یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می روم

عبارت یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می روم در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می روم  
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می روم لذتش را با تمام شهر قسمت می کنم السلام علیک یا جوادالائمه سلام صبحتون بخیر شهادت مظلومانه ی محمدتقی علیه السلام را تسلیت عرض می کنیم tebyanonline

درخواست حذف این مطلب
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می روم  
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می روم لذتش را با تمام شهر قسمت می کنم السلام علیک یا باب الحوائج شهادت باب الحوائج موسی کاظم علیه السلام را تسلیت عرض می کنیم tebyanonline nbsp

درخواست حذف این مطلب
وقتی که مادرتان...  
وقتی که مادرتان در تلگرام برای شما میفرستد quot چطور عاشق همسرتان بمانید؟ quot وکلی را ار در زیرش تایپ شده ..تو می مانی که چه بگویی؟؟بگویی مادرم همسرم کجاست؟یا بگویی مادرم وقتش است این را بفرستی؟یا بگویی کو شوهر؟یا بگویی از ما ک گذشت؟یا ک ذوق میکنی؟یا ک........مجبوری به بوس و تشکری بسنده کنی.... همین.\+باید بازیگر می شدم..گویا نقشم را خوب بازی می کنم...

درخواست حذف این مطلب
بیا و ...  
ابراز علاقه همیشه یکی از سخت ترین کارهای دنیا بوده، به طوری که هزار تا راه واسه گفتنش به وجود اومده، می شود رک وساده بروی و بگویی از تو خوشم آمده یا مثلا بیا با من باش یا بطور جو ... رانه ای بروی بگویی عاشقت شدم یا کمی یواشتر ، بگویی دوستت دارم یا مثل این ... های آبکی بگویی من به شما علاقه مندم یا مثلا به روش خز و خیل تری بگویی که بیا بیشتر باهم آشنا شویم اما در آ ... فرقی نمی کند که چی بگوییم و چه کار کنیم آ ... همه این حرف ها می شود بیا و مخاطب عاشقانه ه

درخواست حذف این مطلب
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می روم  
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می روم لذتش را با تمام شهر قسمت می کنم السلام علیک یا جوادالائمه سلام صبحتون بخیر شهادت مظلومانه ی محمدتقی علیه السلام را تسلیت عرض می کنیم tebyanonline

درخواست حذف این مطلب
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می روم  
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می روم لذتش را با تمام شهر قسمت می کنم السلام علیک یا باب الحوائج شهادت باب الحوائج موسی کاظم علیه السلام را تسلیت عرض می کنیم tebyanonline nbsp

درخواست حذف این مطلب
سه پرسش سقراط  
سه پرسش سقراط هر زمان شایعه ای روشنیدید و یا خواستید شایعه ای را تکرار کنید این فلسفه را در ذهن خود داشته باشید در یونان باستان سقراط به دلیل ... د و درایت فراوانش مورد ستایش بود. روزی فیلسوف بزر ... که از آشنایان سقراط بود،با هیجان نزد او آمد و گفت سقراط میدانی راجع به یکی ازشاگردانت چه شنیده ام؟ سقراط پاسخ داد لحظه ای صبر کن.قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تومی خواهم آزمون کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی. مرد پرسید سه پرسش؟ سقراط گفت بله د

درخواست حذف این مطلب
ماه بی همتا  
سلامم بر تو ای ماه شریف و ماه بی همتا درودم بر تو ای ماه عزیز خالق یکتا سلامم بر تو ای ماه دعا ای ماه آمرزش درودم بر تو ای ماه ثنا ای ماه آمرزش سلامم بر تو ای ماه ورع ای ماه استغفار درودم بر تو ای ماه ... و ماه استغفار سلامم بر تو ای ماه فضیلت ماه ... درودم بر تو ای ماه عزیمت ای مه شادی سلام بر تو ای ماه هدایت ای مه ایمان درودم برتو ای ماه عنایت ای مه سبحان سلامم بر تو ای ماه تلاوت ای مه فرقان درودم بر تو ماه شهادت ای مه قرآن سلامم بر تو ای ماه مبارک ماه

درخواست حذف این مطلب
چیزی گفتی ؟  
می شود وقتی دارم یواشکیتوی جیب پیراهنت دنبال حواسم می گردمبی هوا ببوسی مرا ضعف کنم بروی برایم آب بیاوری،بگویم اول خودت کمی بچش بگویی چرا؟بگویم آب قند لازمم می شود هر کدام از کشوهای میزم را باز می کنمببینم نشسته ای و ناخن هایت را لاک می زنی می شود وسط یکی از عاشقانه هایمدراز بکشی و بگویی nbsp چهار دیواری اختیاری می شود نیمه شب بیدارم کنی و بگویییک بوسه بد ار بودی وقت تسویه حساب است ؟می شود ؟شک نکن کار سختی نیست...کافیست همان جا که هستی nbsp و این جم

درخواست حذف این مطلب
پیچ و تاب برفهای سپید  
شاید بگویی فقیر مرد شاید بگویی مظلوم مرد شاید بگویی تنها مرد اما نه دلش دریا بود هر آن چه را که من اکنون بدست آورده ام او قبلا بخشیده بود چه ... ی جرات میکند از فقر بگوید در مقابل او که هستند ثروتمندانی شایسته ترحم مظلوم نبود نگاهش را نمیتوانستی بخوانی همه در پس دیوار بلند لبخندش پنهان و در انزوای تنهایی هرگزجای نداشت چرا که خدایش تنها نگذاشت و شاید هیچ ... به اندازه او زند ... را درسی نیاموخت از آسمان آهسته و ریز ریز برف میبارد شعر اما ترجمان کلم

درخواست حذف این مطلب
چیزی گفتی عزیزم؟  
می شود وقتی دارم یواشکیتوی جیب پیراهنت دنبال حواسم می گردمبی هوا ببوسی مرا ضعف کنم بروی برایم آب بیاوری،بگویم اول خودت کمی بچش بگویی چرا؟بگویم آب قند لازمم می شود هر کدام از کشوهای میزم را باز می کنمببینم نشسته ای و ناخن هایت را لاک می زنی می شود وسط یکی از عاشقانه هایمدراز بکشی و بگویی چهار دیواری اختیاری می شود نیمه شب بیدارم کنی و بگویییک بوسه بد ار بودی وقت تسویه حساب است ؟می شود ؟شک نکن کار سختی نیست...کافی ست همان جا که هستی و این جملات ر

درخواست حذف این مطلب
زمستان است  
... ای جوان مرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکینهوا بس ناحوانمردانه سرد است...آی...دمت گرم و سرت خوش بادسلامم را تو پاسخ گوی در بگشای منم من میهمان هر شبت لولی وش مغموممنم من سنگ تیپا خورده رنجور nbsp منم دشنام پست آفرینش نغمه ناجورنه از رومم نه از زنگم همان بیرنگ بیرنگمبیا بگشای در بگشای دلتنگم\#اخوان \# امیدم \#شجریانپ ن ... ای جوانمرد من دلتن ... ات دارد خفه مان می کند

درخواست حذف این مطلب
می شود...  
می شود من بغض کنم ،تو بگویی مگر خدایت نباشد که تو اینگونه بغض کنی ؟می شود من بگویم quot خدایا quot ؟تو بگویی quot جــــــــــــــــــان دلم ...؟ quot .....

درخواست حذف این مطلب
کاش بیشتر عمل کنیم به خوانده ها مان  
مثلا روضه ی مادر باشد و شرمنده اش باشی... و بخواهی بگویی کاش فضه بودم... و بیش تر تر قصدت این باشد که بگویی شما دستم را ب ... رید و راهم ببرید... \+بد است زن شرمنده ی مرد ش شود... \+بد تر است که شیعه شما باشد و مثل شما نباشد در زن بودن...

درخواست حذف این مطلب
نیمه مطمئن  
از وسط گل آلودترین اوضاع هم می شود ماهی عاشقانه گرفت در این اول صبحی که با نگرانی و استرس آغاز شده، من دلخوش به آنم که تو میل داری، تمام مطالبت را اول به من بگویی. حتی همین که صبح زود زنگ بزنی و بگویی ترا.مپ هم که زیر بر.جام زد این که مخاطب اول تو هستم، افتخار، و باعث تسلی خاطر من است؛ در میانه ی دردها حتی...

درخواست حذف این مطلب
بین من و آن مردت او برده که بازی را  
سرشار غمت دنیای مجازی رابر هم زده ام از غم خط های موازی رادر بین رقیبانم او گشته دگر یارتبین من و آن مردت او برده که بازی رالبخند زدی بر من گویی که دلت با ماستپایان بده اش دیگر این بنده نوازی راوقتی که سلامم را دیگر ندهی پاسخپر می کنی از غصه دنیای مجازی رامحمدصادق رزمی

درخواست حذف این مطلب
سقراط  
آورده اند روزی فیلسوف بزرگی که از آشنایان سقراط بود، با هیجان نزد او آمد و گفت سقراط میدانی nbsp راجع به یکی ازشاگردانت چه شنیده ام؟ سقراط پاسخ داد لحظه ای صبر کن. قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تو می خواهم آزمون nbsp کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی. مرد پرسید سه پرسش؟ سقراط گفت nbsp بله درست است. قبل از اینکه راجع به شاگردم با من صحبت کنی، لحظه ای آنچه را که قصد nbsp گفتنش را داری امتحان کنیم.اولین پرسش حقیقت است. کاملا مطمئنی که آنچه را که می خو

درخواست حذف این مطلب
سلام گفتم آفرین فقط یک نفر جواب سلامم را بده آفرین فقط یکنفر...  
سلام گفتم آفرین فقط یک نفر nbsp جواب سلامم را بده آفرین فقط یکنفر... سلام گفتم ی هست جواب سلام من را بده..سلام و این کلمه عجیب اعاز یک دوستی هست.. الان من سلام گفتم میگن جواب سلام دادن واجب هست ایا واقعا همین طوره یا نه؟ برای سلام گفتن میگن همیشه nbsp پیش قدم باشید خوب من الان سلام گفتم منتظر جواب سلام هستم حداقل یکنفر nbsp جواب سلام منو بده منتظرم... هر سلامی nbsp یک علیکی داره آفرین فقط یکنفر جواب سلام منو بده بیا بگو سلام بیا....

درخواست حذف این مطلب
 
هرچیز ناخوشایندی را زیر باران به من بگو... آن وقت... باران با اشک هایم یکی میشود.... باران غرور فروریخته ام را میشوید.... به بهانه باران میتوانم نزدیک توبایستم زیر چتر مهربانی مردانه ات که حتی وقتی بیخیالم میشوی همچنان گسترده است... شاید خیس شدن از این قطرات تو را به وجد بیاورد پشیمان از حرف هایت بگویی فراموشش کن ...ازگریه بایستیم ....من و آسمان ....بگویی چشمانت را آبیاری کرد سبزترشده اند... آن وقت مگرمیتوانم ساده از لب هایت بگذرم؟

درخواست حذف این مطلب
 
ش تنی  
پدرمادرها زیاد بچه ها را گول می زنند. و وقتی فکر می کنی به سادگی و محکمی اعتماد بچه ها، از این کار بدت می آید. این که به بچه بگویی اگر فلان غذا را بخوری، آن قدر قوی می شوی که می توانی این میز را بالای سرت بلند کنی. این که می خواهی بچه را ببری أرایشگاه ولی بگویی می رویم پارک که با اشتیاق حاضر شود و دست تو را بکشد که زودتر برویم. قضیه بدتر از این هم هست. اگر بچه فریب نخورد، اگه فکر کرد و تصمیمی که دلت می خواست را نگرفت، باز هم از چیزی فرار نکرده. چون مع

درخواست حذف این مطلب
چیزی به اسم آبرو  
روزی که قرار است دیگر غده های سرطانی چرکین را در گلویم احساس نکنم و دیگر اشک هایم در زیر وارها غم و اندوه ریزان گونه هایم نشوند به پدرم خواهم گفت حال سالهاست در میان این مردم ابرو داری کرده ای و نگذاشته ای ذره ای از ابرویت بریزد..نگذاشتی پسرت لبان دختری را ببوسد و جوانی کند..نگذاشتی دخترت در خیابان های شهر قهقهه بزند و دستان ی را که دوست دارد محکم تربگیرد..به او خواهم گفت بعد از این همه سال ابروداری و کاشتن غم هایی به نام ابرو در کاسه چشمان فرزن

درخواست حذف این مطلب
همیشه دلتنگ  
فرض کن همه ی این دردها و غم ها را برداری و صحن اباالفضل ببری، بعد بنشینی آن دم و هی بگویی و هی بگویی...بعد ترکی نوحه ی ای منه آواره قویان ابالفضل اباالفضل بخوانی... خسته شدم از این همه دلتنگی آقاجان دلتنگی برای آقا المومنین. دلتنگی برای ضریح ارباب.. دلتنگی برای شما... دلتنگی برای .... جایی توی تقدیرم نوشته همیشه دلتنگ که خبر ندارم؟

درخواست حذف این مطلب
اگر سر ظهر پدرت صدایت بزند...  
⚜️اگر سر ظهر پدرت تو را صدا بزندو تو همان موقع بگویی بلهمی گوید بیا پدرجان کارت دارم. ⚜️ولی اگر بعداز ظهر بروی بگویی پدرجان ظهر مرا صدا کردید چه کار داشتید؟پدر می گوید الان جواب می دهی؟ من ظهر صدایت زدم ⚜️ هم، چنین است یعنی خداوند اول ظهر صدا می زندقد قامت الصلوه ولی تو بعد از ظهر بروی بگوئی الله اکبر ˝آیت الله مجتهدی تهرانی ره ˝

درخواست حذف این مطلب
حواست هست امروز است؟!  
سخت نیستاصلا سخت نیست از روی شانه امتاب بخوری روی دستمتوی چشمهایم زل بزنی وبگویی حواست هست امروز است؟ سخت نیستبگویم مگر حواس گذاشته ای؟سخت نیست چنان ببوسمتکه در تقویم از خج سرخ شود گونه اش سخت نیست... ها صدایت کنم و بگویم من رفتم بگویی کجا؟بگویم قربان عطر تنت سخت نیست این طور جان را بگیریم؛قبل از اینکه بفهمد غصه را چطور توی دلهایمان جا کند سخت نیستفقط دستت را به من بده راستی...من رفتم \#حامد_نیازی

درخواست حذف این مطلب
به جز در خاک و آندم هم ...  
میگویی لا اله الا الله و من به اندازه ی تک تک ذرات وجودم مست میشوم .انگار نه انگار همان ورد آشنای همیش ... ست . انگار نه انگار هر روز بیست بار تکرارش میکنم .ای کاش همه ی هستیَم را ب ... رند، همه ی حواسم را و من یکپارچه گوش شوم و فقط از تو بشنوم. بیایی و برایم حرف بزنی. بگویی و مستم کنی.بگویی من نیستم ، تو نیستی ، هیچ نیست... بگویی هرچه هست اوست. بگویی بیا و یک دم با من بنشین و ذرهم فی خوضهم یلعبون . ولشان کن بروند پی بازی خودشان . بگویی خوّاض توفیر دارد با

درخواست حذف این مطلب
به جز در خاک و آندم هم ...  
میگویی لا اله الا الله و من به اندازه ی تک تک ذرات وجودم مست میشوم .انگار نه انگار همان ورد آشنای همیش ... ست . انگار نه انگار هر روز بیست بار تکرارش میکنم .ای کاش همه ی هستیَم را ب ... رند، همه ی حواسم را و من یکپارچه گوش شوم و فقط از تو بشنوم. بیایی و برایم حرف بزنی. بگویی و مستم کنی.بگویی من نیستم ، تو نیستی ، هیچ نیست... بگویی هرچه هست اوست. بگویی بیا و یک دم با من بنشین و ذرهم فی خوضهم یلعبون . ولشان کن بروند پی بازی خودشان . بگویی خوّاض توفیر دارد با

درخواست حذف این مطلب
به جز در خاک و آندم هم ...  
میگویی لا اله الا الله و من به اندازه ی تک تک ذرات وجودم مست میشوم .انگار نه انگار همان ورد آشنای همیشگیست . انگار نه انگار هر روز بیست بار تکرارش میکنم .ای کاش همه ی هستیَم را بگیرند، همه ی حواسم را و من یکپارچه گوش شوم و فقط از تو بشنوم. بیایی و برایم حرف بزنی. بگویی و مستم کنی.بگویی من نیستم ، تو نیستی ، هیچ نیست... بگویی هرچه هست اوست. بگویی بیا و یک دم با من بنشین و ذرهم فی خوضهم یلعبون . ولشان کن بروند پی بازی خودشان . بگویی خوّاض توفیر دارد با غ

درخواست حذف این مطلب
۲۹ سپتامبر ۲۰۱۶  
همه کارا بر ع ه ...امروز که من از خستگی دارم میمیرم، خو ابم میاد ، چشام باز نمیشه ، یکی میاد میگه چقدر خوب شدی ، قشنگ شدی چیکار کردی ، اون یکی میگه بلوزت چه قشنگه بهت میاد ، چه رنگ خوبی داره ... حالا من با قیافه آویزون ، دو روز دارم خونه تمیز میکنم ، وسایل جمع میکنم، فقط از لا به لای nbsp لباسا یه چی کشیدم بیرون که برم سر کار ، شب از سرما خوابم نبرده ...تو اینو بگویی nbsp ؟؟ یعنی نه واقعا تو اینو بگویی؟؟

درخواست حذف این مطلب
 
میتوانی من را تحمل کنی؟...میتوانی با بد اخلاقی هایم کنار بیایی؟ میتوانی جیغ جیغ هایم را، بهانه گیری هایم را، قهر هایم را، تحمل کنی؟ میتوانی بارانی را بدون چتر با من تا کافه ی معروفمان بدوی؟ میتوانی پا به پای من لبه ی ج ها راه بروی و از ته دلت بخندی؟ میتوانی وسط یک روز سرد برفی با من بستنی بخوری؟ میتوانی ی که بی خو به سرم میزند با من تا خود صبح بشینی و برایم از خاطرات کودکیت بگویی؟ میتوانی به بچه بازی هایم لبخند بزنی و بگویی تو هیچ وقت بزرگ نمیشی

درخواست حذف این مطلب
 
انعکاس صدا(داستانک) ....  
پدر وپسری در کوه قدم می زدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد و به زمین افتاد و داد کشید آآآآی ی ی ص از دور دست آمد آآآآی ی ی پسر با کنجکاوی فریاد زد که هستی؟ پاسخ شنید که هستی؟ پسر خشمگین شد و فریاد زد ترسو باز پاسخ شنید ترسو پسر با تعجب از پدر پرسید چه خبر است؟ پدر لبخندی زد و گفت پسرم توجه کن و بعد با صدای بلند فریاد زد تو یک قهرمان هستی صدا پاسخ داد تو یک قهرمان هستی پسر باز بیشتر تعجب کرد پدرش توضیح داد مردم می گویند این انعکاس کوه است ولی در

درخواست حذف این مطلب
ای خدای دل ...  
nbsp مرا حیران تر از حیران تر از حیران پذیرفتیتو را گریان تر از گریان تر از گریان صدا nbsp دلم تنهاتر از تنها تر از تنهاییت را دیدتو را یکتا لقب دادم nbsp ،تو را عرفان صدا nbsp کجایی ساحل آرامش دریای طوفانیپریشان بودم ای دریا تو را طوفان صدا nbsp تو را در تابش بی خواهش خورشید فهمیدمتو را در بارش آرامش باران صدا nbsp صدا صدا صدایم را غمت لرزاندتو را نالان ، تو را لرزان تو را از جان صدا nbsp تو می دیدی مرا احساس می چه می خواهیتو انسان آفریدی... مثل یک انسان صدا nbs

درخواست حذف این مطلب
دلم تنهاست میدانی ؟  
دلم تنهاست میدانی غروبم بی تو بی معناست میدانی چه بی تدبیر رفتی و چه بی اندازه آسایش زمن بگرفتی و هرشب به اشک دیدگانم خوب شستی رد جامانده بر قلبم هنوز امید دارم من بیایی از پس عادت بگویی دوست میدارم تو را بی حد بگویی راز دل با من و من گویم دمادم این سخن با تو دلم تنهاست میدانی؟ غروبم بی تو بی معناست میدانی؟ تو ای افسون افسونها تو ای رعنا بی همتا تو آیا خوب دانستی ؟ دلم تنهای دورانهاست؟ اسیر آتش غمهاست؟ ولیکن با تو گفتنها مرا آرام گرداند که تو س

درخواست حذف این مطلب
406_  
نمیشود که به ی بگویی دوستت دارم ، و بعد در عوضش چیزی ندهی.نمیشود که به ی بگویی دلتنگتم و بعد از زیر بار مسئولیت حرفت nbsp قصِر در بروینمیشود که ...اگر هم میشد به ما یاد نداده اند هر می تواند احساسش را بیان کند بدون اینکه قرار باشد در عوضش چیزی بدهد.یاد نداده اند که احساساتمان را بهم بگوییم.رک و واضح.احساسات را ،احساسات خوب را باید گفت.هر بار که میگویی باید تاوان دهی.که دلتنگشان شده ای...که دوستشان داشته ای...مجانی نباید برای ی دلتنگ شد.مجانی نباید د

درخواست حذف این مطلب
داستان زیبا وپندآموز..!  
پدر وپسری در کوه قدم می زدند که ناگهان پای پسر به سن ... ... ر کرد و به زمین افتاد و داد کشید آآآآی ی ی ص ... از دور دست آمد آآآآی ی ی پسر با کنجکاوی فریاد زد که هستی؟ پاسخ شنید که هستی؟ پسر خشم ... ن شد و فریاد زد ترسو باز پاسخ شنید ترسو پسر با تعجب از پدر پرسید چه خبر است؟ پدر لبخندی زد و گفت پسرم توجه کن و بعد با صدای بلند فریاد زد تو یک قهرمان هستی صدا پاسخ داد تو یک قهرمان هستی پسر باز بیشتر تعجب کرد پدرش توضیح داد مردم می گویند این انعکاس کوه است ولی

درخواست حذف این مطلب
برایم حرف بزن  
برایم حرف بزنسکوتت را دوست ندارمسکوتت بوی بغض می دهداز جهانی که آغاز کرده ای بگوآیا آنجا ی هست تا با او از تنهایی بگویی و او بی اختیار نوازشت کند ؟تو ابعاد غم را تصویر کنی و او لایه هایش را بشکافد تا با هم به روشنایی برسید ؟راستش را بگوآیا آنجایی که تو ایستاده ایهنوز از دوستی رگه هایی ماندهیا آنجا هم مردم به همه چیز اعتقادشان را از دست داده اند ؟به گمانم آنجایی که تو ایستاده ای را خوب می شناسمگاه و بیگاه سرک می کشمبه خیال اینکه بی هوا چیزی بگو

درخواست حذف این مطلب
احوال پرسی های مختلف  
همسایه بالایی که احو را می پرسد،خوب میدانی که فقط می خواهد وقت بگذراند تا قرمه سبزی اش جا بیفتد،و فرقی نمی کند بگویی خوبم،یا بگویی خوب نیستم،اصلا نمی شنود چه جو میدهی. همکارت که می گوید چطوری؟می دانی معنی واقعی حرفش چطور بودنت نیست،بلکه یعنی ماشینتان عوض نشده؟ مبلمانتان تغییر کرده؟ لباس جدید یدی؟ هم کلاسی دوران دبیرستانت که آ شب پیام میدهد سلام گلم ،ح چطور است؟ میدانی پشت این حرف خواهد پرسید با زحمت های ما؟ و بعد زحمت جدید اب می شود سرت. ام

درخواست حذف این مطلب
زمستان  
... ای جوانمرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین هوا بس ناجوانمردانه سرد است … آی دمت گرم و سرت خوش باد سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای منم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم منم من، سنگ تیپاخورده ی رنجور منم، دشنام پس آفرینش، نغمه ی ناجور نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم حریفا میزبانا میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد تگر ... نیست، مر ... نیست ص ... گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است من امشب آمدستم وام بگذارم حسابت را

درخواست حذف این مطلب
کد  
اینکه مثلاً وسط جمع یکی بگوید «آخی طفلی بی زن » بعد دستش را بگیرد بالا و برایت آرزوی پیدا شدن همسری شبیه به فرشته ها کند و بعد همه آمین بگویند و اینکه بین دوستانت که همه جمع شده اند آ هفته تا آب و هوایی عوض کنند و بیشتر از پارتی رفتن هایشان بگویند و روابطی که با آن خاطره دارند و آن وسط یکی دستش را بگذارد روی شانه ات و بگوید «داداش می خوای برات ردیف کنم ؟» و تو چای را داغ داغ بنوشی و هم زمان بگویی «نه » این ها اولش خنده آور است ولی بعدش می شود حال به

درخواست حذف این مطلب
بگذار فراموش شود  
کمی به فکر خودت باش اینقدر خودت را اذیت نکن اینقدر خودت را جزرکش نکن .بگذار برود بگذار به ی که انتخاب کرده است برود بگذار فراموش شود شاید بگویی که نمیتوانم شاید بگویی زمان می خواهد شاید بگویی فراموش نمی شود همه اینها درست اما کمی به خودت بیا کمی به خودت فکر کن .با تمام وجودم برایت ارزو می کنم فراموش کنی با تمام وجودم برایت ارزو می کنم عاشق ی دیگر شوی و بعد میفهمی که او تنها نفر نبود در زندگیت که میتوانستی به او عشق بورزیعشق و دوست داشتن هست و اد

درخواست حذف این مطلب
که من این صباح روشن ز شب سیاه دارم*  
هیچ برای رفتن نمی آید. تلاش میکنی صبور باشی و همراه؛ حساس نباشی و هر حال خوشی را به طرفه العینی به باد ندهی. سعی میکنی بدون اینکه غمگین و شرم زده اش کنی در گوشش بگویی عزیزم رعایت کن؛ خوبِ من مراعات کن که بی هوا داری زخم میزنی. من کنارت پشت لبخندم لحظه هایی را درد میکشم. باز تلاش میکنی محکم باشی و آسیب پذیر نشوی اما شمشیر که میرود در شکمت و بیرون میزند از آن سوی کمر ؛ نمیتوانی بگویی جان و دلم دقت کن چه میکنی. به جایش می بوسی اش و با جنازه ی خون آلودت

درخواست حذف این مطلب
نراق شهر من  
سلامم به شهر شهیر نراقبه نام آوران دلیر نراق نراقی که باشد نگین اراکهمین بس ،که نامش بود سر فراز سلامم به شهر مشاهیر علمبه مولا کمال الدین\- مُحتشم به میر احمد و مخلص وفاضلینکه گردیده اند ی شهر علم سلامم به رزمندگان نراقبه جانباز و آزادگان نراق ، ی و یا ی به فجر آفرینان شهر نراق نراق است شهر شهیدان پاکفدا گشتند اندر رهٔ آب و خاک نگشتند مغلوب دشمن ،ولیوفادار ماندند به سیّدعلی که او نایب بر حق احمد ص استسُکاندار محبوب این نهضت است ره بفرموده در

درخواست حذف این مطلب
قطب نما  
دلم قرار ندارد و هر با خودم تکرار میکنم که اگر بیایی و بگویی آهای افسر مولا چه کاری از دستت بر می آید برای ...؟ کجای بار این ت کریمه را میتوانی به دوش بکشی؟ در پاسخ به این سوال آنقدر بیچاره میشوم که حال ی را دارم که هر لحظه بخاطر نداشتن جواب و اتمام وقت برگه امتحانش را دارند از زیر دستش میکشند... کاش روزی خودم را در جغرافیای ظهورت پیدا کنم... من گمشده ام هیچ قطب نمایی به من نمیگوید کجا ایستاده ام ای قطب عالم امکان...پیدایم کن... افسرمولا

درخواست حذف این مطلب
چه کیفی می دهد  
چه کیفی می دهددوست داشتنِ تووقتی ندانی و دوستت بدارموقتی ندانی و تماشایت کنمچه کیفی می دهد دوست داشتنِ تووقتی هر روز تمام راه رابه شوق دیدن روی ماهت قدم بزنم چه کیفی می دهدوقتی یک روز بی هوا از راه برسیبه چشم های همیشه عاشقم خیره شوی بگویی گاهی نگاهبهتر از هزاران دوستت دارم این زمانه استگاهی چشم هاچیزهایی را به ما می فهمانندکه زبان از گفتنشان عاجز استگاهی دلت می خواهد بگوییاما شرم میکنی از گفتنش چه کیفی می دهد عاشقِ تو بودن وقتی اینگونهدوس

درخواست حذف این مطلب
کلماتم سرِ هذیان دارند  
جدال بی رحمانه ایست... آ مگر یک آدم.. یک دختر.. چقدر میتواند؟؟ این عجز این ناتوانی انگار چنگ انداخته گلویم را... مگر چقدر میشود جان کند وعاقبت مرگ آرزوها را دید؟؟ چقدر میتوانی با این نمیشود ها با این نتوانستن های لعنتی... با این مردم بی رحم جنگید؟؟؟ چقدر بشنوی و خودت را به آن راه بزنی.. تا کی دلت را به درد آورند و بخندی و از چرندیات روزانه بگویی.. میشنوی؟؟ تاکی میشود دندان روی جگر گذاشت؟؟؟ تب دارم.. تب تند اندوه.. سرگیجه ی بغض.. تهوع این همه ناکامی.. آد

درخواست حذف این مطلب
چه خبر؟  
به گمانم داشتن آدمی در زندگی که با دیدن او هی مجبور نباشی پشت سرهم دو دقیقه ای یک بار بگویی خب دیگه چه خبر؟ از داشتن یک آدم به تنهایی مهم تر باشد آدم باید بتواند ساعت ها حرف برای گفتن داشته باشد، باید بتوانی هر لحظه هر ثانیه ای که دیدی او را برایش از اتفاقات جدیدی که افتاده بگویی، اصلا همین که روزت را با جزییات کامل تعریف کنی و در همین تعاریف شنونده بودن، شدن را مزه مزه کنی، یعنی همه چیز. همین که در هربار تعریف ت یک نکته جدید پیدا کنید و دوتایی ب

درخواست حذف این مطلب
فکرش را  
فکرش را مثلا صدایت بزنم بگویم عاشقت شده ام شاکی نشو بابا...فقط گفتم فکرش را بعد بلا به دور مثلا بگویی وای عزیزم... من هم مدتهاست میخواهم همین را بگویم چشم غره نرو دختر ...گفتم مثلا بگویی بعد زندگی کنیم...بچه دار شویم...نوه دار شویم اوووه اخمش را ببین...داریم فرض میکنیم فقط حواست باشد نوه دار که شدیمهر بار قربان صدقه اش بروی...از من یک پس گردنی خواهد خورد ها؟ چشمهایت را چرا گرد میکنی ؟حسادت پیر و جوان و بچه و نوه ندارد که خب...نظرت چیست؟حالا بگویم عاشق

درخواست حذف این مطلب
چه بر سرم آورده ای...  
یک روز صبحقبل از اینکه به آینه چشم بدوزیتلفن همراهت را بردار و سلامم کن و به رسم عادت شیرین گذشته...ع ... خواب آلودت را برایم بفرست مگر میتوانم قربان صدقه ات نروم؟ قول میدهم هیچ چیز به روی خودم نیاورم و انگار که همین ... ب...خیلی بی حاشیه و صمیمانههم را بوسیده و شب بخیر گفته ایم ..خی ... راحتمن آنقدر دلم تنگ استکه یادم می رود چه بلایی سرم آورده ای

درخواست حذف این مطلب
حق من بود که باشی و نگاهم ی  
حق من بود که باشی و نگاهم یکه به هر ثانیه با عشق دعایم ی حق من بود که از نم نم باران بهشتخوشه ای عشق بچینی و صدایم ی حق من بود بمانی و در اندوه غروبسپرم باشی و با عشق تو رامم ی حق من بود که در منزل تو جای شومنه که در خلوت کوچه تو سلامم ی حق من بود که آغوش تو جایم بشودنه که در معرکه ی عشق وداعم ی حق من بود چو آهو تو اسیرم باشینه که با وسوسه ای ط ی دامم ی حق من بود بهار دل من باشی تونه که در فصل خزان بر سر دارم ی حق من بود تو باشی همه ی دلخوشیمتو نم که مرا

درخواست حذف این مطلب
شب ماندگار  
سلامم به بهشهر به آن شالی زار با مردم این شـهربا ... ــب وکار سلامم به گل ها که هفتادهزار زجـنس شقایق در این لالـه زار شـهید گشـته اند ز بهر وطـن چـو آلاله هایـند انـدر چـمـن سلامـم به احـرار و آزادگــان که دارند زمـردی نـام و نـشان سلامـم به احـرارخوب جـهان به نیـکان پرکاربه صـنف زنـان سلامم به آن شب که شد ماندگار به تاریخ بهشهرشـد آن یادگار سلامـم به آنان زمـرد و زنـان که راه را دادند به مـا هم نشـان به تـاریخ بهشهرشب مـاندگار به کوه و دشـت

درخواست حذف این مطلب
وقتی حالم را می پرسی  
وقتی حالم را می پرسی و می گویم مرسی ، یعنی نه آنقدر خوبم که بگویم خوبم . نه آنقدر بدم که بگویم خوب نیستم . نه آنقدر حوصله دارم که بگویی چرا الکی می گی خوبی؟ و جوابت را بدهم نه انقدر حال دارم که بخواهم چرا خوب نیستی؟ هایت را با روی خوش پاسخ بدهم. پس یک جور متوسط بی حوصله رو به بد تصور کن مثلا و بعدش بیخیال شو همه که نباید خوب یا بد باشند. بعضی ها هم هستند که مرسی اند ...

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.472 seconds
RSS