چشم دیدمو به سختی باور ... بعلهههه ایشونم خواننده شدن یه مقدار که خاطرات کودکیمو بررسی ... روحم شاد شد اول برای آبجی جان فرستادم یه دل سیر شادی کردیم و بعدم برای یه عضو فعال دیگه در همون صحنه های کودکی و اونم حس ... شاد شد والا مردم چه اعتماد به نفسایی دارن جالبیش اینجاست

درخواست حذف این مطلب
 
وبلاگ من چرک نویس زند ... مجایی ک تلخی وخوشیامو مینویسمخب 3تا از میانترما رو دادم nbsp اونطوری نبود که میخواستم باشهاما غصه شو نمیخورمامروز اصلا روز خوبی نبود 3 شب بیدارشدم با سردرد شدید و درد بدنمنمیدونم چم شده ... می گه سرماخورد ... هصب امتحان. دادم nbsp خدایا بعضی ادما چرا نحسن یه دختره هس توده ی رذایل اخلاقی و شخصیتی بچه پرروازش متنفرممار از پونه بدش میاد در خونش ... میشهدس بردارم نیس قد ی فنجون ادم حسابش نمیکنم باز پررو بازی درمیارهبد بخت روانیهخ

درخواست حذف این مطلب
 
عجیبه ......  
فهمیدم که درمورد خودم اشتباه فکر می ... .... تصورم این بود که تو اوج عصبانیتم یا طرفو میزنم یا حتی یه چیزی میش ... م .... اما دیروز که به اوج عصبانیت رسیدم ......... لکنت گرفتم لرزیدم پر چشام اشک شد میخواستم بزنم میخواستم بدم اما انگار هنگ ... هیچی به ذهنم نمیرسید طرف مقابلم هی حرف می زد عصبانیتر میشدم اما هیچ کاری ن ... فقط به زور بهش گفتم پررو اونم به زوررررر داشتم میمردم اونقدر که ننه گفت ح ... خوب نیس برو آب بخور \+ عادم ضعیفیم \+ پس هر وقت داد و بیداد ... ینی خ

درخواست حذف این مطلب
خیلی زشت بود که اینو گفت. و خیلی دارم تلاش می کنم که ندیده ش ب ... رم...  
آدمیزاده دیگه، میتونه پنج ساعت حرف خوب بزنه و احساس خوب ایجاد کنه، و در یک ثانیه یه جمله بگه و برینه به تموم اون احساسات خوب d و nbsp چرا؟؟ واقعا چراا؟؟ ... چرا به یکی که صبح تا شب داری حرف عاشقانه بهش میزنی، برگردی ب ... پررو نشو از اینکه بهت میگم از اینکه باهامی خوشحالم ؟و منم دیگه... nbsp بهم برمیخوره نقطه.

درخواست حذف این مطلب
آدم ها...  
یه پسره از پریروز هم ازمایشگاهی ما شده... یه پسر قد بلند که لهجه اش شبیه اون اقاهه توی سپید دندانه و در نتیجه من فکر میکنم باید مال سمت ایتالیا یا اسپانیا باشه... این اقاهه شبیه ز له است... حرف که میزنه تمام ازمایشگاه روی سرشه... دیروز نشسته توی ازمایشگاه گیتار میزنه... امروز یه هو دید یه پسره چینی یه ورقه گذاشته لای در که قفل نشه...چون کارت پسره قاتی کرده و درو باز نمیکنه... برگشت با صدای بلند گفت دیگه ازین stupid unsafe idea برای باز نگه داشتن در استفاده نکن

درخواست حذف این مطلب
مجموعه سوتی های جدید رسید...  
اون سفری که رفتیم...توی هتل اولی، من یه اتاق دابل گرفته بودم چون نیازی به پیش پرداخت پول نداشت...اون زوج دیگه هم یه واحد دابل...وقت وج زنگ زدم اتاقشون گفتم این همه جعبه ها که گذاشتن کنار تخت خواب، رایگانه و باید برداریم برا خودمون یا برنداریم...اونا هم فقط گفتن نه روشون برچسب قیمت داره و برندار. بعدا فهمیدم اون بسته ها وسایل لازم برای روابط خاک بر سری بوده....الان با خودشون میگن اصلا گیریم که رایگان باشه...این بچه پررو اینا رو برای چی میخواد دیروز ی

درخواست حذف این مطلب
خدایا یکم عقل لطفا!  
پسره 39 سالشه. انقدری اعتیادش زیاده که جای سرنگ روی دستش معلومه و دندوناش یا ابن یا ریختن. نه تیپ و قیافه داره، نه خانواده ی درست و حس نه پول نه تحصیلات و نه هیچ چیز دیگه.. اونم از یه شهر خیلی خیلی کوچیک و دور. بهش یه دختری رو واسه ی ازدواج معرفی . دختره دانشجوی سال آ phd اصفهانه. از یه خانواده ی خیلی اصیل و پولدار توی یکی از شهرای بزرگ. خوش قیافست و البته خیلی ساده پوش و آدم حس . ب فقط یه بار با هم رفتن بیرون برای شام و بعد دختره پیشنهاد ازدواج رو قبول

درخواست حذف این مطلب
دی سی یا ای سی  
چالش جدیدم در حال حاضر nbsp همانا چگونگی تبدیل برق دی سی به ای بابام رشته اش برق بوده نه مادرممن انقدر پررو هستم نمی فهمم ولی جلو می رمماجرا از اونجایی شروع شد کهاین گیاه های بیچاره من دارن کباب میشن nbsp چه خبر انقدر گرمههر روز دارم بهشون اب میدم جوابگو نیستخیلی بی حال هستممنم به فکر ابنما افتادمخود ابنما کاری نداره ساختنشنهایت یک هفته وقت بگیره چون وسایلشباید برم ب ممشکل برقش که من حاضر نیستم پول برق بدمچون میخوام دست کم روزی 6 ساعت کار کنو زم

درخواست حذف این مطلب
تو ی  
یه حس ناامیدی و انجماد خاصی بهم دست میده وقتی میبینم مموتی اول اسمش میاد... محمود خیلی افسردگی میگیره منو... منم میخوام ا بگیرم بعدها خیلی حسش بده ببینین تو ی مموتیم ه... وقتی از بیرون نگاه میکنم به ایرانم حس میکنم خدایا تو چه محیط پر از آشوب و جنگی بزرگ شدیم... دلم برای م میسوزه که منو با دندوناش نگه داشت و اورد رسوند اینجا... و همینطور بابام و دلم میسوزه برای داداشم و آبجیم که الانم تو اون محیطن بدون اینکه بدونن که بابا یه زندگی بهترم میشه ساخت... و

درخواست حذف این مطلب
انتهای این سناریو!  
چند روزه تلاش می برم مطب ر ولی نوبت گیرم نمی اومد و انقدری کفری شده بودم که نزدیک بود برم چادر بزنم جلوی مطبش و کولی بازی در بیارم...تا اینکه امروز مجبور شدم برم تو بیمارستان،بعد ویزیت مریضاش ببینمش... ر انقدری حساس بود که مشکل منُ هیچکدوم از پرسنل بیمارستان ندونن که خودمم تعجب کرده بودم.قبلا بهم گفته بود اگه بیمه تکمیلی داری بیا بیمارستان خصوصی که ی نمیشناسدت.دم غروب بستریت میکنم،شب عملت میکنم و صبح زود هم ترخیص میشی تا این زنک ها فرصت پرحرفی

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.697 seconds
RSS