کتاب میخام آدم حس باشم

عبارت کتاب میخام آدم حس باشم در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
تو در جریان منی  
چرا تو همه قسمت های زند ... م جریان داری...... ميخام کارااای باحال کنم.... ميخام بدوم ... ببینم..... ادای حسن شاهی در بیارم هر روز لاک بزنم ست کنم بستنی بخورممم انجمن گرایی چاپ کتاب ميخام خوشحال باشم مرسی که در جریانی تو شعرام... تو کتابام.... همه جااااااا

درخواست حذف این مطلب
واقعا کم آوردم  
دارم واقعا کم میارم...به مرزی میرسم که دیگه هیچی و هیچکی واسم مهم نیست... نه حرف مردم ...نه دید مردم... من تو فشارم.... دیگران جور منو میکشن که بخام بهشون فکرکنم؟؟؟؟؟ خسته شدم...ميخام خوودم باشم... آزاد باشم.. من زندانی ام....ميخام زندگی کنم... نميخام دیر بشه ...........................

درخواست حذف این مطلب
صبر.....  
از وقتی خودمو شناختم واژه صبر باهام همراه بود و همیشه سعی ... صبور باشم و با آدما کنار بیام البته خیلی وقتا مثل امروز از دستش کلافه م از صبور بودن و با هر شرایطی کنار اومدن خستم ، دلم میخواد گاهی با جسارت باشم و ببینم خودم چی ميخام و تمام آدمای اضافی زند ... مو حذف کنم و دلم برای هیچ کدوم نه بسوزه و نه تنگ بشه . دلم میخواد مدتها برم یه جا که هیچ هیچ ... نباشه فقط خودم باشم و خدای خودم و تمام چیزایی که راضیم میکنه ، دلم میخواد خودم باشم و یه بوم نقاشی و

درخواست حذف این مطلب
کتاب...  
دیوانه وار حریص کتاب خوانی شدم هفته پیش 3تا کتاب خوندم الآن وسط چهارمی هستم و فقط این درس داره جلوی من رو میگیره نرم سراغش و خودم رو به زووووووووور کنترل تمام مدت تو سایت goodreads هستم و هی چک میکنم ببینم دوستان چه کار میکنن و دم به دیقه دلم ميخام update progress کنم امروز درسای تخصصی رو شروع و یکم کند پیش میره به سختیییییییی و با گریه برای کلاس فردام یه نفر رو پیدا بره که کلاس کنسل نشه. این وسط با همکلاسی ارشدم یکم صمیمی تر شدیم اوایل هی حالم رو میپرسید ا

درخواست حذف این مطلب
ها با موری  
فردای روزی که ها با موری تمام شد، فکر می چیزی کم دارم. مثل وقت هایی که آدم ی را از دست داده باشد یا مسیری که هرروز از آن میگذشت، بسته باشد. این کتاب چهار پنج روزه تمام شد اما من فکر میکنم سالهاست با موری شوارتز حرف می زنم. مثل اینکه او را دیده باشم یا از گوشه ی لبهایش تکه های اسباگتی را پاک کرده باشم و یا او را دقیقه ها در آغوشم کشیده باشم. چیز بیشتری نمی خواهم بگویم جز اینکه این کتاب دارد از من دیگری می سازد. یکه دلش بخواهد با تمام این دنیا آشتی کن

درخواست حذف این مطلب
نیاز  
امروز بیست و ششم اسفند،نزدیک عید هس ولی ب قول ی پیج تو اینستا،انگار حال و هوای عید نیست.منم و نیاز ب تجربه،تجربه زیاد،حس میکنم دست تنهام.کاش ی جای دور باشم،نه خوب نیس،ولی ی جای دنج ميخام برای خودم،تنها باشم...دوم هم ک کربلا در راه است،بلکن اونجا بیش از پیش کمکم کنن....

درخواست حذف این مطلب
نشد نشد  
می خواستم انتهای این باغ قدیم سر به زیر و پربار درخت رو به راه تو باشم می خواستم نباشم و در نبودم همیشه در یاد تو و نیمه نگاه تو باشم می خواستم برای پرواز تا بر تو همچون پر مرغان سیاه تو باشم افسوس که رفتی و رفت از خی هر جور شده خواستم بین راه تو باشم مثل کفتر جلد خانه همین تنهای بغل نشد کنار پنجره چشم به راه تو باشم بساط دستفروشی حوالی دم شب جنس محبوب و دل به خواه تو باشم نشد در آسمان تو بمانم و همین ستاره ای کم سو به شامگاه تو باشم خلاصه نشد نشد ک

درخواست حذف این مطلب
numb  
سلام آیا به راستی سِر شده ام؟ چی سرم آمده؟ مغزم هیچ فرمانی نمیده که انجامش بدم الان باید بهت پیام بدم؟ باید زنگ بزنم؟ باید چیزی بفرستم؟ باید ناراحت باشم؟ باید خوشحال باشم؟ باید امیدوارم باشم؟ با ید نا امید باشم؟ باید خشمگین باشم؟ باید چی چی باشم خبببب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دچار بی حسی شده ام وا

درخواست حذف این مطلب
دلچسب های کت  
کتاب خوندن را برای باز هزارم، دوباره شروع میکنم الان که ۲۶ تیر ۹۶ است شروع میکنم. فقط امیدوارم یک روز نشود بیام اینجا و بگم کتاب خواندن را برای هزار و یکمین بار.. کتاب های نخونده ی معروف توی کتابخونه ام زیادن. میخوام یه بخش نمیدونم صفحه ی جدا یا موضوع جدا بذارم واسه دلچسب های کتاب. دلچسب های کتاب نه فقط به این معنی که اون جمله ها و کلمات رو دوس داشته باشم، علاوه بر اون میخوام بخش هایی که اذیتم میکنن و بخش هایی از کتاب که نمی فهممشون رو هم بذارم. ا

درخواست حذف این مطلب
چهارشنبه  
فقط کتاب مرا از دست من، از دست تو، از دست این همه دلهره و ملال همزمان نجات می دهد. گفتی اضطرابت اصیل نیست، تو اصیلش کردی و من از چهارشنبه پر از دلشوره ام. باید با خودم تکرار کنم من خودم را دوست دارم. من سعی میکنم ادم خوبی باشم. خدا به من کمک میکند تا با محدودیت ها و نیمه های تاریک وجودم روبرو شوم و دوستشان داشته باشم. من میتوانم شاد و ارام باشم و به عزیزانم شادی هدیه کنم. من خوبم

درخواست حذف این مطلب
آینه گردان  
تا به کی از سخن عشق گریزان باشم؟از تو ننویسم و هربار پشیمان باشم؟پاک کردی عرق شرم ز پیشانی مستپس روا نیست من اینگونه پریشان باشمکیمیا خاک کف پای غلامان شماستکیمیایی بده تا جابر حیّان باشمنمی از چشمه ی توحید مفضّل کافی ستتا به چشمان تو یک عمر مسلمان باشمغم حدیثی ست که در چشم تو جریان داردباید از حادثه ی چشم تو گریان باشممثل این بیت برایت حرمی می سازمتا در آیینه ی ایوان تو حیران باشمحرف آیینه و ایوان شد و دلتنگ شدمکاش می شد حرم شاه ... اسان باشم

درخواست حذف این مطلب
 
یکی از افسانه های شخصی خلاصه می شود در کتاب .دوست دارم آنقدر کتاب داشته باشم که کتابخانه کوچکم از کتاب منفجر شود. عقائد یک دلقک ، بابا لنگ دراز ، چه ... ی پنیر مرا جابه جا کرده؟ ، هشت کتاب ، یازده دقیقه ، دوستش داشتم .همه این ها را به تاز ... از نمایشگاهی با هزاران شوق گرفته ام.فقط منتظرم زمان کش بیاید تا یکی یکی اش را قورت بدهم. نوک قله،لب دریا ،روی تاب در دل طبیعت کتاب بخوانم.آنقدر بخوانم تا روحم سیراب شود.

درخواست حذف این مطلب
 
شعری زیبا و پر مفهوم از سخن سعدی  
من بی مایه که باشم که یدار تو باشم حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشمتو مگر سایه لطفی به سر وقت من آری که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشمخویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشمهرگز شه ن که کمندت به من افتد که من آن وقع ندارم که گرفتار تو باشمهرگز اندر همه عالم نشناسم غم و شادی مگر آن وقت که شادی خور و غمخوار تو باشمگذر از دست رقیبان نتوان کرد به کویت مگر آن وقت که در سایه زنهار تو باشمگر خداوند تعالی به

درخواست حذف این مطلب
گول حرف های زیبا را نخورید  
یکی از دوستان نوشته بود دنیای جای بدی است،استدلالشم این بود که چون گلفروش ها و کتابفروش ها ثروت ترین آدم های دنیا نیستند.وی با قلم روانش طوری این مطالب را بیان میکرد که تو اصلا به دل خودت شک راه نمی دادی که دنیا جای بدی است. علاقه ای به ... شدن ندارم . بشوم هم دوست دارم مسئول طراحی ریل قطار باشم ، مثل سوکورو تازاکی بی رنگ . دوست داشتم معلم ادبیات باشم یا هنر مثلن . دوست داشتم دائم در سفر باشم و یک گلفروشی \- کتاب فروشی نقلی داشته باشم ، که کنارش یک ک

درخواست حذف این مطلب
جایی شبیه حرمت...  
گاهی دلم یک جای دنج میخواهد، جایی شبیه حرمت...من باشم و بغض های نش ته...من باشم و گریه های فروخورده...من باشم و درددل های ناگفته...من باشم و آرامشی عمیق...من باشم و سبک باری...آخ که چه خوب میشود... nbsp خدایا کی میشه قسمتم که پیاده ستونهای جاده را به شوق حرم بشمارم؟ باز هم مثل همیشه جا ماندم...

درخواست حذف این مطلب
...  
به طرز احمقانه ای همش منتظرم و دعا میکنم که این خواستگاری بهم بخوره. اصن حاضرم بمیرم اما دست هیچ مردی بهم نرسه. زوره مگه؟؟ چندشم میشه چطور تحمل کنم ؟ حتی بدم میاد توی چشمام زل بزنه.بنظرم گستاخی میکنه وقتی که دلم با یکی دیگس حرفاش برام مس ن.هرچی که میگه ميخام بهش بگم برو جمع کن خودتو..برو بابا...و این جور چیزا میاد رو زبونم خیلی خودداری میکنم نمیگم فکر کنم اون هم فهمیده که تا حرفی میزنه من در برابرش جبهه میگیرم راستش جز با ...، با هیچ دیگه نمیتونم خ

درخواست حذف این مطلب
شروع دوباره!!  
روزی که این وبلاگ رو ساختم از همه چی بریده بودم فکر می ... رسیدم ته خط... تو زند ... من ته خط روی اعزام به خدمت سربازی تعریف شده تو پستای اول توضیح دادم اینارو.. بگذریم.. الان... امروز ... خدا بهم یه فرصت دیگه داده واسه درس خوندن و ادامه دادن مسیر درست زند ... م...چیزی ک ميخام باشم و طوری ک ميخام زند ... کنم... خیلی خوشحالم از این اتفاق... فقط... کاش ... بتونم از این فرصت دوباره، بهترین استفاده رو ببرم

درخواست حذف این مطلب
آرامش.....  
آبان هم چند روزیست از راه رسیده..... هیچ چیز نمیتونه دکمه های اعصاب منو فشار بده این ماه برع ... سری پیش اصلا حس اینکه باردار باشم ندارم...ب دلم نیست....ولی احت ... هست و اگه باشی چ روزهای خوبی رو در پیش خواهم داشت خودت میدونی و خدای خودت ... کی میای هاااااااا.... میخوام زند ... کنم....ميخام خوشحال باشم.میخوام بقیه خوشحال باشن.... تا هفته ی دیگه خدا میدونه چند بار به نی نی سایت و فال حافظ رجوع کنم....اما صبر میکنم.بالا ... ه معلوم میشه .......

درخواست حذف این مطلب
موقتا خوشحالم!  
بال ه گوشی خ . حالا هم تلگرام دارم.هم لاین.هم همه مز فاتی ک دوس داشتم داشته باشم. ....... یه مانتو هم خ خیلی خشگله.البته خیلی ام گرون خ .اینم جزعه چیزایی بود که ارزو داشتم داشته باشم. تیپ جدیدمو خیلی دوس دارم.چند نفر بهم گفتن عالیه. کفشم خ .اصلا همه پولامو ج .ميخام یکم لذت ببرم. ......... ی اتفاق دیگم افتاده که فردا مینویسم.....

درخواست حذف این مطلب
چهارشنبع 13مرداد  
صب ک از خاب بیدار شدم رفتم لاینو نگا ... دیدم ازم تشکر کرده. و قرار شده از اون سوالا پرینت دربیاره و بخونه. میدونی امروز. روز خوبی نبود زن پسر ... اومده بود واسه دندونک خواهرزادم و علی اصغر ... ... ب بار داد و زد با توپ لوستر اتاقو ش ... و ... بعد ... مغرب رفتیم سه تایی من مامان خواهر پارک تا حالو هوامون عوض شه. من گفتم ميخام شوهر کنم تا دیگ راحت شم از این حرفای بابا، تنوع ميخام بسه دیگ خواهر تو با بابا نمیدونی چ جور رفتار کنی اونوق میخای با شوهرت ، مادر شوهر

درخواست حذف این مطلب
بچه من! من میترسم  
عزیزم سلام زندگی همیشه جریان دارد... من یک انشان عادی ام با ارزوهای بزرگ.. برای تو... من خیلی دوست داشتم کارهایی م که نشد... ارزوهایی که در سر ماند و رشد نکرد... خیلی دوس دارم ادم خوبی باشم..ادمی عادی و سالم.. ميخام مادر سالمی باشم... دوس دارم تو بهترین باشی... و من برای اینکار باید بهترین مادر باشم.. فقط دوس دارم از اونی که میخاستم فاصله نگیرم و طبق دهنیاتم برم جلو باید مادر خوبی باشم اما میترسم خوب بودنم با تعریف تو از مادرخوب بودن فاصله داشته باشه.. م

درخواست حذف این مطلب
زادروزم مبارک  
\+ بیست و سومین 16 شهریورم رو دیدم. \+ سلام بر 23 سالگی \+ خدایا؛ ممنونم ک بهم اجازه دادی 23 سال زنده باشم. سالم باشم. خوشبخت باشم. آرامش داشته باشم. پدر و مادرم رو داشته باشم. دو تا خواهرم رو داشته باشم. ممنونم ک بهم اجازه دادی عاشق بشم. ممنونم ک اجازه دادی موفق باشم. \+ خدایا ازت میخوام، تا هر جای دنیا ک قراره برم، همینقدر خوشبخت و سربلند باشم. \+ خدایا برای همه داشته ها و نداشته هام شکرگزارتم. \+ برام بهترین هارو پیش بیار. بهترین و ها و قشنگترین ها رو. \+ م

درخواست حذف این مطلب
به نام خدا  
به نام خ ... که موسیقی را آفرید...تا من گریه کنم...شاد بشم....عاطفه داشته باشم و حالم متحول بشه.. به نام خدای که دوربین را آفرید...تا من خاطرات را ثبت کنم...در سکوت...در ژست هایی که پر از حرف های گفته نا گفته است...تا با انها یاد زیبایی های که خودش آفریده بشم... به نام خدای که نقاشی رو آفرید...تا خلق شدن را ببینم...تا ببینم چگونه دنیای درون را میتوان در یک قاب جا داد... به نام خدای که کتاب را آفرید...تا بخوانم...بفهمم...غرق بشم...و دوباره متولد بشم... و در آ ... به نام

درخواست حذف این مطلب
خیلی دوست دارم  
خسته شدم از زندگی این شکلی آدما واقعا زیاده خواهن...وقتی نیس ميخام باشه وقتی هس ميخام فقط مال من باشه ... حس میکنم دیگ دوسم نداره مث قبل ..براش کهنه شدم انگار اون عشق آتیشیش افتاده ب جونه من حالا خودش خلاص شده وبیخیاله منه ... اذیت میشم از رفتار سردش هرچی ميخام مث خودش باشمم نمیتونم بلد نیسم احساسمو قایم کنم خدایا هرچقدم توضیح میدم هیشکی حالمو نمیفهمه ولی تو ک گفته هامو نگفته هامو همه چیزو میدونی پس اینم میدونی ک وقتی میگم خستم دلم چ حالیه ميخام

درخواست حذف این مطلب
بیست درصدی!  
همیشه، وقتی یک لیست کتاب داشته باشم می گذرام این طرح های تابستانه و پائیزه و زمستانا استفاده می کنم، اگر هم تمام شود، از کارت ملی مامان و بابا استفاده می کنم، که با هرکدام می شود تا صد هزار تومن کتاب ید و بیست درصد تخفیف گرفت، امروز که با دوستان جان رفته بودیم بیرون، برگشت رفتیم کتاب فروشی، یک کت بود از آقا، با تعریف هایی که شنیده بودم می خواستم ب م، قیمت کتاب بیست هزار تومن بود که حساب با تخفیف بیست درصدی می شود شانزده هزار تومن. وقتی رفتم کتا

درخواست حذف این مطلب
بیست درصدی!  
همیشه، وقتی یک لیست کتاب داشته باشم می گذرام این طرح های تابستانه و پائیزه و زمستانه استفاده می کنم، اگر هم تمام شود، از کارت ملی مامان و بابا استفاده می کنم، که با هرکدام می شود تا صد هزار تومن کتاب ید و بیست درصد تخفیف گرفت، امروز که با دوستان جان رفته بودیم بیرون، برگشت رفتیم کتاب فروشی، یک کت بود از آقا، با تعریف هایی که شنیده بودم می خواستم ب م، قیمت کتاب بیست هزار تومن بود که حساب با تخفیف بیست درصدی می شود شانزده هزار تومن. وقتی رفتم کتا

درخواست حذف این مطلب
من می تونم. .  
سلام خدای خوبم رحیم خدای خوبم یعنی منم میتونم خوب باشم؟ منم میتونم اونقد خوب باشم که تو لحظات زندگیم تو رو فراموش نکنم؟ منم میتونم اون قدر دوستت داشته باشم که به خاطرت تمام دعوات شیطون رو رد کنم؟ منم میتونم اونقد خوب باشم که فردا روز بچه هامو با خوب بودنم خوب کنم؟ منم میتونم تو سخت ترین لحظات زندگیم بخندم چون تو باهامی؟ منم میتونم یه روزی اونقد خوب باشم که اطرافیانم به خاطر وجودم شاکر تو باشند؟ منم میتونم اونقد خوب باشم که با خوب بودنم اطراف

درخواست حذف این مطلب
شرم دارم...  
از انسان بودنم شرم دارم گاهی می خواهم انسان نباشم ی باشم پا روی یونجه ها بگذارم اما دلی را دفن نکنم گرگی باشم ها را بدرم اما بدانم از روی ذات است نه هوس خفاشی باشم که شبها گردش کنم با چشمهای کور اما خو را پر پر نکنم کلاغی باشم که قار قار کنم اما پرهایم را رنگ نکنم که دلی را با دروغ بدست بیاورم . علی شریعتی

درخواست حذف این مطلب
در آن نفس که بمیرم  
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشمبه وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرمبه گفتگوی تو خیزم، به جستجوی تو باشمبه مجمعی که درآیند شاهدان دو عالمنظر به سوی تو دارم، غلام روی تو باشمبه خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبمز خواب عاقبت آگه، به بوی موی تو باشم حدیث روضه نگویم، گل بهشت نبویمجمال حور نجویم، دوان به سوی تو باشممی بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوانمرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشمهزار بادیه سهلست با وجود تو رفتنوگ

درخواست حذف این مطلب
به مناسبت هفته ی کتاب  
تمام این هفته رو سعی ... به روی خودم نیارم که هفته ی کتابه اما ... ی زیبای امروز و پاییزه و برگریزانش.. بارون قشن ... که میباره و هوای سردش توان این مقاومتو ازم گرفت..نتونستم بیشتر از این بی اعتنا باشم به این روزهای بی نظیر.. آ ... ای آبانه و من شرمنده از پاییز که امسال هیچ جوره میزبان زیبایی هاش نبودم و عاشقی ن ... .. میدونم وقتی بره کلی دلم براش تنگ میشه .. هفته ی کتابه کتاب که بی اغراق دنیای منه و همه دارن ازش حرف میزنن.. کتاب میخونن و به هم هدیه میدن و درب

درخواست حذف این مطلب
دلم میخواد که من یار تو باشم  
دلم میخواد که من یار تو باشم ازاین پس محو گفتار تو باشم بشینی در کنارم همچو بلبل بگوش از حرف و گفتار تو باشم اگر باشی پرستارم شب وروز دلم میخواد که بیمار تو باشم بسی از آ رزوها مانده در دل چه د بر بام آ وار تو باشم نرفت آن نام نیکت از زبانم کلامی توی گفتار تو باشم اگر زنده بمانم چند صباحی بدل در شوق دیدار تو باشم رسیده بیک دیدارت به آ مر و تا سیر دیدار تو باشم

درخواست حذف این مطلب
رفتند  
مهمانان رفتند البته با هم بابا باهاشون رفتند، امشب عروسی نوه ام حوصله ندارم برم ميخام تنها باشم

درخواست حذف این مطلب
کتاب  
یادش بخیر یه روزگاری بود من اینقد توی اداره بیکار بودم که مینشستم واسه خودم کتاب می خوندم حالا نه وقت هست، نه حس، و نه کتاب آخه یه چند تا رمان خوب معرفی کنین بخونم دیگه حالا رمان نبود کتابهای تاریخی رو هم دوست دارم. یا جاسوسی جنایی داستانی و اینا. فقط داستان کوتاه دوست ندارماااا گفته باشم، داستان بلند باشه آ بارک الله. ببینم چیکار می کنین

درخواست حذف این مطلب
چرندیات لازم  
به سرم زد زمانش را از دهم تمدید کنم ولی هنوز ن ...آ شهریور موعدش شود خیلی دیر است ..نمیدانمهفته ی دیگر هفته ی خوبی ست، اگر نمرده باشمکارهای بانک روی زمین ماندهبا تمام بیکاری های مفرط nbsp ِ تا کنون ، کتاب کوری را تمام و باشگاه مشت زنی را که ب شروع کم کم دارم به پایان میرسانم و چه معرکه ایست این کتابهفته بعد باید سری به بزنم چه سختفردا کارهای نیمه رها شده و کتاب جدید...

درخواست حذف این مطلب
بیرون و درون  
تو، ای کتاب ای پارک ای لپتاپ ای موسیقی ای صدا ای هوا ای باران ای سکوت دوستت دارم... خدایا به من نیرو بده تا، وقتی در قصر باشم که باید و وقتی بیرون بروم که باید \+ پ ن این مز ... فت ترین و بی سوادانه ترین شعر از نظر ادبی در عمرم بود که گفتم. اما فکر میکنم اگه یک شعر گفته باشم که دقیق وصف حالم باشه همین بوده پ ن 2 وسوسه ی خودنمایی م بهم اجازه نمیده گوشزد نکنم که شعر گفتن اصلیم این شکلی نیست

درخواست حذف این مطلب
شاید باورتان نشود  
من همیشه آدم دوم زندگی دیگرانم. همیشه اولین آدم زندگیشان دیگری بوده است؛ من هیچ وقت عجله ندارم برای رسیدن، برایم مهم نیست چندمین نفر باشم، با اینکه اول نبودن آزارم میدهد؛ همیشه دلم میخواهد به بهترین نحو ممکن باشم و وقتی که دیگر نتوانم در حد توانم بهترین باشم؛ وقت رفتن می رسد. و لحظه ی سخت برایم زمانی ست که مجبور باشم چندین نفر را باهم ترک کنم.

درخواست حذف این مطلب
سرگردان...!  
\+ من بی مایه که باشم که یدار تو باشم؟ \- خسته است... شبها دیر میخوابه × آدم فقط تو آغوش مادرش تنها نیست \+ حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم... × دیالوگ حمید جبلی ـه \- سرش شلوغه \+ شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی...؟ \- ولی خ بیکاره بی کار، بی عار، خسته، مشغول... × پ بده \- حالا یهویی همین وسط؟ دارن نگامون میکنن \+ پروانه ی او باشم و او شمع جماعت... ~ استعاره است... \- پِ یا پَ ؟ \+ تو ز ما فارغ و ما از تو پریشان تا چند؟ ~ تا نیمه ی شب.. \- زدی تو کار نو ها... \+ خداحاف

درخواست حذف این مطلب
شهید اهل مطالعه  
سال ۶۹ یه شب تابستانی به خانه شهید تقویشاد رفتم. مهمان برادرش آقا مسلم بودم که حق ی در تعمیرات لوازم صوتی و تصویری بر من داشت. در یکی از اتاق ها چند ردیف کتاب توجهم را جلب کرد. مشتاقانه بسوی کتاب ها رفتم. به من گفتند اینها کتاب های شهید حسن تقویشاد است. ساختار روشنفکرانه ای که آن بزرگوار در آن سیر میکرده چنان مرا جذب کرد که باعث شد ساعتی در آن کتاب ها غوطه ور باشم. بالا ه با یک دسته از آن کتاب ها که به امانت گرفتم؛ به خانه آمدم. شهید تقویشاد معلم و

درخواست حذف این مطلب
حرف آ ...  
خدایا تا الان که نوید رو ندادی دعامو مستجاب نکردی ولی میتونی کاری کنی که تا ابد تنها باشم من نميخام با ... دیگری ازدواج کنم می فهمی هر کی میخاد باشه میخاد پولدار باشه خوشکل باشه من فقط نوید رو ميخام خدایا ندادی باشه ولی حداقل تاا ... ميخام تنها باشم و در حسرت ازدواج و بچه بسوزم و اون دنیا حقم رو ازت ب ... رم یا نوید یا هیچ ... من کی عروسی کنم کی بچه بیارم من بدبختم

درخواست حذف این مطلب
پدراماداموس  
چقدر واضح میبینم اون روزی که تو کتابای تاریخ بنویسند در آن زمان انسان ها از وجود بقیه ی موجودات عالم بی اطلاع بودند و خود را اشرف مخلوقات میدانستند. در آن زمان تصور می شد که زمین تنها سیاره قابل س ت عالم است. در آن زمان هنوز نسل بقیه ی جانداران زمین به کلّی از بین نرفته بود و موجودات دیگری همچون حیوانات، حشترات، آبزیان و پرندگان در سطح زمین همراه با انسان ها زندگی می د.

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.252 seconds
RSS