یک پله پایین تر ببر این را در خاک خود افسون آیینه را

عبارت یک پله پایین تر ببر این را در خاک خود افسون آیینه را در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
یک پله پایین تر ببر این را... در خاک خود افسون آیینه را  
گریه نمیکنیم از زجری که دیده ایم، از رنجی که کشیدیمگریه میکنیم از اینکه با ذکر مصیبت ها و ابراز مظلومیت ها دیگر نمیتوانیم اعتماد کنیمگریه میکنیم از شکی که به حقانیت شعارهایتان در ما پدید آمد بواسطه پستی فطرت های بزک کرده و به لطف خدا آن را هم پشت سر میگذاریم...

درخواست حذف این مطلب
آیینه نازنین  
نازنین جلو آیینه ایستاد. به آیینه اخم کرد. آیینه هم اخم کرد. نازنین لبش را کج کرد، آیینه هم لبش را کج کرد. برای آیینه زبان درآورد، آیینه هم همین کار را کرد.نازنین عصبانی شد. گفت «ای آینه ی بد. داری ادای مرا درمی آوری؟»آیینه هم عصبانی شد. و همین حرف ها را به نازنین زد. نازنین گفت «من بدم. خودت بدی.» بعد گفت «اگر بازهم ادای مرا دربیاوری، می زنم تو را می شکنم.»نازنین دوباره شکلک درآورد و آیینه هم کار او را تکرار کرد. نازنین دست هایش را مشت کرد و خواست

درخواست حذف این مطلب
آیینه  
از ترس متنفرم. ترس آدمو انقدر حقیر میکنه که حتی جرئت مواجهه با حقیقت رو هم پیدا نمیکنه جالبه که ترسوها از آدمهای شجاع خوششون نمیاد، گرچه منطقیش اینه که کاملا برع ... باشه.چشم بیهوده به آیینه شدن دوخته ایاشک آن روز که آیینه شد از چشم افتاد فاضل نظری

درخواست حذف این مطلب
:-)  
وقتی میری جلو آیینه و یاد گذشته ها میفتی به تصویر آیینه نگاه میکنی به چهره ای که رو به روته یه نگاه سرد بی ح میبینی چشمای بی حس... میبینی ی نیس که قبلنا میدیدی میبینی یه آدم دیگست... قبل از تنفر عشق نیس، درد و رنجه عذابه... این ساده نیس عوض شدن ساده نیس خیلی طول میکشه اما من از این تصویر جدید آیینه خوشم میاد و ازش لذت میبرم

درخواست حذف این مطلب
... ترکی kocan kadar ... us با زیرنویس ترکی استانبولی  
برای نمایش در سایز بزرگتر بر روی ع ... کلیک کنید افسون ، به دنبال عشق واقعی، محبت و صداقت است اما مثل دخترهای دیگه، کلک زدن ، کلاس گذاشتن و بازی دادن مردها رو بلد نیست. به همین دلیل تا به این سن رابطه درست و حس ... نداشته. خانواده اهل ازمیر افسون که کتاب ... ن ... رو نوشتن، مصمم هستن تا زن واقعی بودن رو به افسون یاد بدن. افسون هم در نهایت خودش رو تقدیم دخترهای ترک میکنه. وقتی که خانواده اش آماده معرفی افسون جدید که از سر تا پا عوض شده میشن، سر و کله ... ی ک

درخواست حذف این مطلب
بازنویسی  
جادوگر آمد، جادوگری کرد، آیینه اما ش ت. ترسید.. رفت. آیینه ایی دیگر نیست، و من دیگر خودم را پیدا نمیکنم.

درخواست حذف این مطلب
برای تو دلم آیینه خوبی ست  
برای تو دلم آیینه خوبی ست رفیق و همدم دیرینه خوبی ست به دنیا پشت کرده، باورش این ست که تنها عشق تو گنجینه خوبی ست نشو مظنون به خاطرخواه مجنونی که پیشت صاحب پیشینه خوبی ست قرارت را نزن بر هم در این هفته که تا ثابت کنی آدینه خوبی ست خودت را خوب در قلبم تماشا کن برای تو دلم آیینه خوبی ست quot محمدعلی ی quot

درخواست حذف این مطلب
شعر  
عین القضاة همدانی برای تأکید سحنان پرشور و عارفانه خود پیوسته از شعر مدد می جوید و می گوید « این شعر ها را چون آیینه دان آ دانی که آیینه را صورتی نیست در خود . اما هر که در او نگه کند صورت خود تواند دیدن که نقد روزگار او بود و کمال کار اوست . » . legram.me haoshyangha 19گسترش پذیری و ظرفیت جویی مفاهیم اشیا در شعر ، ناشی از شکل و نحوه بیان آن است که شعر را آیینه ای می کند تا هر خویشتن را در آن بنگرد . شعرهایی از این دست نتیجه تخیل فعال یا فعالیت تخیل شاعر است و نه

درخواست حذف این مطلب
super mirror  
موهایم را که شانه می زنم احساس عجیبی دارم. از این احساسات بدوی. خالی شدن از هر چیزی و س فکر و آرامش. لبخند می زنم و به آیینه می گویم می ترسم. آیینه می گوید از هر چی ترسیدی بهش رسیدی. می گویم پس بهش می رسم؟ می گوید پس نترس.

درخواست حذف این مطلب
تمنای محمد  
ز سر بیرون نخواهم کرد سودای محمد رانمی ... رد خدا هم در دلم جای محمد راپس از عمری که چون پروانه بر گِرد علی گشتمدر این آیینه دیدم نقش سیمای محمد رابه بینایی ... عرصه تجرید خواهی شدکنی گر سرمه ات خاک کف پای محمد راجهان را سر به سر آیینه ی روی علی دیدیعلی خود آینه ست ای دل تماشای محمد رامحمد «من رءانی» گفت و موسی «لن ترانی» دیدچه در دل داشت عیسی جز تمنای محمد راشبی کآفاق را آیینه ی نور خدا دیدمخدا می دید در آیینه سیمای محمد راچطور آ ... همین گوشی که جز

درخواست حذف این مطلب
کاش گریه نکنم  
دختر پدر مسافر خانه ماست. جزو معدود خانواده پدری که داریمشان اما نمی بینیمشان. با چشمانی افسون کننده که تنها میراث خانواده پدری است که جز ژن های مغلوبی ایست که نه نصیب من شده نه نصیب بنفشه اما میراث قزلار خانوم مادر یزرگ پدری ام و دنیایش است و میراث خاندان پدریچند ساعت می خوابم تا صاحب چشمان افسون کننده زنگ در خانه را بزند.

درخواست حذف این مطلب
در بند افسون مقصود از پیش تعیین شده  
\-تو زیاده میجویی و از فرط جستن چیزی نمی ی \-چطور؟ \-وقتی ی چیزی را میجوید بسیار پیش می آید که چشمش جز به مطلوب خود باز نیست و به این سبب نمیتواند چیزی بیابد و به دل راه دهد، زیرا جز به آنچه میجوید فکر نمیکند. مقصودی پیش نظر دارد، در بند افسون آن است. جویندگی همان داشتن مقصود است. حال آنکه یافتن زمانی میسر است که از هدف آزاد باشی و دل را گشوده بداری... \+سیدارتها | هرمان هسه | سروش حبیبی

درخواست حذف این مطلب
نقد انیمه شهر اشباح  
در برابر افسون شهر اشباح شا ار هیجان‏ آمیز هایائو میازاکی،قهرمانش را وارد ماجرایی می‏کند که سرشار از افسون و یا وحشت است.شهر اشباح به وسیله یکی از انیماتورهای بزرگ جهان،هایائو میازاکی ژاپنی، نوشته و کارگردانی شده است.این کار شگفت‏آور بصری،محصول نتیجهء یک خیال بی‏پرواست که‏ پیش از این چیزی شبیه به آن ساخته نشده است. ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
ماهی تنها  
ماهی تنها تو تنگ ماهی………..منو میبره به اوج غمها یک ماهی دیگه توی آیینه ………ص زیبا میخونه تنها صبح ها و شب ها ، اما غروب ها…………میمونه تنها،وای از غروب ها سردی نگاه ،تلخی صدا……………………شک کرده به اون ماهی تنها فقط اداها ، فقط بازی ها………خسته شده از آیینه دیگه حالا میخواد اون بپره بیرون……..ماهی گلی به ماها میگه اون آیینه بود خودمو دیدم…………..چه دیر فهمیدم سرنوشتمو من یک بازی ام برای شما………… ید دست نوشتمو برای ید از منوی همکاری استفاد

درخواست حذف این مطلب
لبخند .....  
لبخند ها هرگز ملاک شاد بودن نیستهر تیشه ای بر دوش از فرهاد بودن نیست هر جا که باشی منطق آیینه ها این استدر چشم بودن معنی در یاد بودن نیست ای در قفس افتاده ، افسوس چه را داری؟بیرون از اینجا درد ما آزاد بودن نیست از عشق دیگر هر چه می گویند افسون استآوارگی جز طالع بر باد بودن نیست هر نداند لطفعلی خان خوب می دانددر جنگ پیروزی به پر تعداد بودن نیست ای سرنوشت شوم ، جام شوکرانت کو ؟این خانه دیگر در خور آباد بودن نیست

درخواست حذف این مطلب
....  
... ناگزیر از سفرم ، بی سر و سامان چون «باد»به «گرفتار رهایی» نتوان گفت آزاد کوچ تا چند ؟ مگر می شود از خویش گریخت«بال» تنها غم ِ غربت به پرستوها داد انکه مردم نشناسند تورا غربت نیستغربت آن است که «یاران» ببرندت از یاد عاشقی چیست ؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر ؟ نه من از قهر تو غم ... ن ، نه تو از مهرم شاد چشم بیهوده به آیینه شدن دوخته ایاشک ان روز که آیینه شد از چشم افتاد \-\-\-\-\-\-\- رمز در پست قبلی.

درخواست حذف این مطلب
ایینه  
فقط زند ... در جهانی را تصور کن که در آن آیینه نباشد. تو درباره ی صورتت خیالبافی می کنی و تصورت این است که صورتت بازتاب آن چیزی است که در درون تو است.و بعد وقتی چهل ساله شدی، ... ی برای اولین بار آیینه ای در برابرت می ... رد.وحشت خودت را مجسم کن تو صورت یک بیگانه را خواهی دید و به روشنی به چیزی پی خواهی برد که قادر به پذیرفتنش نیستی صورتِ تو، خودِ تو نیست

درخواست حذف این مطلب
پیشم نشین پیشم نشان ای جان جان جان جان :)  
بسم الله مهربون \+\+\+بازم یه پرش بلند به جلو برای من خسته ، له ، داغون ولی حال دلم عالی پر از انرژی و امید و انگیزه هان ای طبیب عاشقان دستی فروکش بر برم تا بخت و رخت و تخت خود بر عرش و کرسی بر برم بر گردن و بر دست من بربند آن زنجیر را افسون مخوان ز افسون تو هر روز دیوانه ترم خواهم که بدهم گنج زر تا آن گواه دل بود گر چه گواهی می دهد رخسارهٔ همچون زرم ور تو گواهان مرا رد می کنی ای پرجفا ای قاضی شیرین قضا باری فروخوان محضرم بی لطف و دلداری تو یا رب چه می ل

درخواست حذف این مطلب
بر تیر نگاه تو دلم سپر کرد  
بر تیر نگاه تو دلم سپر کردتیر آمد و از این سپر و گذر کردچشم تو به زیبایی خود شیفته تر شدهمچون گل نرگس که در آیینه نظر کردبا عشق بگو سر به سر دل نگذاردطفلی دلکم را غم تو دست به سر کردگفتیم دمی با غم تو راز نهانیعالم همه را شور و شر اشک خبر کردسوز جگرم سوخته دامان دلم راآهی که کشیدیم در آیینه اثر کردیک لحظه شدم از دل خود غافل و ناگاهچون رود به دریا زد و چون موج خطر کردبی صبر و شکیبم که همه صبر و شکیبمهمراه عزیزان سفر کرده ، سفر کردباید به میانجی گری

درخواست حذف این مطلب
غزل شماره 5-حافظ  
دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا رادردا که راز پنهان خواهد شد آشکاراکشتی ش تگانیم ای باد شرطه برخیزباشد که بازبینم دیدار آشنا راده روزه مهر گردون افسانه است و افسوننیکی به جای یاران فرصت شمار یارادر حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبلهات الصبوح هبوا یا ایها السکاراای صاحب کرامت شکرانه سلامتروزی تفقدی کن درویش بی نوا راآسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف استبا دوستان مروت با دشمنان مدارادر کوی نیک نامی ما را گذر ندادندگر تو نمی پسندی تغییر کن قضا راآن

درخواست حذف این مطلب
(( آیینه چون قد تو بنمود راست...))  
یه جایی خوندم که روانشناسها میگن بعضی وقتا جلوی آیینه وایسا و با خودت حرف بزن، چند باری امتحان nbsp به جمله سوم که می رسیدم nbsp ناخودآگاه خنده ام می گرفت و nbsp به خودت میگفتم بابا nbsp عباس تو خیلی اسکولی برو بابا سسخول... نمیدونم روانشناسها اسکول هستن که چنین را اری ارائه دادن یا من واقعا اسکول هستم؟ nbsp جلوی آیینه نمیشه توجیح آورد و دلیل تراشید بایست سر راست nbsp باشی ، هرچند من در اکثر موارد سر راست هستم nbsp بدون پیچیدگی و مغلق گویی به همین دلیل هم خی

درخواست حذف این مطلب
امواج افسون  
هوالجمیل شبیخون به خود به میهن شبیخون نزَد دشمن دون به خود می زند امت ما ، شبیخون فرستاده دشمن بسی که از هم بپاشد بسی عقد و کانون ولیکن نشد وارد خانه ی تو به زور و به اجبار ، آن دیو ملعون تو خود می بری دشمنت را به خانه و خود می سپاری به آن دون تو خود می سپاری جگر گوشه هایت در امواج افسون به جلاد صهیون تهاجم نموده است دشمن به نرمی به گرمی تو هم می پذیریش ، بی چون تو را می دهد چونکه ابزار به اغوای او می شوی مست و مفتون نه تنها نداری ز دشمن شکایت که حتی

درخواست حذف این مطلب
صادرات آموزش رانندگی  
مقدماتی برای سوارشدن ، راننده باید از پشت اتومبیل وارد خیابان شود 1\- بازدید باد لاستیکها 2\- بازدید اطراف اتومبیل 3\- قرارگرفتن در دید رانندگان درحال عبور هجی کلمه صادرات 1\- ص صندلی تنظیم \+ بستن کمربند ایمنی 2\- ا آیینه ها تنظیم 3\- د دنده خلاص کلاچ پایین 4\- ر روشن کنترل ترمز\+ کلاچ پایین \+ استارت 5\- ا آماده حرکت دنده یک \+ راهنمای چپ \+ کنترل آیینه چپ 6\- ت ترمزدستی آزاد پایین

درخواست حذف این مطلب
پرستش در مستی است.....  
همی گویم و گفته ام بارها........................بود کیش من مهر دلدارهاپرستش به مستی است در کیش مهر........برون اند زین جرگه هشیارهابه شادی و آسایش و خواب و خور..............ندارند کاری دل افگارهابه جز اشک چشم و به جز داغ دل .............نباشد به دست گرفتارهاکشیدند در کوی دلدادگان ........................میان دل و کام، دیوارهاچه فرهادها مرده در کوهها ......................چه حلاجها رفته بر دارهاچه دارد جهان جز دل و مهر یار ..................مگر توده هایی ز پندارهاولی رادمردان و وارستگان ...............

درخواست حذف این مطلب
آیینه دار رفتنم  
عشق می داند که من آیینه دار رفتنم در طریق مهرورزی بی قرار رفتنم آن قدر محو جمال حضرت دالدار شد این دل غمگین که گوید یادگار رفتنم

درخواست حذف این مطلب
تراژدی ای به نام پیری  
تلخ است دیدن فروریختن یک مرد مردی که سالها غم هایش را دردهایش را برای خودش نگه داشته و در یک لحظه بغض 60 ساله اش را می شکند بعد از 40 سال از مرگ مادرش با یادآوری لحظه های آ ... مرگ مادرش صدایش می لرزد خیلی سعی می کند خودش را جمع و جور کند با اینحال چشمانش خیس می شود نمی دانم احساسی به من می گفت تمام گریه به خاطر مادرش نبوده است گویی خیسی چشمانش هم برای دلتن ... 40ساله اش بوده وهم برای خود برای خودی که جبر زمانه اندک و اندک توانش را از او گرفته شاید با یا

درخواست حذف این مطلب
تو از بدر آمدی بیرون (ترانه)  
تو از بدر آمدی بیرون تو ماه آب و دون هستی همان نقش خیالی تو توهم از آسمون هستی تو از عرش آمدی پایین که درفرش زمین باشی فرشته بال و پر داره تو بی پر عطر میپاشی صدای زند ... اینه تو گردنبند الماسی تو اعجاز سلیمانی ن ... ن انگشتر خاصی در افسون نگاه تو شده مجنون و دلداده منم آن روح سرگردان تویی آن لیلی ساده به لبخند تو محتاجم به آن چال قشنگ تو به گونه می شودپیدا در آن شال دو رنگ تو بنفشه دوس میداری همان رنگ افق میشه تویی یاس غزل گونه ... ارغوان میشه بنام ت

درخواست حذف این مطلب
بخت آیینه ندارم که در او می نگری  
بخت آیینه ندارم که در او می نگری خاک بازار نیرزم که بر او می گذری من چنان عاشق رویت که ز خود بی خبرم تو چنان فتنه خویشی که ز ما بی خبری به چه ماننده کنم در همه آفاق تو را کان چه در وهم من آید تو از آن خوبتری گفتم از دست غمت سر به جهان دربنهم نتوانم که به هر جا بروم در نظری هر چه در وصف تو گویند به نیکویی هست عیبت آنست که هر روز به طبعی دگری quot سعدی quot

درخواست حذف این مطلب
... آهنگ جدید احسان حائری با نام آیینه ها  
... آهنگ احسان حائری به نام آیینه ها با بالاترین کیفیت ... new ... by ehsan haeri called aeineh ha ترانه و آهنگسازی احسان حائری ؛ تنظیم آیین ؛ می ... و مستر آرش پاکزاد ... آهنگ جدید احسان حائری با ... ... آهنگ جدید احسان حائری در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک ... آهنگ جدید احسان حائری با نام آیینه ها

درخواست حذف این مطلب
میلاد یازدهمین حجت خداوند، پیام آور آیینه و روشنی، بر رهروان صدیقش مبارک باد!  
میلاد یازدهمین حجت خداوند، پیام آور آیینه و روشنی، بر رهروان صدیقش مبارک باد میلاد یازدهمین حجت خداوند، پیام آور آیینه و روشنی، بر رهروان صدیقش مبارک باد ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
جواب بازی ج انه 2 مرحله 517  
آب م ب سیلاش رقیق سوپآیینه بدنما آیینه دقاثر آلبر کامو سقوطاثر آلفونس دوده آرنویناثر جواد مجانی اراناثر شفیعی کدکنی هااز سازهای سیمی ها اسب ترکی آتاضطراب تشویش nbsp ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...

درخواست حذف این مطلب
رسوب نکن  
دلم آیینه است و بی تقصیر چون تورا می دهد نشان همه فکر رسوایی تو و من نیست چون که آیینه است و آن همه باید آیینه ای شود دل من که بفهمد خیال من شده ای صورتت گرچه قاب او شده است در حقیقت تو مال من شده ای و نباید ی به غیر از من محو خورشید صورت تو شود او نباید خودش عمل د تا دلیل کدورت تو شود تا شعور دلم شود کامل تو بزرگی کن و غروب نکن می شود بازتاب طلعت تو دل آیینه را رسوب نکن

درخواست حذف این مطلب
این دو کلمه ...  
یادداشت وارده ... nbsp ما کلافه ترین ملت جهانیم. ما نمی دانیم چرا ورزشکاران فلسطینی با اسراییلی ها مسابقه می دهند اما ما نه همان طور که نمی دانیم چرا هنوز بیشترین کمک را به انی می کنیم که از ما نفرت دارند و نمی دانیم چرا همین کمک را به مردمان کردستان و بلوچستان و خوزستان و هرمزگان که حق شان از این سرزمین است، نه صدقه ی حکومت نمی کنیم. و نمی دانیم چرا زرتشتی ها و ارمنی ها و آشوری ها باید جان و مال شان را برای وطن شان بدهند، اما اجازه ی نمایندگی هم وطن

درخواست حذف این مطلب
... آهنگ جدید احسان حائری با نام آیینه ها  
... آهنگ nbsp احسان حائری nbsp به نام nbsp آیینه ها nbsp با بالاترین کیفیت ... new ... by nbsp ehsan haeri nbsp called nbsp aeineh haترانه و آهنگسازی nbsp احسان حائری nbsp ؛ تنظیم آیین ؛ می ... و مستر آرش پاکزاد nbsp nbsp ... آهنگ nbsp جدید احسان حائری nbsp با ... ... آهنگ جدید nbsp احسان حائری nbsp در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک ... آهنگ جدید احسان حائری با نام آیینه ها nbsp

درخواست حذف این مطلب
سوره الفلق  
به نام خداوند بخشنده مهربانبگو پناه مى‏برم به پروردگار سپیده صبح، 1 از شر تمام آنچه آفریده است؛ 2 و از شر هر موجود شرور هنگامى که شبانه وارد مى‏شود؛ 3 و از شر آنها که با افسون در گره‏ها مى‏دمند و هر تصمیمى را سست مى‏کنند ؛ 4 و از شر هر حسودى هنگامى که حسد مى‏ورزد 5

درخواست حذف این مطلب
۩ آینه ۩  
من به آیینه حسادت به همان یک نگه خسته ی توو به اوکه تو را در دل خود خواهد دیدو به بوی گل سرخ... آن هنگام که تو می بوییشو به زلفان خم اندر خم توکه سرانگشت تو رابه کمین بنشسته استو به پیراهن توکه تو را این همه در بَر داردو به این یک نم اشککه یقین می دانمگونه ات می بوسدیا به یک آستینیکه عرق از سَر پیشانی تو برداردیا قلمکه به دستان تو خواهد یدیا به کاغذکه ز تو گیرد رنگمن به نسیمی که ز تو شاد شودیا به آبی که تو را می نوشدیا به نوری که روشن شود از پرتو توب

درخواست حذف این مطلب
ناگزیر از سفرم ، بی سر و سامان چون «باد»  
ناگزیر از سفرم ، بی سر و سامان چون «باد»به «گرفتار رهایی» نتوان گفت آزادکوچ تا چند ؟ مگر می شود از خویش گریخت«بال» تنها غم ِ غربت به پرستوها دادانکه مردم نشناسند تورا غربت نیستغربت آن است که «یاران» ببرندت از یادعاشقی چیست ؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر ؟ نه من از قهر تو غم ... ن ، نه تو از مهرم شادچشم بیهوده به آیینه شدن دوخته ایاشک ان روز که آیینه شد از چشم افتادفاضل نظری

درخواست حذف این مطلب
۲۱ نوامبر سال ۲۰۰۹ بود  
۲۱ نوامبر سال ۲۰۰۹ بود که یه پیغام از یه دوست گرفتم بهم انرژی داد و اعتماد به نفسم را بالا برد .تنها ... ی که توانایی های من رو همیشه یاد آوری میکرد و نمیگذ اشت آب تو دلم ت ... بخوره و لوسم کرده بود .دوست داشتم همینجا ازش یادی کنم . برام نوشته بود .سلام ای غروب غریبانه دل سلام ای طلوع سحر گاه رفتن سلامی که برخیزد از لوح جان سلامم به ایران و ایرانیان سلام به تو که ماهیت و شخصیتت کم از معنای نامت ندارد بی گمان تو در سیرت و صورت فرشته ای پس سلام به فرشته ا

درخواست حذف این مطلب
-  
نگاه خیسش را از پنجره گرفت و دستی روی مژه های تَرَش کشید، پلی لیست sadness time ـش را انتخاب کرده بود، و خب، با بالا و پایین شدن صدای خواننده قلبش بیشتر میگرفت. دوستان زیادی داشت، در و دیوار اتاقش این را فریاد میزد. با خود گفت جای چند ع ... هم خالیست، باید جمعشان را جمع کند. اما، سوالش اینجا بود، سوالی که دلش داشت این بود، کدامشان دستش را می ... رند؟ وقتی اشک از چشمش می آید کدامش حسش میکنند؟ کدامشان وقتی حواسش نیست نگاهش میکنند و میفهمند در ذهنش چه میگذ

درخواست حذف این مطلب
-  -
آینه گردان  
تا به کی از سخن عشق گریزان باشم؟از تو ننویسم و هربار پشیمان باشم؟پاک کردی عرق شرم ز پیشانی مستپس روا نیست من اینگونه پریشان باشمکیمیا خاک کف پای غلامان شماستکیمیایی بده تا جابر حیّان باشمنمی از چشمه ی توحید مفضّل کافی ستتا به چشمان تو یک عمر مسلمان باشمغم حدیثی ست که در چشم تو جریان داردباید از حادثه ی چشم تو گریان باشممثل این بیت برایت حرمی می سازمتا در آیینه ی ایوان تو حیران باشمحرف آیینه و ایوان شد و دلتنگ شدمکاش می شد حرم شاه ... اسان باشم

درخواست حذف این مطلب
بهاربختیاری  
روزگاری بود ومن چون آب جاری بوده امباطراوت همچو گلهای بهاری بوده امبرگ برگ دفتر شعرم پراز آیینه بودمحو پرواز پر سبز نگاری بوده امدربلندای نظرگاه عروس فکرگل شبنم درطواف شاخساری بوده امدرجدار روشن آفت دلپذی رتو ایینه آیینه داری بوده امگردرون پیله خویشم کنون عیبم مکنمرغ خوش خوان بهاربختیاری بوده امعسکری

درخواست حذف این مطلب
وعده دیداری به من آر  
در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست می دارم. آیینه ها و شب پره های مشتاق را به من بده، روشنی و را، آسمان بلند و کمان گشاده ی پل، پرنده ها و قوس و قزح را به من بده، و راه آ ین را در ای که می زنی مکرر کن، در فراسوهای مرزهای تنم ، تو را دوست می دارم، در آن دور دست بعید ، که رس اندام ها پایان می پذیرد، و شعله و شور و تپش ها و خواهش ها به تمامی فرو می نشیند، و هر معنا قالب لفظ را وا می گذارد، چنان چون روحی که جسد را در پایان سفر، تا به هجوم کر های پایان اش وانهد،

درخواست حذف این مطلب
وصف حال ماست...  
هو اللطیف ویرانه ایم و در دل گنجی ز راز داریمبا آنکه بی نشانیم، ما را تو می شناسیآیینه ایم و هر چند لب بسته ایم از خلقبس رازها که دانیم ما را تو می شناسیاز قیل و قال بستند، گوش و زبان ما رافارغ از این و آنیم ما را تو می شناسیدر ما صفای طفلی، نفسرد از هیاهوگ ... ار بی خزانیم ما را تو می شناسیآیینه سان برابر گوییم هر چه گوییمیکرو و یک زبانیم ما را تو می شناسیلب بسته چون حکیمان، سر خوش چو ک نیمهم پیر و هم جوانیم ما را تو می شناسیبا دُرد و صاف ... تی، گه س

درخواست حذف این مطلب
روزگار عاشقی  
بالا ... ه بعد از مدتها تصمیم گرفتم سر و سامانکی به اتاق بدهم. دستمال را برداشتم و افتادم به گرد ... ری کتابخانه. آیینه اتاق چند روزی میشد خاک گرفته بود و من هر روز که برای چند ثانیه ای خودم را در آن میدیدم و سریع از خانه میزدم بیرون، با خودم میگفتم شب که برگشتم ترتیبش را میدهم که روزی دیگر و قولی دیگر و.... آیینه را که تمیز ... همانطور که جیک جیک گنجشکان فضای اتاق را پر کرده چند دقیقه ای روبرویش می ایستم و خودم را نگاه میکنم. با خودم گفتم تو همان آدمی؟

درخواست حذف این مطلب
انتخاب رشته کنکور آزاد و سراسری آیینه وند 96-97  
nbsp انتخاب رشته کنکور شهر آیینه وند انتخاب رشته کنکور سراسری شهر آیینه وند nbsp انتخاب رشته کنکور سراسری 96 شهر آیینه وند انتخاب رشته آزاد شهر آیینه وند انتخاب رشته آزاد 96 شهر آیینه وند دفترچه انتخاب رشته کنکور سراسری شهر آیینه وند ، nbsp دفترچه انتخاب رشته کنکور سراسری 96 شهر آیینه وند دفترچه انتخاب رشته آزاد شهر آیینه وند nbsp nbsp دفترچه انتخاب رشته آزاد 96 شهر آیینه وند nbsp نرم افزار انتخاب رشته کنکور سراسری شهر آیینه وند nbsp نرم افزار انتخاب رشته ک

درخواست حذف این مطلب
تفعل اینترنتی  
دل می رود ز دستم، صاحب دلان، خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا کشتی ش تگانیم، ای باد شُرطه، برخیز باشد که بازبینیم دیدار آشنا را ده روز مهر گردون، افسانه است و افسون نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا در حلقه گل و مل، خوش خواند دوش بلبل هاتَ الصبوح هبوا، یا ایها السکارا ای صاحب کرامت شکرانه سلامت روزی تفقدی کن، درویش بی نوا را آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است «با دوستان مروت، با دشمنان مدارا» در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند گر تو نمی پس

درخواست حذف این مطلب
صد خزان افسردگی بودم ، بهارم کرده ای  
صد خزان افسردگی بودم ، بهارم کرده ایتا به دیدارت چنین امّیدوارم کرده ای nbsp پای تا سر می تپد دل کز صفای جان چو اشک nbsp در حریم شوق ها آیینه دارم کرده ای nbsp در شب نومیدی و غم همچو لبخند سحر nbsp روشنایی بخشِ چشمِ انتظارم کرده ایدر شهادتگاه شوق از جلوه ای آیینه دا یش روی انتظارت شرمسارم کرده ای nbsp می تپد دل چون با کاروان صبر و شوقتا به شهر آرزوها رهسپارم کرده ایزودتر بفرست ای ابر بهاری زودترجلوه ی برقی که امشب نذر خارم کرده اینیست در کنج قفس شوق بهار

درخواست حذف این مطلب
صبح بهار خویشم  
روزها دل نگران شب تار خویشم ملتهب از غم و از آ کار خویشم سوخته جان و دلم در عطش تنهایی در هواخواهی آن نیک نگارخویشم افتخارم همه در نوکری اهل ولاست سربلند ازنظر صبح بهار خویشم همه شب تا به سحر منتظرم دیدن یار بر سر عهد دل و شوق قرار خویشم روزگاری است که آیینه ترک بر دارد من خود آیینه این آینه دار خویشم بس که در راه رفیقان رها را دیدم روزها دل نگران شب تار خویشم

درخواست حذف این مطلب
5870 - سرطان کلیه  
م . م .م nbsp \- نویسنده nbsp افسون ماهری nbsp \- نشر آویشن nbsp \- چاپ nbsp دوم nbsp \- nbsp 1389 nbsp nbsp ش nbsp \- nbsp 60 nbsp ص \- تهران \- رقعی \- nbsp شومیز nbsp \- nbsp

درخواست حذف این مطلب
آیینه دق  
وقتی علی تمام مسیر تا محل کار با دوس دخترش تلفنی برای هم چرند میگن، دوست دارم شیشه رو بدم پایین و با لگد از ماشین بیرونش کنم، بعد یه آهنگ بیکلام ملایم پلی کنم و تا مقصد یه نخ مارلبرو دود کنم...

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین به روز شده ها
اطلاعات اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
چشمه اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات چشمه هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © Cheshme 2016-2017 Run in 0.384 seconds
RSS