یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می روم

عبارت یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می روم در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می روم  
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می روم لذتش را با تمام شهر قسمت می کنم السلام علیک یا جوادالائمه سلام صبحتون بخیر شهادت مظلومانه ی محمدتقی علیه السلام را تسلیت عرض می کنیم tebyanonline

درخواست حذف این مطلب
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می روم  
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می روم لذتش را با تمام شهر قسمت می کنم السلام علیک یا باب الحوائج شهادت باب الحوائج موسی کاظم علیه السلام را تسلیت عرض می کنیم tebyanonline nbsp

درخواست حذف این مطلب
چیزی گفتی عزیزم؟  
می شود وقتی دارم یواشکیتوی جیب پیراهنت دنبال حواسم می گردمبی هوا ببوسی مرا ضعف کنم بروی برایم آب بیاوری،بگویم اول خودت کمی بچش بگویی چرا؟بگویم آب قند لازمم می شود هر کدام از کشوهای میزم را باز می کنمببینم نشسته ای و ناخن هایت را لاک می زنی می شود وسط یکی از عاشقانه هایمدراز بکشی و بگویی چهار دیواری اختیاری می شود نیمه شب بیدارم کنی و بگویییک بوسه بد ار بودی وقت تسویه حساب است ؟می شود ؟شک نکن کار سختی نیست...کافی ست همان جا که هستی و این جملات ر

درخواست حذف این مطلب
می شود...  
می شود من بغض کنم ،تو بگویی مگر خدایت نباشد که تو اینگونه بغض کنی ؟می شود من بگویم quot خدایا quot ؟تو بگویی quot جــــــــــــــــــان دلم ...؟ quot .....

درخواست حذف این مطلب
نیمه مطمئن  
از وسط گل آلودترین اوضاع هم می شود ماهی عاشقانه گرفت در این اول صبحی که با نگرانی و استرس آغاز شده، من دلخوش به آنم که تو میل داری، تمام مطالبت را اول به من بگویی. حتی همین که صبح زود زنگ بزنی و بگویی ترا.مپ هم که زیر بر.جام زد این که مخاطب اول تو هستم، افتخار، و باعث تسلی خاطر من است؛ در میانه ی دردها حتی...

درخواست حذف این مطلب
بین من و آن مردت او برده که بازی را  
سرشار غمت دنیای مجازی رابر هم زده ام از غم خط های موازی رادر بین رقیبانم او گشته دگر یارتبین من و آن مردت او برده که بازی رالبخند زدی بر من گویی که دلت با ماستپایان بده اش دیگر این بنده نوازی راوقتی که سلامم را دیگر ندهی پاسخپر می کنی از غصه دنیای مجازی رامحمدصادق رزمی

درخواست حذف این مطلب
سقراط  
آورده اند روزی فیلسوف بزرگی که از آشنایان سقراط بود، با هیجان نزد او آمد و گفت سقراط میدانی nbsp راجع به یکی ازشاگردانت چه شنیده ام؟ سقراط پاسخ داد لحظه ای صبر کن. قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تو می خواهم آزمون nbsp کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی. مرد پرسید سه پرسش؟ سقراط گفت nbsp بله درست است. قبل از اینکه راجع به شاگردم با من صحبت کنی، لحظه ای آنچه را که قصد nbsp گفتنش را داری امتحان کنیم.اولین پرسش حقیقت است. کاملا مطمئنی که آنچه را که می خو

درخواست حذف این مطلب
سلام گفتم آفرین فقط یک نفر جواب سلامم را بده آفرین فقط یکنفر...  
سلام گفتم آفرین فقط یک نفر nbsp جواب سلامم را بده آفرین فقط یکنفر... سلام گفتم ی هست جواب سلام من را بده..سلام و این کلمه عجیب اعاز یک دوستی هست.. الان من سلام گفتم میگن جواب سلام دادن واجب هست ایا واقعا همین طوره یا نه؟ برای سلام گفتن میگن همیشه nbsp پیش قدم باشید خوب من الان سلام گفتم منتظر جواب سلام هستم حداقل یکنفر nbsp جواب سلام منو بده منتظرم... هر سلامی nbsp یک علیکی داره آفرین فقط یکنفر جواب سلام منو بده بیا بگو سلام بیا....

درخواست حذف این مطلب
ش تنی  
پدرمادرها زیاد بچه ها را گول می زنند. و وقتی فکر می کنی به سادگی و محکمی اعتماد بچه ها، از این کار بدت می آید. این که به بچه بگویی اگر فلان غذا را بخوری، آن قدر قوی می شوی که می توانی این میز را بالای سرت بلند کنی. این که می خواهی بچه را ببری أرایشگاه ولی بگویی می رویم پارک که با اشتیاق حاضر شود و دست تو را بکشد که زودتر برویم. قضیه بدتر از این هم هست. اگر بچه فریب نخورد، اگه فکر کرد و تصمیمی که دلت می خواست را نگرفت، باز هم از چیزی فرار نکرده. چون مع

درخواست حذف این مطلب
همیشه دلتنگ  
فرض کن همه ی این دردها و غم ها را برداری و صحن اباالفضل ببری، بعد بنشینی آن دم و هی بگویی و هی بگویی...بعد ترکی نوحه ی ای منه آواره قویان ابالفضل اباالفضل بخوانی... خسته شدم از این همه دلتنگی آقاجان دلتنگی برای آقا المومنین. دلتنگی برای ضریح ارباب.. دلتنگی برای شما... دلتنگی برای .... جایی توی تقدیرم نوشته همیشه دلتنگ که خبر ندارم؟

درخواست حذف این مطلب
اگر سر ظهر پدرت صدایت بزند...  
⚜️اگر سر ظهر پدرت تو را صدا بزندو تو همان موقع بگویی بلهمی گوید بیا پدرجان کارت دارم. ⚜️ولی اگر بعداز ظهر بروی بگویی پدرجان ظهر مرا صدا کردید چه کار داشتید؟پدر می گوید الان جواب می دهی؟ من ظهر صدایت زدم ⚜️ هم، چنین است یعنی خداوند اول ظهر صدا می زندقد قامت الصلوه ولی تو بعد از ظهر بروی بگوئی الله اکبر ˝آیت الله مجتهدی تهرانی ره ˝

درخواست حذف این مطلب
حواست هست امروز است؟!  
سخت نیستاصلا سخت نیست از روی شانه امتاب بخوری روی دستمتوی چشمهایم زل بزنی وبگویی حواست هست امروز است؟ سخت نیستبگویم مگر حواس گذاشته ای؟سخت نیست چنان ببوسمتکه در تقویم از خج سرخ شود گونه اش سخت نیست... ها صدایت کنم و بگویم من رفتم بگویی کجا؟بگویم قربان عطر تنت سخت نیست این طور جان را بگیریم؛قبل از اینکه بفهمد غصه را چطور توی دلهایمان جا کند سخت نیستفقط دستت را به من بده راستی...من رفتم \#حامد_نیازی

درخواست حذف این مطلب
به جز در خاک و آندم هم ...  
میگویی لا اله الا الله و من به اندازه ی تک تک ذرات وجودم مست میشوم .انگار نه انگار همان ورد آشنای همیش ... ست . انگار نه انگار هر روز بیست بار تکرارش میکنم .ای کاش همه ی هستیَم را ب ... رند، همه ی حواسم را و من یکپارچه گوش شوم و فقط از تو بشنوم. بیایی و برایم حرف بزنی. بگویی و مستم کنی.بگویی من نیستم ، تو نیستی ، هیچ نیست... بگویی هرچه هست اوست. بگویی بیا و یک دم با من بنشین و ذرهم فی خوضهم یلعبون . ولشان کن بروند پی بازی خودشان . بگویی خوّاض توفیر دارد با

درخواست حذف این مطلب
به جز در خاک و آندم هم ...  
میگویی لا اله الا الله و من به اندازه ی تک تک ذرات وجودم مست میشوم .انگار نه انگار همان ورد آشنای همیشگیست . انگار نه انگار هر روز بیست بار تکرارش میکنم .ای کاش همه ی هستیَم را بگیرند، همه ی حواسم را و من یکپارچه گوش شوم و فقط از تو بشنوم. بیایی و برایم حرف بزنی. بگویی و مستم کنی.بگویی من نیستم ، تو نیستی ، هیچ نیست... بگویی هرچه هست اوست. بگویی بیا و یک دم با من بنشین و ذرهم فی خوضهم یلعبون . ولشان کن بروند پی بازی خودشان . بگویی خوّاض توفیر دارد با غ

درخواست حذف این مطلب
۲۹ سپتامبر ۲۰۱۶  
همه کارا بر ع ه ...امروز که من از خستگی دارم میمیرم، خو ابم میاد ، چشام باز نمیشه ، یکی میاد میگه چقدر خوب شدی ، قشنگ شدی چیکار کردی ، اون یکی میگه بلوزت چه قشنگه بهت میاد ، چه رنگ خوبی داره ... حالا من با قیافه آویزون ، دو روز دارم خونه تمیز میکنم ، وسایل جمع میکنم، فقط از لا به لای nbsp لباسا یه چی کشیدم بیرون که برم سر کار ، شب از سرما خوابم نبرده ...تو اینو بگویی nbsp ؟؟ یعنی نه واقعا تو اینو بگویی؟؟

درخواست حذف این مطلب
انعکاس صدا(داستانک) ....  
پدر وپسری در کوه قدم می زدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد و به زمین افتاد و داد کشید آآآآی ی ی ص از دور دست آمد آآآآی ی ی پسر با کنجکاوی فریاد زد که هستی؟ پاسخ شنید که هستی؟ پسر خشمگین شد و فریاد زد ترسو باز پاسخ شنید ترسو پسر با تعجب از پدر پرسید چه خبر است؟ پدر لبخندی زد و گفت پسرم توجه کن و بعد با صدای بلند فریاد زد تو یک قهرمان هستی صدا پاسخ داد تو یک قهرمان هستی پسر باز بیشتر تعجب کرد پدرش توضیح داد مردم می گویند این انعکاس کوه است ولی در

درخواست حذف این مطلب
ای خدای دل ...  
nbsp مرا حیران تر از حیران تر از حیران پذیرفتیتو را گریان تر از گریان تر از گریان صدا nbsp دلم تنهاتر از تنها تر از تنهاییت را دیدتو را یکتا لقب دادم nbsp ،تو را عرفان صدا nbsp کجایی ساحل آرامش دریای طوفانیپریشان بودم ای دریا تو را طوفان صدا nbsp تو را در تابش بی خواهش خورشید فهمیدمتو را در بارش آرامش باران صدا nbsp صدا صدا صدایم را غمت لرزاندتو را نالان ، تو را لرزان تو را از جان صدا nbsp تو می دیدی مرا احساس می چه می خواهیتو انسان آفریدی... مثل یک انسان صدا nbs

درخواست حذف این مطلب
دلم تنهاست میدانی ؟  
دلم تنهاست میدانی غروبم بی تو بی معناست میدانی چه بی تدبیر رفتی و چه بی اندازه آسایش زمن بگرفتی و هرشب به اشک دیدگانم خوب شستی رد جامانده بر قلبم هنوز امید دارم من بیایی از پس عادت بگویی دوست میدارم تو را بی حد بگویی راز دل با من و من گویم دمادم این سخن با تو دلم تنهاست میدانی؟ غروبم بی تو بی معناست میدانی؟ تو ای افسون افسونها تو ای رعنا بی همتا تو آیا خوب دانستی ؟ دلم تنهای دورانهاست؟ اسیر آتش غمهاست؟ ولیکن با تو گفتنها مرا آرام گرداند که تو س

درخواست حذف این مطلب
406_  
نمیشود که به ی بگویی دوستت دارم ، و بعد در عوضش چیزی ندهی.نمیشود که به ی بگویی دلتنگتم و بعد از زیر بار مسئولیت حرفت nbsp قصِر در بروینمیشود که ...اگر هم میشد به ما یاد نداده اند هر می تواند احساسش را بیان کند بدون اینکه قرار باشد در عوضش چیزی بدهد.یاد نداده اند که احساساتمان را بهم بگوییم.رک و واضح.احساسات را ،احساسات خوب را باید گفت.هر بار که میگویی باید تاوان دهی.که دلتنگشان شده ای...که دوستشان داشته ای...مجانی نباید برای ی دلتنگ شد.مجانی نباید د

درخواست حذف این مطلب
داستان زیبا وپندآموز..!  
پدر وپسری در کوه قدم می زدند که ناگهان پای پسر به سن ... ... ر کرد و به زمین افتاد و داد کشید آآآآی ی ی ص ... از دور دست آمد آآآآی ی ی پسر با کنجکاوی فریاد زد که هستی؟ پاسخ شنید که هستی؟ پسر خشم ... ن شد و فریاد زد ترسو باز پاسخ شنید ترسو پسر با تعجب از پدر پرسید چه خبر است؟ پدر لبخندی زد و گفت پسرم توجه کن و بعد با صدای بلند فریاد زد تو یک قهرمان هستی صدا پاسخ داد تو یک قهرمان هستی پسر باز بیشتر تعجب کرد پدرش توضیح داد مردم می گویند این انعکاس کوه است ولی

درخواست حذف این مطلب
برایم حرف بزن  
برایم حرف بزنسکوتت را دوست ندارمسکوتت بوی بغض می دهداز جهانی که آغاز کرده ای بگوآیا آنجا ی هست تا با او از تنهایی بگویی و او بی اختیار نوازشت کند ؟تو ابعاد غم را تصویر کنی و او لایه هایش را بشکافد تا با هم به روشنایی برسید ؟راستش را بگوآیا آنجایی که تو ایستاده ایهنوز از دوستی رگه هایی ماندهیا آنجا هم مردم به همه چیز اعتقادشان را از دست داده اند ؟به گمانم آنجایی که تو ایستاده ای را خوب می شناسمگاه و بیگاه سرک می کشمبه خیال اینکه بی هوا چیزی بگو

درخواست حذف این مطلب
احوال پرسی های مختلف  
همسایه بالایی که احو را می پرسد،خوب میدانی که فقط می خواهد وقت بگذراند تا قرمه سبزی اش جا بیفتد،و فرقی نمی کند بگویی خوبم،یا بگویی خوب نیستم،اصلا نمی شنود چه جو میدهی. همکارت که می گوید چطوری؟می دانی معنی واقعی حرفش چطور بودنت نیست،بلکه یعنی ماشینتان عوض نشده؟ مبلمانتان تغییر کرده؟ لباس جدید یدی؟ هم کلاسی دوران دبیرستانت که آ شب پیام میدهد سلام گلم ،ح چطور است؟ میدانی پشت این حرف خواهد پرسید با زحمت های ما؟ و بعد زحمت جدید اب می شود سرت. ام

درخواست حذف این مطلب
کد  
اینکه مثلاً وسط جمع یکی بگوید «آخی طفلی بی زن » بعد دستش را بگیرد بالا و برایت آرزوی پیدا شدن همسری شبیه به فرشته ها کند و بعد همه آمین بگویند و اینکه بین دوستانت که همه جمع شده اند آ هفته تا آب و هوایی عوض کنند و بیشتر از پارتی رفتن هایشان بگویند و روابطی که با آن خاطره دارند و آن وسط یکی دستش را بگذارد روی شانه ات و بگوید «داداش می خوای برات ردیف کنم ؟» و تو چای را داغ داغ بنوشی و هم زمان بگویی «نه » این ها اولش خنده آور است ولی بعدش می شود حال به

درخواست حذف این مطلب
کلماتم سرِ هذیان دارند  
جدال بی رحمانه ایست... آ مگر یک آدم.. یک دختر.. چقدر میتواند؟؟ این عجز این ناتوانی انگار چنگ انداخته گلویم را... مگر چقدر میشود جان کند وعاقبت مرگ آرزوها را دید؟؟ چقدر میتوانی با این نمیشود ها با این نتوانستن های لعنتی... با این مردم بی رحم جنگید؟؟؟ چقدر بشنوی و خودت را به آن راه بزنی.. تا کی دلت را به درد آورند و بخندی و از چرندیات روزانه بگویی.. میشنوی؟؟ تاکی میشود دندان روی جگر گذاشت؟؟؟ تب دارم.. تب تند اندوه.. سرگیجه ی بغض.. تهوع این همه ناکامی.. آد

درخواست حذف این مطلب
تلنگر2  
نمیدانم ،،شاید راست بگویی،،شاید حق باتوباشد وتو خیلی چیزهاراازدست داده باشی،وشاید ازدست دادنشان آنقدر تلخ بوده هر روز چشیدن کمی از خاطره آنها کل روزت را اب میکند،نمیدانم،،شاید راست بگویی که منی که خبر از گذشته ات ندارم نباید براحتی قضاوت کنم که همه را فراموش کن و....... ولی یک چیز را مطمئنم که آنهایی که الان داری،،آنقدر ارزشمند هستند که زندگی ات ارزش حرکت داشته باشد ،، فقط از این س لعنتی جداشو،،حرکت کن ،نگران نباش این هم یک نوع زندگی است،عا

درخواست حذف این مطلب
چه بر سرم آورده ای...  
یک روز صبحقبل از اینکه به آینه چشم بدوزیتلفن همراهت را بردار و سلامم کن و به رسم عادت شیرین گذشته...ع ... خواب آلودت را برایم بفرست مگر میتوانم قربان صدقه ات نروم؟ قول میدهم هیچ چیز به روی خودم نیاورم و انگار که همین ... ب...خیلی بی حاشیه و صمیمانههم را بوسیده و شب بخیر گفته ایم ..خی ... راحتمن آنقدر دلم تنگ استکه یادم می رود چه بلایی سرم آورده ای

درخواست حذف این مطلب
برچسب زدن  
یک رفتار تقریباً همه گیر بین ما عادت به برچسب زدن است. مثلاً غذایی را می چشیم و می گوییم شور است. یا سردرد داریم و پرخاش می کنیم و در این زمان؛ ی به رفتار ما برچسب «عصبی» می زند. یا که تب داریم و چشم ها از درد و تب بی ح شده اند، برچسب می زنیم سرماخوردگی.شاید الآن بگویی \-این ها برچسب نیست. توصیف بخشی از «واقعیت» است و ما آن را بانام ها و صفت ها «مشخص» و «معین» می کنیم.در جواب می گویم \-تلاشت برای پاسخ دادن بیهوده است. چراکه «واقعیت» هم یک برچسب است.مم

درخواست حذف این مطلب
حق من بود که باشی و نگاهم ی  
حق من بود که باشی و نگاهم یکه به هر ثانیه با عشق دعایم ی حق من بود که از نم نم باران بهشتخوشه ای عشق بچینی و صدایم ی حق من بود بمانی و در اندوه غروبسپرم باشی و با عشق تو رامم ی حق من بود که در منزل تو جای شومنه که در خلوت کوچه تو سلامم ی حق من بود که آغوش تو جایم بشودنه که در معرکه ی عشق وداعم ی حق من بود چو آهو تو اسیرم باشینه که با وسوسه ای ط ی دامم ی حق من بود بهار دل من باشی تونه که در فصل خزان بر سر دارم ی حق من بود تو باشی همه ی دلخوشیمتو نم که مرا

درخواست حذف این مطلب
شب ماندگار  
سلامم به بهشهر به آن شالی زار با مردم این شـهربا ... ــب وکار سلامم به گل ها که هفتادهزار زجـنس شقایق در این لالـه زار شـهید گشـته اند ز بهر وطـن چـو آلاله هایـند انـدر چـمـن سلامـم به احـرار و آزادگــان که دارند زمـردی نـام و نـشان سلامـم به احـرارخوب جـهان به نیـکان پرکاربه صـنف زنـان سلامم به آن شب که شد ماندگار به تاریخ بهشهرشـد آن یادگار سلامـم به آنان زمـرد و زنـان که راه را دادند به مـا هم نشـان به تـاریخ بهشهرشب مـاندگار به کوه و دشـت

درخواست حذف این مطلب
فهم  
سخت است که در حد شعور مردم سخن بگویی ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
جانِ شیفته 1  
نمیخواهم شوهر کنم . من برای پیوند های انحصاری ساخته نشده ام ، شاید بگویی میلیون ها زن به همین راضی اند . شاید بگویی من در جدی گرفتن موضوع مبالغه میکنم خب من اینم . همه چیز را جدی میگیرم تا از بین نروم . اگر خود را مجبور کنم بیش از آنچه باید از خودم مایه بگذارم آن وقت حس میکنم دارم خفه می شوم ؛ انگار که سنگی به گردنم بسته اند و در حال غرق شدنم . پیوند های عاطفی\-قراردادی مثل پیچک جنگلی که دور درخت پیچیده باشد ، انرژی مرا می مکند ؛ دیگر چیزی برای خودم

درخواست حذف این مطلب
بین الحرمین  
دلتنگی با آدم کاری میکند که با خود بگویی آیا بلاهای دیگر لازم بود؟همین به خودی خود کافی نیست...؟

درخواست حذف این مطلب
عاشقانه های ماورایی????????  
عاشقانه های من و خدا این عاشقانه خیلی فرق دارد فرق دارد چون او یگانه است و من نیز با تمام بندگانش فرق دارم یعنی همه با هم فرق داریم هیچ کداممان مثل دیگری نیستیم حتی دوقلو ها این عاشقانه که می نویسم فقط مال من است مال خود خود من . دخترانه و منحصر به فرد این عاشقانه دیگر عاشقانه نیست دیوانگی است جنون است پس من مجنون عشق خ هستم که در تمام وجود من است عاشقانه یعنی صبح با صدای خودش بیدار شوی با صدای اذان دلت چشمانت را تا نیمه به زور باز کنی و بعد در هم

درخواست حذف این مطلب
یقین دارم، مطلب به این سادگی که میخوانی نیست...  
بسم الله الرحمن الرحیماگر ماه رمضان امسال را عادت کنم به بسم الله گفتن مرا بس است...یا حتی بالاتر... قدر از خدا بخواهم مانوسم کند به ذکر بسم الله... امروز روایتی دیدم از حضرت المؤمنین علی علیه السلام... جانم به فدایش، تا صبح داشته برای ابن عباس رحمت الله علیه تفسیر باء بسم الله ام الکتاب می گفته... هوا داشت روشن می شد.حضرت فرمود شب تمام شد. اگر شب ادامه پیدا می کرد مطالب من هم ادامه پیدا می کرد. برای چه انس با بسم الله می خواهم؟ برای اینکه بسم الله را

درخواست حذف این مطلب
حرف  
یا رفیق کمی کمک کمی حرف کمتر کمی کار بیشتر فقط کمی اگر راست می گویید ؟ دروغ از این بزرگتر با یک عده زیادی از دانشجویان بنشینی و بدون فکر بگویی که دغدغه ات اشتغال است که ما مشکل داریم و باید بیکاری را رفع کنی ولی در کشور آمار بیکاری به 20 برسد و جوانان تحصیل کرده ات هر روز بیشتر شده باشند. بگویی که در ... با ... ی هماهنگ بوده ای ولی هیچ یک از 9 بند نامه ... ی را رعایت نکرده باشی بارها ... گفته باشد که من در جزییات وارد نمی شوم و حالا که ... ات به همه چیز گند ز

درخواست حذف این مطلب
ح-ق-ی-ق-ت  
هیچ کاری بی معنی تر از این نیست که بخواهی برای ی که برایش مهم نیستی از خودت بگویی. ماه کامل میشود | فریبا وفی | نشر مرکز

درخواست حذف این مطلب
با دستور بیدار می شویم  
با دستور می خو مکه اگر بگویی بمیربیدار نشده میمیرم

درخواست حذف این مطلب
ملاقات  
وارد کافه که شدم تنها یه میز پر بود که پشت اون دوتا دختر نشسته بودن حدس زدم که همون ارغوان باشه ارغوان دختری بود با چشمای و موهای بور فیس استخوانیلاغر و قد بلند و موهاشم چتری زده بود که کلی به جذ تش می افزود . وارد شدیم و کنارشون رو نزدیک ترین میز نشستیم حتی سلامم هم انقد اروم بود که نشنید دوتا سوسکی که توی حیات بودن که باعث میشدن ما دایم به اونا بخندیم سفارشمونو دادیم و بعد یه مدت که خواستیم بریم ارغوان یه نایلون رو روی میز گزاشت که من بردارم و

درخواست حذف این مطلب
فاصِله  
فکر میکنی اگر ما روی مریخ یا سیاره ای دورتر بودیم باید هرشب چه سرمایی را تحمل می کردیم؟ آیا اصلا آنوقت میشد خودمان را با پیچاندن پتو به دورمان و چسباندن پهلومان به بخاری گرم کنیم؟ فکر میکنی می شد؟ تو که فکرت زیاد فرار است می ترسم بگویی که می شد و کل زمینه چینی هایم را اب کنی اما اینبار فرض میکنم ذهنت یک جا بند شده، بی حوصله از حرفهای من، و می گوید نه نمی شد . آنوقت می توانم سوال بعدیم را بپرسم. اینکه این سرمای غیرقابل تحمل سیاره های دور از کجاست؟

درخواست حذف این مطلب
میلاد هشتمین رئوف مبارک باد  
نقشه مشهد را که روی زمین پهن می کنیم، بهشت مقابل چشمانمان سبز می شود.و مگر می شود قطعه ای از بهشت روی زمین باشد و شلوغ نباشد؟ آنجا همیشه شلوغ است و چه زیباست که این ح توفایی همیشه در سیطره ای عرفانی است.اینجاست که چشمهایت خود به خود می جوشند و دستهایت به طرف ضریح قد می کشند،گویی این غریب، تمام غربا را در آغوش مهربان خود کشیده است.حاجتت را بگویی یا نگویی مهم نیست و تنها کافی است بگویی السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ع ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
سخت است به خدا سخت است  
سختَ ست که عاشِق شوی و هیچ ندانند هر شـِعر بگویی بنـویسند که اَحسنت

درخواست حذف این مطلب
بین رفتن و ماندن  
این قدر بین رفتن و ماندن نمان بمانپیرم مکن ز بار غمت ای جوان بمانمهمان نُه بهار علی پا مکش ز باغنیلوفر امانتی باغبان بمانای دلش ته، آه تو ما را ش ته استای پر ش ته، پر مکش از آشیان بم گر محل به عرض سلامم نمی دهندای ه نِ این دل بی همزبان بمانراضی مشو دگر به زمین خوردنم، مروبازی نکن تو با دل این پهلوان، بمانروی مرا اگر به زمین می زنی ب ما بیا به خاطر این ک ن بماندر کار خیر حاجت هیچ استخاره نیستاین قدر بین رفتن و ماندن نمان بمانمحسن عرب خالقی

درخواست حذف این مطلب
تو چرا غم ... نی؟! :)  
رفته بودم ... ... ... ِ دیوانه، مثل من شاعر بودگفت ح ... خوب است...؟ من از او پرسیدم ... ی آیا تو؟؟رنگ رخساره ی من...ح ... چهره چطور ؟برق چشمانم چی؟هم ... نرمال است؟؟ گفت ح ... خوش نیست... دفترش را باز سخه را آغاز کرد صبح ها یک غزل ناب بخوان ظهرها قبل اذان،یک دو بیتی کافی است...عصرها سعدی و حافظ ک بخوانیبا دو فنجان چای یا قهوه ترکقبل تاریکی روز، رنگ رخساره عوض میگردد،ح ... چهره ولی دست تو نیست... عاشقی آیا مرد؟ ... از من پرسید من نگاهش ... ... و نمیدانستمپاسخ سخت سوال س

درخواست حذف این مطلب
پایه هشتم : سوالات درس نهم ظهور ... در شبه جزیره عربستان  
دبیرستان دخترانه غیر ... تی تقوا دوره اول سوالات متن درس نهم ظهور ... در شبه جزیره عربستان تاریخ صفحه 53 1 در کنار مسجد النبی چه بنایی ساخته شد؟ پاسخ ص 53 2 ... ... به منظور ایجاد محبت و دوستی چه اقدامی ... د؟ پاسخ ص53 3 ... ... چه ... ی را ... خود اعلام ... د؟ پاسخ ص 53 4 دلیل امضای پیمان نامه ... په بود؟ پاسخ ص 53 5 نام جنگ های ... چه بود ؟ پاسخ ص53 6 دلیل امضای پیمان نامه ... چه بود ؟ پاسخ ص 53 7 اصول اخلاقی ... در جنگ با دشمنان چه بود؟ پاسخ ص53 8 ... پرا و به چه کشورهایی نامه نوشت؟ پا

درخواست حذف این مطلب
دعا ... در درگاه خداوند  
راضیم به رضای تو اگر این حرف را بگویی دیگر دعا ... معنی ندارد تو به خدا میگویی که من به رضایت تو راضی هستم پس چرا دعا میکنی . . . مسلمان واقعی ان است حتی اگر ن ... نا هم شد . دعا نکند که خداوند او را بینا کند از خداوند خوده خدا رو بخواهیم. دعا یعنی دعوت از خدا

درخواست حذف این مطلب
انقطاع به سمت او  
هنگامی که انقطاع از همه چیز پیدا کردی... و به سمت او روی آوردی... آن وقت است که میتوانی بگویی اکنون آرامش پیدا کرده ام اگر فرمود الا بذکر الله تطمئن القلوب تقدم موجب حصر است.

درخواست حذف این مطلب
هوا بس ناجوانمردانه سرد است........  
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سر ها در گریبان است ی سر بر نیارد پاسخ گفتن و دیدار یاران را نگه جز پیش پا را دید نتواند که ره تاریک ولغزان است و گر دست محبّت سوی یازی به اکراه آورد دست از بغل بیرون که سرما سخت سوزان است نفس کز گرمگاه می آید برون ، ابری شود تاریک چو دیوار ایستد در پیش چشمانت نفس کاین است ، پس دیگر چه داری چشم ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟..... ای جوان مرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین هوا بس ناجوانمردانه سرد است...... آی دمت گرم وسرت خوش باد س

درخواست حذف این مطلب
دست نگه دار  
یا دستِ رفاقت نده و دست نگه داریا تا ته خط، حرمت این دست نگه داریا دست بکش مثل من از هرچه که مستی ستیا این که مرا مثل خودت مست نگه دارای مرد نباید سخن از درد بگوییدر ی خود هرچه که درد است، نگه داردور از توام و مثل تو دوروبر من نیستمثل من اگر دوروبرت هست، نگه دارعشق آ خطّ است اگر، قصّه ی ما راهمواره در این کوچه ی بن بست نگه دارعلیرضا قنبری

درخواست حذف این مطلب
عاشقانه 123  
جانانم... میبینی چه هیاهوییست ؟؟ همه دغدغه پایان پاییز را دارند ا ین پنجشنبه... ... یلدا... ناراحتند که این پاییز هم گذشت و یارشان نیامد نیامد که پاییزشان رویایی شود... اما جان دل من... تو هروقت که خواستی بیا من در انتظارتم تو که بیایی... من فصل به نامت میکنم ماهی به نام امدنت و در تقویم دلم امدنت را ثبت میکنم... مگر پاییز چه دارد که فصل تو نخواهد داشت ؟ مهم امدن توست حال هر وقت که میخواهد باشد... دنیا_ک ..... . حافظ جان می شود این بار تو پا در میانی کنی ..؟ یلد

درخواست حذف این مطلب
فقط کمی سکوت....  
روزی لئو تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به دادن و بد وبیراه گفتن کرد . بعد از مدتی که خوب تولستوی را مالی کرد،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و .. محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت مادمازل من لئو تولستوی هستم . زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟ تولستوی در جواب گفت شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید. سکوت کن هنگامی که

درخواست حذف این مطلب
  
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.36 seconds
RSS