گفتم که نیاویزم با مار سر زلفت

عبارت گفتم که نیاویزم با مار سر زلفت در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
مهر و وفا  
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید گفتم که ماه من شو گفتا اگر بر آید گفتم ز مهر ورزان رســم وفا بیاموز گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید گفتم که بر خی ... راه نظرببندم گفتا که شبرواست او از راه دیگرآید گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت ... آید گفتم خوشا هوایی کز باد خلد خیزد گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید گفتم که نوش لعلت مارا به ارزو کشت گفتا تو بند ... کن کاو بنده پرورآید گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد گفتا مگوی با ... تا وقت آن درآید گ

درخواست حذف این مطلب
ԋ  
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید گفتم که بر خی راه نظر ببندم گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت آید گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد گفتا مگوی با تا وقت آن درآید گفتم زما

درخواست حذف این مطلب
شب یلدا  
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید گفتم زمهرورزان رسم وفا بیاموز گفتا زخوب رویان این کار کمتر آید گفتم زبوی زلفت گمراه عالمم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت ... آید گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت گفتا تو بند ... کن کوبنده پرور آید گفتم زمان ع ... دیدی که چون سر آمد گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سرآید

درخواست حذف این مطلب
گفتا اگر برآید  
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید گفتم که بر خی راه نظر ببندم گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت آید گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد گفتا مگوی با تا وقت آن درآید گفتم زما

درخواست حذف این مطلب
غزل 030 - زلفت هزار دل  
دکلمه غزل زلفت هزار دل با صدای نسرین محمدی nbsp nbsp nbsp nbsp زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp راه هزار چاره گر از چارسو ببست nbsp nbsp تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp بگشود nbsp نافه ای و در آرزو ببست nbsp nbsp شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp nbsp ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست nbsp nbsp ساقی به چند رنگ می اندر پیاله ریخت nb

درخواست حذف این مطلب
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید...  
مهربانای من خودم رو به تو می سپارم...کمکم کن...می گویند رویاها زبان خداوند هستند...لبخند می زنم و به آینده می شم...آینده ای پشت آن پیچ و خم ها... گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز گفتا ز خوب رویان این کار کمتر آید گفتم که بر خی راه نظر ببندم گفتا که شب رو است او، از راه دیگر آید گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت آید گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد گفتا خنک نسیمی کز کوی دل

درخواست حذف این مطلب
بعد سعدی حالا عراقی به نظرم عاشق ترینی چیزی بوده!  
نگارا جسمت از جان آف د ز کفر زلفت ایمان آف د \+ همه ی شعر رو میشه رها کرد و فقط مست از همین یک بیت شد. \+ عنوان گویاست به نظرم.

درخواست حذف این مطلب
تو می روی در حال من  
گفتم بار هرجهتیگفتی نفرین ستم عشقمگفتم آهسته خبر ده گفتی تو هم پی مجازات عشقیگفتم بیا دلدار من شوگفتی عجب ها می خواهیگفتم فاصله هرمان استگفتی ... هرمانیم خود نمی دانیمگفتم نکته ها خاموش اندگفتی بهر طلب آمده امگفتم ج ... وصل پرورستگفتی چیزی نمی پرورند گفتم جز عشقگفتی دلدار هنوز سوی ساره استگفتم دلدار را غم پرواز تو هستگفتی ما از پشت سر مقابلیمگفتم آینه هایمان را یادمان نرود

درخواست حذف این مطلب
حال و هوای جبهه ها  
☁️☁️☁️ ☀️ ☁️☁️ گفت راستی جبهه چطور بود؟ گفتم تا منظورت چه باشد .گفت مثل حالا رقابت بود؟ گفتم آری.گفت در چی؟ گفتم در خواندن شب.گفت حسادت بود؟ گفتم آری.گفت در چی؟ گفتم در توفیق شهادت. گفت جرزنی بود؟ گفتم آری.گفت برا چی؟ گفتم برای شرکت در عملیات .گفت بخور بخور بود؟گفتم آری .☺️گفت چی میخوردید؟ گفتم تیر و ترکش گفت پنهان کاری بود ؟گفتم آری .گفت در چی ؟ گفتم نصف شب وا زدن کفش بچه ها .گفت دعوا سر پست هم بود؟گفتم آری .گفت چه پستی؟؟ گفتم پست نگهبانی

درخواست حذف این مطلب
مناجات....  
گفتم منم اهل خطا، گفتی که بخشیدم، بیاگفتم ش ... تم توبه ها، گفتی که بخشیدم، بیا گفتم ش ... ته بالم و پیش نگاهت لالم والکن شدم وقت دعا، گفتی که بخشیدم، بیا گفتم که ای ستّار من، ای حضرت غفّار منمن بر خودم ... جفا، گفتی که بخشیدم، بیا گفتم ز خوبی خالی ام، من دانه ای پوشالی امبنگر تهیدستم خدا، گفتی که بخشیدم، بیا گفتم که احوالم بد است، از بس گناهم بی حد استبخشیده ای این بنده را؟ گفتی که بخشیدم، بیا گفتم که نفسم سرکش است، جایم درون آتش استأِغفرلنا، أِغف

درخواست حذف این مطلب
شب یلدا مبارک  
هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها یلدایتان رویایی روزهایتان پر فروغ شبهایتان ستاره باران میان دوستان افتاده ای تک رخت هندونه ،زلفت عین پشمک برایت می زنم اینک پیامک شب یلدای تو ای گل مبارک

درخواست حذف این مطلب
درس محبت  
مژگان سیاهت به دلم تیر نشاندست زلفت به نسیم سحری مشک فشاندست لبخند از آن لعل فریبات چو قند است شیرینی لبخند نگاهت ز دلم غم برهاندست ای جان به فدای قدمت بر سرمن نه اوخ که غمت بر دل من غصه فکندست دلباخته ام شیفته ام شوق تو دارم زآنروز که آتش به دلم شعله نشاندست سرکش نشود رام به دست دگرانی این توسن عشق ازهمه ... تیش براندست در محضر ... ی عشقت به شب و روز ... درس محبت چو رها نیک نخواندست

درخواست حذف این مطلب
من اگر دست به زلفت بزنم می میرم!  
حضرت فاطمه خیلی خوشبخت بودن که رفتن همسرشونو ندیدن.مثلا nbsp فاطمه باشی و علیتو از دست بدی...نه هرجور که حساب میکنم شدنی بنظر نمیاد nbsp مرد میخواست این حجمِ quot از دست دادن quot \+شاید چندین سال دعای این شبام چیز مشخصی بود که داده شده بود بهم و امسال شاکر بودم که دیگه ندارمش

درخواست حذف این مطلب
گفتم.....  
گفتم خدایا از همه دل ... رم گفت حتی از من؟گفتم خدایا دلم را ربودند گفت پیش از من؟گفتم خدایا چقدر دوری گفت تو یا من؟گفتم خدایا تنها ترینم گفت پس من؟گفتم خدایا کمک خواستم گفت از غیر من؟گفتم خدایا دوستت دارم گفت بیش از من؟ گفتم خدایا اینقدر نگو من گفت من توام ، تو من ....

درخواست حذف این مطلب
دروغ  
به م گفتم تاحالا باپسری دوست بودی گفت نه گفتم با پسری حرف زدی گفت نه گفتم حتی از پشت تلفن گفت نه گفتم تاحالادست پسری بهت خورده گفت نه گفتم ای بابا پس توچه خصوصیت بدی داری ... ... ... گفت فقط زیاد دروغ میگم ... ... ... میفهمی؟؟؟طفلک فقط زیاد دروغ میگه...

درخواست حذف این مطلب
خداحافظ...  
خداحافظ ای ربّنای غروب... خداحافظ ای رزق و روزی ِ پاک... خداحافظ ای جمع ِ افلاک و خاک... خداحافظ ای لحظه های سحر... خداحافظ ای ماه چشمان ِ تر... خداحافظ ای بغض افطارها... خدا حافظ ای ماه ِ دیدار ها... خداحافظ ای ختم یاسین و نور... خداحافظ ای ماه ِ عشق و سرور... خداحافظ ای ماه رو راستی... خداحافظ ای بی کم و کاستی... خداحافظ ای قدر زلفت دراز... خداحافظ ای اشتیاق ِ ... خداحافظ ای لحظه های دعا... خداحافظ ای ماه ِ ارض و سماء... خداحافظ ای ماه ِ صبر و رضا تو ای ماه آرامش م

درخواست حذف این مطلب
چند ماهی بود شعری بر لبم جاری نمی شد  
چند ماهی بود شعری بر لبم جاری نمی شدیک دو بیتی گفتم اما سست با اکراه گفتمامشب از یمن نگاهت، ای نگاهت باغ رویشیک رباعی، یک قصیده، یک غزل دلخواه گفتمشاد در ایوان نشستم با تو در مهتاب، بی تابچنـد بیتـی مثنـوی هـم زیـر نـور مـاه گفتمنیمه شب شد شب به خیری گفتم و اشکی فشاندموقت رفتن یـک غـزل هم با ردیف آه گفتمبازمی گشتم به خانه مست از افسون شعرتمستزادی عاشقانـه در میـان راه گفتمقطعه ای را هم که می خوانی همان شب مست و بی خودخواب بودم، خواب می دیدم ت

درخواست حذف این مطلب
*** دلنوشته ***  
∝گفت خوش بہ ح ... گفتم چرا؟؟گفت عقل ندارے راحتـے...خندیدیم....نگاش ... گفتم راست می ... اخندید،گفت خُل..گفتم خل نبودم کہ الان پیش تو نبودمگفت اذیتت میکنم بہ دل ن ... رگفتم نہ ، تو زند ... مـےجواب نداد،گفت مرسـےگفتم پس من چـے؟خودشو جمع و جور کردگفت یہ دوست خوبنگاش ... ،سرشو پایین انداختگفتم بیخیال چاے یا بستنـے؟گفت کلاسم دیر شده...گفتم میشہ بمونـے؟گفت منتظرم هستناشکم سُر خورد افتاد روے دستہ کیفشکیفشو برداشت...گفتم بعد کلاست یہ چاے مهمون منگفت منتظرم نب

درخواست حذف این مطلب
من اگر دست به زلفت بزنم می میرم!  
حضرت فاطمه خیلی خوشبخت بودن که رفتن همسرشونو ندیدن.مثلا nbsp فاطمه باشی و علیتو از دست بدی...نه هرجور که حساب میکنم شدنی بنظر نمیاد nbsp مرد میخواست این حجمِ quot از دست دادن quot \+شاید چندین سال دعای این شبام چیز مشخصی بود که داده شده بود بهم ولی امسال شاکر بودم که دیگه ندارمش \+ اگر یکشنبه کشیک نبودم قطعا شب قدر بعدیو میرفتم مشهد...

درخواست حذف این مطلب
ترسم که اشک در غمِ ما در شود...  
گفتم بغض می کنم تا بیایی. گفتم گریه نمی کنم تا بیایی. گفتم این غلیان نزدیک به انفجار رگ هام باید به راهِ تو باشد. گفتم گریه من را خواب می کند. سبک می کند. گفتم بغض می کنم تا بیایی. این خشمِ سنگینِ بی تو بودن را نگه می دارم که بیایی. گفتم؛ گفتم اما نمی شود. گفتم اما گریه و گفتم. به پات مردم و گفتم. قبلِ آمدنت فدات شدم و مردم و گفتم. ... بیا. \+ آه اللهم إلیک أشکوا... من فقد نبینا... و غیبة ولینا... و غیبة ولینا... ولینا... ولینا... ولینا... ولینا... \+ ما را به سخت جان

درخواست حذف این مطلب
آقا بیا...  
گفتم یا صاحب ا مان بیا گفت مگر منتظری؟ گفتم بله آقا منتظرم گفت چه انتظاری نه کوششی نه تلاشی فقط می گویی آقا بیا گفتم مگر بد است آقا؟ گفت به جدم حسین هم گفتن بیا اما وقتی آمد کشتنش گفتم پس چه کنیم؟ گفت مرا بشناسید گفتم مگر نمی شناسیم ؟ گفت اگر می شناختید که این طور گناه نمی کردید گفتم آقا تو ما را می بخشی؟ گفت من هر شب تا صبح برای شما گریه می کنم گفتم آقا چه کنم به تو برسم؟ گفت ترک محرمات انجام واجبات همین کافیست اللهم عجل الولیک الفرج

درخواست حذف این مطلب
عشق خداوند  
بسم الله الرحمن الرحیم گفتم خدایا از همه دل ... رم، گفت حتی ازمن گفتم نگران روزیم، گفت آن با من گفتم خیلی تنهایم ، گفت تنهاتر از من گفتم درون قلبم خالیست ، گفت پرسش کن از عشق من گفتم دست نیاز دارم ، گفت ب ... ر دست من

درخواست حذف این مطلب
اسیر  
اسیر دو چشمان سیاهت کرده پیرم ببین جانا که بر زلفت اسیرم من آن نازک خیال چون حریرم زعشق ات درجوانی همچو پیرم نظر کن بر من ای ماه منیرم الهی پیش رویت من بمیرم بیا تا دست دردست ات ب ... رم که در دراماند ... و غم نمیرم م، الف کوهی

درخواست حذف این مطلب
و وقتی غم عزیزی در این دل است ...  
گفتم چشمم گفت به راهش میدار گفتم جگرم گفت پر آهش میدار گفتم که دلم. گفت چه داری در دل؟ گفتم غم تو. گفت نگاهش میدار

درخواست حذف این مطلب
الهه ی عشق من  
ﻧﻘﺶ ِﭼﺸﻤﺎﻥ ِﺧﻤﺎﺭﺕ ، ﭼﻪ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﺳﺎﯾﻪ ﺳﺎﺭﺍﻥ ِﺩﻭ ﺯﻟﻔﺖ ، ﭼﻪ ﻟﻤﯿﺪﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﺧﻮﺏ ﻭ ﻣﻠﯿﺤﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺟﺮﻋﻪ ﻧﮕﺎﻩﺣﺲ ِﻣﺴﺘﯽ ﻟﺒﺖ ، ﻃﻌﻢ ِﭼﺸﯿﺪﻥ ﺩﺍﺭﺩﻣﺜﻞ ِﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ِﺷﻮﺭﯼ ، ﮐﻪ ﺑﯿﺎﺕ ِﺗُﺮﮐﺶﭘﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﯽ ﭘﺮﺩﻩ ، ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺩﺍﺭﺩﺍﯾﻦ ﺗﭙﺶ ﭼﯿﺴﺖ ، ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﯿﻨﻪ ﯼ ﻟﺮﺯﺍﻥ ِﺗﻮ ﻧﯿﺰﻫﻤﭽﻮ ﺁﻫﻮﺑﺮﻩ ﺍﯼ ، ﺷﻮﻕ ِﺟﻬﯿﺪﻥ ﺩﺍﺭﺩﺗﻮ ﺗﻤﻨﺎﯼ ِﻏﺰﻝ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﮔﻠﻮﺍﮊﻩ ﺷﮑﻔﺖﮔﻞ ، ﺯ ﮔ

درخواست حذف این مطلب
ای لهجه ات ز نغمه ی باران فصیح تر - ولادت رسول اکرم (ص)  
چند بند از یک تر کیب بند تقدیم به بهترین رُسُل ای لهجه ات ز نغمه ی باران فصیح تر لبخندت از تبسم گلها ملیح تر بر موی تو نسیم بهشتی دخیل بست یعنی ندیده از خم زلفت ضریح تر ای با خدای عرش ز موسی کلیم تر با ... نان فرش ز عیسی ... تر ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
نبودی! بودم، نخواستی ببینی!  
بهش گفتم عقلم نمیزاره که برم بهش بگم دوست دارم بهم گفت لعنت به عقلی که حسرت یه لحظه کنار یکی بودن رو یه عمر میزاره تو دلت بهش گفتم لعنت لعنت لعنت بهم گفت بگو بهش. بهش گفتم غرورم نمیذاره بهم گفت تو هیچ وقت مغرور نبودی. بهش گفتم نخواستی مغرور ببینیم... بهم گفت تا کی میخوای اینجور ادامه بدی؟ بهش گفتم تا وقتی که احساسم بر عقلم غلبه کنه بهم گفت هیچ وقت ادم احساسی نبودی بهش گفتم نخواستی احساسی ببینیم... پ.ن خواهشا تو دلتون ب ی ربطش ندین

درخواست حذف این مطلب
کشتن مرد بی سلاح  
گفتم که برگردی برایت کشته خواهم شد برگشتی و جنگ جهانی در سرم رخ داد گفتم که با چشمان خود شلیک کن حالا خندیدی و باز انفجاری در دلم رخ داد گفتم چرا اینقدر دشمن اینقدر دوری چشمهات آبی بود، آسمانی در فضا رخ داد گفتم که تسلیمم بکش، شلیک کن، برگرد زیبا شدی و صلح در دستان تو رخ داد بوسیدمت، لبهات اما بوی سم می داد این اتفاق از ابتدا باید که رخ می داد مهدی یکتا

درخواست حذف این مطلب
تمام تلاشم اینه که بشه  
سلام به پرنده که رسیدیم گفتم این برام خیلی مهمه تاریخش رو که دید گفت از اون موقع دوستت داشته گفتم نه حدسش رو گفت گفتم من این طوری نیستم اصرار کرد گفتم تو منو نمی شناسی گفت مگه می شه نه فرصتش بود که به حدیث توضیح بدم و نه می شد توضیح داد که تمام تلاش من تو زند ... اینه که طوری زند ... کنم که او می گه نمی شه

درخواست حذف این مطلب
چه خلاف سرزده از ما که در سرای بستی...  
چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی بر دشمنان نشستی، دل دوستان ش تی سر شانه را ش تم به بهانه ی تطاول که به حلقه حلقه زلفت نکند درازدستی ز تو خواهش غرامت نکند تنی که کشتی ز تو آرزوی مرهم نکند دلی که خستی ی از ابه ی دل نگرفته باج هرگز تو بر آن اج بستی و به سلطنت نشستی به قلمروی محبت در خانه ای نرفتی که به پاکی اش نرفتی و به سختی اش نبستی به کمال عجز گفتم که به لب رسید جانم ز غرور ناز گفتی که مگر هنوز هستی ز طواف کعبه بگذر، تو که حق نمی شناسی به در کنشت ن

درخواست حذف این مطلب
روزمره شماره دو  
امروز به مدیر فنی گفتم بعد از ظهر کمی زود میرم. گفت میخوای عروسی کنی، گفتم نه بابا و خندیدم و کمی معذب شدم. گفت متاهل بودی نه؟ گفتم بله بله. بعدش گفتم فکر ... منظورتون اینه دوباره عروسی کنم سر همین ترسیدم. خندید و گفت تجدید فراش؟ پرسید نی نی کی ایشالا؟ گفتم هنوز زوده. تابلو فهمید یه چیزی هست که این وسط غیر طبیعی ه تمام این سوالات طوری مطرح میشد ک بقیه میشنیدن. کمی عرق ... و رفتم بیرون خنک بشم...

درخواست حذف این مطلب
بر دوش تو تا زلف زره پوش تو افتاد  
بر دوش تو تا زلف زره پوش تو افتادبار دل عالم همه بر دوش تو افتادتار سر زلفت ز گران باری دل هاصد بار سراسیمه در آغوش تو افتادیک سلسله دیوانه آن حلقه زلفندکز بهر چه بر طرف بناگوش تو افتادآن دل که نبوده ست ی جز تو به یادشفریاد که یک باره فراموش تو افتادآسوده حریفی که ز مینای محبتتا روز جزا می زد و مدهوش تو افتادتا شام قیامت نکشد منت خورشیدهر دیده که بر صبح بناگوش تو افتادآن نقطه که پیرایه پرگار وجود استخالی است که بر کنج لب نوش تو افتاداز چشم ترم

درخواست حذف این مطلب
چله 95- 2  
حکایتی که با نکته دان کنند گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند گفتا به چشم هر چه تو گویی چنان کنندگفتم ... اج مصر طلب می کند لبت گفتا در این معامله کمتر زیان کنندگفتم به نقطه دهنت خود که برد راه گفت این حکایتیست که با نکته دان کنندگفتم صنم پرست مشو با صمد نشین گفتا به کوی عشق هم این و هم آن کنندگفتم هوای میکده غم می برد ز دل گفتا خوش آن ... ان که دلی شادمان کنند گفتم ... و ... قه نه آیین مذهب است گفت این عمل به مذهب پیر مغان کنندگفتم ز لعل نوش لبان پیر را چ

درخواست حذف این مطلب
وصل  
آتشی در جان من افکندی ای آب حیات در هوایت خاک سردم فارغ آمد از ممات تا که بوی زلفت آمد کار من سامان گرفت جمله تلخی ها شد از یمن وجودت طیبات ظلمت شب را زدودی شعله ی گیتی فروز خو از بهر تن بی جان من والذاریات گر چه شیرازست و شهر لعبتان از شش جهت چون تو زیبارو نیاید در فلک از هر جهات کار دین را من نهادم بر سر ابروی تو جان سپردن زین کمان تو بود چون باقیات روزگار وصل ما هر چند با تأخیر شد چون کهنه آمد در خُم ما از نبات شهریور 95\- ارسنجان

درخواست حذف این مطلب
آیس پک رعد و برق  
امروز مدرسه نرفتم دیروز کلن روز س ... ای بود به شدت.. شب بهش پیام دادم،تقریبا تا یک و نیم شب طول کشید حرفا از روح ناآروم من..تشن ... من..تایپ می ... و گریه.. پیام داد آروم باش.. بازم گفتم از سختیا از اذیتا..گفتم از خدا شاکی ام گفت چرا؟ گفتم دیوار کوتاه تراز خدا پیدا ن ... البته ن به این کوتاهی کلا طولانی پیام میدم.حرفایی که الان حالشو ندارم بنویسمو گفتم گفت بازم آروم باش.. گفت تو زیارت ... رضا میخونیم ربنا لا تسلب منا ما انا فیه ینی خدایا این حالی که دارمو از

درخواست حذف این مطلب
شور شباب  
دوش دیدم که دلم رفت به دنبال گُلیکه به خار اندر خود کرد گرفتار دلیگفتم صنما از چه به من رحم نکردی؟گفتا که خموش از تو ب ... رم عملیگفتم که دلم زخم شده از دو کمانیگفتم که چرا عهد نبستی به وصالیگفتا که دلم رفت به تاراج قوامیدوران شباب است همین شور شِمالی

درخواست حذف این مطلب
عاقبت تمام میشویم...  
میگفت خیلی خستم گفتم چرا؟ گفت کارا زیاده باید انجامش بدم، چاره دیگه ای نیست گفتم چرا هست گفت چی؟ گفتم تمرین کن نه گفتن رو گفت نمیشه که گفتم چرا نشه، راحتم میشه گفت وقتی میبینی ... ی نیست بار رو بلند کنه و تو میتونی باید بلند کنی گفتم همه بار ها که به دوش تو نیست تو زن و بچه داری باید به فکر اونا هم باشی گفت چی می ... مرد حس ... ؟؟ فردای قیامت وایساد جلو روم و زل زد تو چشام و گفت من جونمو دادم تو چه کردی؟ چی بگم؟؟ گفتم نمیگه، تو کارات رو کردی گفت ن ... خود

درخواست حذف این مطلب
وای از آن روزی که زلفت از حجاب آید برون  
ای که چون رخ می نمایی آفتاب آید برونآن قدر مستی چنان مستی که از چشمت ... آید برونزلفکانت خود حج ... بر نگاهت می کشدوای از آن روزی که زلفت از حجاب آید برونآن که می گوید دوام عالم از بی بندوباری شد ... اب ... سوانت را رها کن خود ... اب آید برونآن که می گوید صبوری کن بهشت از آنِ ماستهرکجا رخ می نمایی با شتاب آید برونزاهد از اندوهِ رسوایی به رخ دارد نقابورنه پیشِ دیگران خود بی نقاب آید برونگوییا در خوابِ غفلت مانده اند اصحاب کهفپس تو رخ بنما که این عالم ز خ

درخواست حذف این مطلب
3g unrestrictor cracked ios 5 repo  
3g unrestrictor cracked ios 5 repo http shorl.com fidredristakufa 3g unrestrictor cracked ios 5 repo total recorder 8 5 keygen p oshop its 100 tweak at the moment. 3g unrestrictor 5.7.2 fixed compatibility with youtube 2.2.0.11210 fixed crash of the config app when tapping the help text 3g unrestrictor 5.7.1 new iphone 5s ipad air and ipad mini retina compatibility 3g unrestrictor 5.7 new ios 7.x compatibility new ios 7 design for the config app fixed facetime support on 7.x fixed many many many bugfixes misc support for the iphone 5s ipad air and ipad mini retina is coming as soon as the tweak engine mobile substrate is updated 3g unrestrictor 5.6.1 misc added limited functionality for youtube 1.3 for ios 5 users who cannot update to youtube 2.2. pi rendered by pid 2905 on app\-243 at 201

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.303 seconds
RSS