کشکی

عبارت کشکی در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
شما  
قوه ی تحلیل در او بی نهایت ضعف داشتجمله هایم را غلط تفسیر کرد و دور شدخارج از ظرفیتش بود احترامِ کشکي امتا به او گفتم nbsp شما... حیوانکی مغرور شدزهرا موسی پور

درخواست حذف این مطلب
ول کن تحمل نکن  
کشکي فردا صبح مصطفی نون نیاد اصلا حال و حوصله شو ندارم ... اگر بیاد باید تا ساعت 3 تحمل ش کنم

درخواست حذف این مطلب
دارنده دو مدرک کارشناسی ارشد و یک ... ی :| کشکی کشکی  
داشتم حساب کتاب می ... چندوقته باهم چای عصرونه نخوردیم؟آخه منومامان عادتمونه. باید باهم بخوریم. یکی زودتر بخوره اون یکی دلخور میشه و حتی اگر من باشم قهر میکنم.ولی الان فکر کنم یک ماه شد آدما به همههههههه چی عادت میکنن انگار nbsp ولی ...کم nbsp کم\+مس ... ه نیست که خود من پایان نامه ای ندارم ولی الان برای سومین نفره که دارم کارای داده پردازی و ویرایش و فصل بندی و جمع آوری منابع و چه و چه و چه انجام میدم؟ تازه کاملا اخلاقها و نکات مورد پسند ... اشونم دستمه..

درخواست حذف این مطلب
چه کشکی چه پشمی  
چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید.از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت، خواست فرود آید، ترسید.باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد. دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند.از دور بقعه ... زاده ای را دید و گفت ای ... زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیام.قدری باد ... ت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود رامحکم گرفت.گفت ای ... زاده خدا راضی نمی شود که

درخواست حذف این مطلب
از تو و عشق تو ...  
هرچه هم عقل بگوید، که نمی فهمد دلشده ام عاشق تو، یک دله نه با صد دلهرچه بد گفته ام از تو به دلم، خوش بین استبه تو هرگز نشود هیچ زمانی بد دلبند کفش است مگر بستن دل کشکي نیستهر آمد که دلم زود نمی بندد دلدل؟ نه اصلا چه دلی؟ با چه دلی دل بستن؟دلبری کرده ای آنقدر، ...، اگر باشد دل سرطانی و مرا می کشی آ با عشقاز تو و عشق تو و این سرطان باید دل... quot منوره سادات نمایی quot

درخواست حذف این مطلب
چه کشکی چه پشمی؟  
چه کشکي چه پشمی؟چوپانی گله را به صحرا برد و به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت. خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد. دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند. مستاصل شد و صوتش را رو به بالا کرد و گفت «ای خدا گله ام نذر تو برای اینکه از درخت سالم پایین بیایم.»قدری باد ت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرد و خود را محکم گرفت. گ

درخواست حذف این مطلب
جور دیگر ناجور می شود !!  
قدیمی ها همینجور کشکي حرف نمی زدند ، نقد ادبی و هنری هم نداشتند یعنی وقتی حرف می زدند لب کلام را بالا می آوردند شاید هم دلیل اش این بود که همه دست به قلم نبودند و آدمها یا باسواد بودند و یا بیسواد و برای همین بندرت موردی پیش می آید که اشتباه از قلم در رفته باشد ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
پسری که دل دختری رو ش ده به سزای عملش می رسه؟  
سلام دوستان واقعا پسری که دل دختری رو ش ده به سزای عملش می رسه؟ یا تو این دنیا خوش خوشانش می شه و اون دنیا جواب می گیره ؟ با اراده آقا، از مدت ها پیش قرار ازدواج بین دو خانواده گذاشته شده بود اما مادرش کلی بهم توهین کرد و گفت چه کشکي چه مشکی و ... من می گم یعنی می شه ی که فرصت های ازدواج منو گرفته، خودش طعم تاهل رو بچشه و خوش به حالش بشه؟ وقتی من تپش قلب و آسیب های دیگه دیدم ، خدا می ذاره که اون کیف کنه ؟

درخواست حذف این مطلب
خشم....  
این روزا عادی نیستن.....امشب هم داشتم میچرخیدم که رسیدم به وبلاگ زنی که چند سال ذره ذره اب شده تا رضایت داده به زن دوم داشتن شوهرش.... از حقوق زنها خوندم و تلاشی که یه مدت برای طلاق کرده.... این همه سال گذشته اما تو کت من نرفته که اجرای فعلی مطابق حقوق زن هست...مهریه و جهاز و نفقه و حضانت و حق طلاق و حق س ت و همه اش مس ه است....حتی توصیه به خانه داری زن که منجر میشه به بی دفاعی و نباتی شدنش....هر کدومش منو دیوانه میکنه.... ولی همه تن میدن....عقل میگه عمر ما کوت

درخواست حذف این مطلب
به چه هدفی خداا تو رو آفرید؟نه حال درس خوندن دارین نه حال زندگی  
تیتر سخن آبجی 2که همین الان گفت واقعنام همینطوره من نه از زندگی چیزی میفهمم و حال زندگی دارم نه درس میخونم میخاوستم بهار عمر و ا یر عشقو حفظ کنم همینطوری کشکي یچیزی میخوندم و میرم آبجی 2روو کتاب نگاه نمیکرد و زوود از حفظ میگفت همونطوری که من میخوندمم ولی من واقععا تنبلی فککری دارمم نمیتونمم فکر کنمم نمیتونم رو درس تمرکز کنمم به معنی شعر فکر کنم تا حفظ بشم ولی آبجی 2اینطوری نیس

درخواست حذف این مطلب
.: دوست داشتن :.  
به نام خدا بعضی وقتها همینطوری بدون مقدمه به ایی که دوستشون دارین بگین که دوستشون دارین. امروز تو گروه تلگرام بچه های کاردانی برای تک تک بچه ها بوس فرستادم و گفتم چقدر برام عزیزن. تو تمام لحظات خوبم کنارم بودن. اونم نه راحت و آسون. به سختی خودشون رو بهم رسوندن و کنارم بودن. خیلی لذت بخش بود. پی نوشت به سیمین و کشکي و ساجده هم که دوستان چندین ساله هستیم الان نمی گم چقدر دوستشون دارم. بعدا می گم سو رایز شن

درخواست حذف این مطلب
کمی بلاگر بمونیم.  
فضای جدید وبلاگ زیاد برام جالب نیست، کشیده شدن صددرصدی وبلاگ و آدماش به تلگرام و اینستاگرام جذ ت اینجا رو گرفته. یه کامنت پای یه پست نوشته میشه و بحث سر ادامه ماجرا میره تلگرام. دیدارا دیگه کشکي شده همه راحت تو دسترسن، اون هیجان دیدار کم شده. تفاوت این فضا دوست داشتنیش میکرد، این جوری پیش رفتنش حداقل به عقیده من خوشایند نیست. من با نرگس تو تلگرام حرف میزنم، حتی تلفنی حرف زدن باهاش و حتی تر برنامه چیدن برا پارک رفتن باهاش رو دوست دارم ولی خب او

درخواست حذف این مطلب
booye pirahane yousof  
عزیزم اولش هر چیزی خوب است آنقدر گرم و عاشقانه که برای کم فواصلتان دست و پا میزنید مدام مدار یک دیگر را رصد میکنید و جانتان به جان هم بند است . احو ان کنار هم خوش است و تفریحاتتان را بهم سر ساعت عشق کوک میکنید میدانم همه ی اینهارا میفهمم کم کم از فاصله هایتان بر میدارید و چاه دلخوری هایتان را عمیق تر میکنید از ان جهت که خودتان را نمیشناسید.انقد یکدیگر را می آزارید که کم کن سیستمی که در ان رشد یافته اید مکتب خانواده ایی که در ان رشد یافته اید هلتا

درخواست حذف این مطلب
من  
شاید قبلا حرف مردم برام مهم بود. از اینکه بی گناه مورد هجوم حرفای اونا قرار می گرفتم غصه می خوردم. شاید قبلا تلاش می وجهه خوبی داشته باشم. مردم دار باشم و رضایت اونا را تامین کنم. اما الان بعد از این ده دوازده سال دیگه این طوری نیستم. توی این ده دوازده سال اینقدر به طرق مختلف آزار دیدم که الان حتی پشیمونم چرا آزاده زندگی ن . چرا یه جاهایی کاری که درست نبوده رو به خاطر مردم انجام دادم. واقعا اگر حسین یه درس داده باشه درسی که دردناکه و با شنیدن حاشی

درخواست حذف این مطلب
من درچه خیال وفلک درچه خیال  
یکی ازمعظلات من درزندگی اینکه نمیتونم همه انرژیم و روی یک موضوع بزارم ودچا راکندگی انرژی هستم وازاونجایی که به کمک گرفتن اعتقاددارم رفتم پیش خ .م مشاوروشرح دادم وتست گرفت وبله معلوم شدبراساس تیپ شخصیتیم بخش هنر ومخصوصا هنرهای نمایشی عددبالایی داره پس نداشتن نظم انرژی طبیعیه وبعدازاون بخش اجتماعیم بالاست ومشاغلی که توش بتونم آموزش بدم یا به آدم ها کمک کنم وهرچی شغل پیشنهاددادتوهیچ کذوم نگفت دندونپزشکی ودرآ من بهش گفتم مای دریم dream دندون

درخواست حذف این مطلب
ضعف بنیه فکری و فرصت طلبی سلبریتی ها داد رسانه های آنوَر آبی را هم درآورد  
nbsp صرفا جهت اطلاع nbsp کیهان لندن مدعی شده سلبریتی های ایران در \#اینستاگرام به سبکی مدرن و جهان سومی ی می کنند.ترانه_علیدوستی، \#باران_کوثری و صادق \#زیباکلام و ...پول های مردم را به نام امور خیریه، در مسیر راه اندازی افتتاح گالری جواهرات و ایجاد ل های قوی برای انحصار کنسرت های داخلی و خارجی و... به جیب زده اند.مهنازافشار مدعی ، که سنگ دختران انقلاب را به می زد و از شعار نه به حجاب اجباری حمایت می کرده، اکنون به واسطه دریافت یک میلیارد تومان در سریا

درخواست حذف این مطلب
تازه ترین دستاورد  
بسم الله خارجه ی فرانسه ـ که یکی از کشورهای اروپایی است و ما بعد از نومیدی از امریکا فکر کردیم پناه خوبی هستند ـ فرموده اگر ایران در بحث موشکی همکاری نکند، همچنان به تمایل برای توسعه ی سلاح هسته ای متهم خواهد بود. و لابد این اتهام یعنی وعده های کشکي ما رسماً هم کشک.وطن امروز این جمله را گذاشته و تیتر زده بازگشت به نقطه صفر . ولی فکر می کنم این به یک معنی بازگشت به نقطه ی زیر صفر است. اگر شروع مذاکرات آقای ظریف ـ که زمانی طرفدارانش ذوق زده می گفتن

درخواست حذف این مطلب
کشک چی پشم چی؟  
آورده اند nbsp چوپانی گله را به صحرا برد و به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت.خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد. دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند. مستاصل شد و صورتش را رو به بالا کرد و گفت «ای خدا گله ام نذر تو برای اینکه از درخت سالم پایین بیایم.»قدری باد ت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرد و خود را محکم گرفت. گفت

درخواست حذف این مطلب
کپیده ی قشنگو  
روایت است که وی را ح ی دچار بود که چونان س به خواب رفتی و جز با بوسه معشوق از خواب بیدار نگشتی. و بوسه معشوق در اینجا استعاره از وشگون های برادرنه بوَد. پس وی شبانگاهان هفت ساعت کوک می کرد و در جای جای اتاق خویش نهان می ساخت برای هفت زمان گوناگون لکن ظهرگاهان بیدار شدندی و هر هفت ساعت را د و خاکشیر کف اتاق پیدا دی و ندانستی کی با چکش این را د کرده و دیگری در آسیاب گوشت منزل انداخته. و وی را برادری بود به غایت اِرلی بِرد و کامروا با صدای وس همسایه از

درخواست حذف این مطلب
شاید دور نود و ششم جبران کرد  
کمتر پیش آمده این صفحه اینقدر دیر به روز شود. ولی خب گاهی هم پیش می آید.دارم به این فکر می کنم که چقدر همه چیز دارد به سمت سطحی نگری و بی هویتی پیش می رود. انگار بخاهند ذائقه ی مخاطب را عوض کنند. جایزه ی نوبل ادبیات با آن پیشینه و اعتبار را می دهند به یک ترانه نویس، تازه این اوست که نوبل را تحویل نمی گیرد. بعد در اوج تحریکات ترامپی اسکار برگزار می کنندو بهترین ش می شود «نورمهتاب» که آنقدر سوژه اش دم دستی و به دور از آفرینش هنریست که اوا دلت می خاهد

درخواست حذف این مطلب
بوی خوب سیرداغ ! شعر:محمد کدخ (عرفان)  
امروز در بوی سیر داغ پیاز داغ و کشکي که برای فقیرانه نهارمان می جوشید ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
کشمیر همیشه پیروز بوده، هست و خواهد بود.  
من وقتی می بینم برگ گلی روی زمین افتاده و مردم، بی توجه، روی آن پا می گذارند دلم می ... رد. وقتی می بینم بچه گربه ای می لنگد و احتمالا ... ی او را زده، آن روزم ... اب می شود بالکل. وقتی چشمم به دختر سیزده ساله ای می افتد که مثل عروسک خودش را رنگ آمیزی کرده، تا خوراک چشم مردان و پسران هرزه باشد، از ناراحتی اینکه چرا آدم نباید ارزش خودش را بداند، داغان می شوم. زمانی که می بینم یک پسر ابرویش را برداشته، مثل دخترها راه می رود، تا دو روز از ناراحتی دستم برای

درخواست حذف این مطلب
برنامه ریزی و آنالیز روزهای که گذشت  
روزهای فاینال عادت دارم با خودم تکرار کنم نانت نبود آبت نبود کلاس رفتنت چه بود بعد که از این برهه ی زمانی میگذرم با کمال پرویی میروم ترم بعد ثبت نام میکنم و روزی از نو حالا چرا اینها را مینویسم ؟ که یادم بماند باید قدم به قدم تلاش کنم برای یاد ... ری و دست تو جیب آس و پاس برای خودم نچرخم و فکر کنم رس ... م همان لیسانس کشکي بود که گرفتم. حالا نشسته ام یک برنامه زبان خواندن درست و حس ... بنویسم و خودم را تا آ ... اسفند ماه جمع و جور کنم و اگر عمری باشد بهار

درخواست حذف این مطلب
قانون بقای "میل به همنوع کشی جانور دو پا"  
ماها فکر می کنیم خونخوارترین آدم ها در گذشته کهن بوده اند آنها که دانشمندان را زنده زنده می سوزاندند، آنها که دیگر شان را می کشتند، آنها که به جرم های ابلهانه به سیبری تبعید می شدند، آنها به جرم یهودی زاده شدن داخل کوره ریخته می شدند، آنها که به جرم معلولیت جسمی همراه آن قبلی ها داخل کوره می رفتند و یا سوژه مطالعات آزمایشگاه های محققان می شدند و به مقام شامخ موش آزمایشگاهی ارتقا می یافتند. هر چه باشد مدال شهید راه علم به گردن آویختن چند درجه ب

درخواست حذف این مطلب
انه  
امروز یه نگاه پست های وبلاگم انداختم از خنده ریسه رفتم چقد چرت تفت دادم داشتم به خودم میگفتم یکی نیست بگه هر کی بخواد از این غازورات بخونه میره توییتر یه دفعه دیسلایکها رو دیدم، فک می فقط خودم رد دادم ولی مثل اینکه تنها نیستم نوشتن باعث میشه حس های منفی که انباشته شده بیرون ریخته بشن ولی وقتی آدم به هر دلیلی نتونه از چیزی که واقعا داره عذابش میده بنویسه ذهن ناخودآگاه برای جبران به استعاره رو میاره. واقعیتش بعد از حدود یه ماه نت نداشتن اومده ب

درخواست حذف این مطلب
به رسم تنهایی  
به آدمهـــــا دل نـــده ... تو که از خدایشـــــان عاشقتــــر نیستــــی آنهــــــا خدای خــود را به نیمــــــه نانـــــی میفروشنـــــد ..... و تـــو را به زیبارویی جدیدتر... تا در خونه رو باز ... باز هم صدای جیغ و داد عاطفه میومد،باز این دختر دیونه شدباز یکی بهش یه چیزی گفته و شروع کرده به جیغ و داد،اصلا دلم نمیخاد بیام خونه بیرونم اعصابم نمیکشه بمونم ،فقط و فقط دوست دارم بمونم تو اتاق خودم و یادرس بخونم به امید اینکه برای ارشد یه شهر دیگه قبول ش

درخواست حذف این مطلب
آهنگ حصین و بیگرز به نام ریشه + متن آهنگ  
آهنگ با کیفیت 320 آهنگ با کیفیت 128 new song ho3ein and bigrez called rishe متن آهنگ ریشه از حصین و بیگرز ورس ۱ بیگرز دروغُ سره راه من نذار تو فرق داری با منو خیلی دوری شد دستو پای من عصا نکشیدم عقب و نگو دیمی بودی میگی چرا وا نمیدی هیچوقت و فرق داری اینجا نمیشی اینور میگی به هر اسمی که آوردم خندیدی فقط و پا نمیدی دیدم من باطنشو دیدم، از این غافله ب هرچی چرت تو مفت تر بگی مردم بیشتر عاشقِ تو میشن ولی کی میمونه تا آ داستان واسه شیش لو ا برنده و آس باش میدونستم هر لاشخو

درخواست حذف این مطلب
ای دل غافل !  
ای دل غافل میدونِ عشق و جنگه یار اگه هس دورنگه قحطیِ عشق و مِهره محبّتا تفنگه nbsp تو ... جای قلبا یه دونه قلوه سنگه راسُّ و دروغ نامعلوم البت دروغ قشنگه تا رو میـدن می خندی یِهو دلت می شنگه دوسِّت دارم ها امروز یه مُش جلف و جفنگه ای دل نشیـن دوباره پای دلی که لنگه .................... چــــــی میشه گف به این دل ؟ .................... ای دل غافل باز شدی عاقل ؟ زمانه نحس و شومه دورۀ عشق تمومه صفای عاشقی کو ؟ وفای یار کدومه ؟ خورشید عشق امروزا آفتاب روی بومه قول و قرارا

درخواست حذف این مطلب
سالینجر  
همین الان خوندن کتاب سالینجر رو تموم . فکر کنم قبلا این کتاب رو تموم نکرده بودم. ولی الان نشستم و با وجودی که دیگه از دست کتاب خسته شده بودم و دیگه دستش برام رو شده بود ولی تا آ ش رفتم. آ اش دیگه رو اعصاب بود. نمیدونم چه جوری این نویسنده های ناقلا کتاب رو بدون پایان بندی جوری تموم میکنن که آدم فکر میکنه پایان بندی داره. پایان بندی خیلی برای من مهمه. حتی از پایان بندی مهمتر جمله ی آ کتابه. یعنی آ ین جمله ای که میخونی و بعد از اون کتاب رو میبندی. یه جم

درخواست حذف این مطلب
  
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.333 seconds
RSS